بازخوانی تاریخی-مفهومی هامارتیا در نسبت با استحقاق اخلاقی در فن شعر ارسطو
محل انتشار: فصلنامه علمی تئاتر، دوره: 12، شماره: 4
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 137
فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_THEATER-12-4_004
تاریخ نمایه سازی: 11 تیر 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف بازخوانی مفهوم هامارتیا در نسبت با استحقاق اخلاقی در اندیشه ارسطو انجام شده است. هامارتیا که در تحقق تراژدی ارسطویی نقشی اجتنابناپذیر دارد، در گذر زمان از معنای اصیل خود فاصله گرفته و اغلب در قالب «لغزش اخلاقی» یا «گناه» تفسیر شده است. در پرتو روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از اسناد و منابع کتابخانهای، بررسی تاریخی نشان داد که ریشه این انحراف به فلسفه اسلامی و بهویژه ابنسینا بازمیگردد که با بهکارگیری مفهوم «زلل» بهجای هامارتیا، زمینه خوانش اخلاقی-قضایی از خطای تراژیک را پدید آورد. این رویکرد در قرون وسطی تثبیت شد و در دوره رنسانس با مفسرانی چون کاستلوترو ادامه یافت. در مقابل، شارحانی مانند روبرتلو، اسپرونی و مینتورنو کوشیدند تا وجه شناختی و انسانی هامارتیا را احیا کنند؛ تلاشی که در قرن اخیر در آثار استینتن، گولدن، کیم، وینیه و ساکی ادامه یافته و سبب غلبه دوباره تفسیر شناختی بر تفسیر اخلاقی شده است. بااینحال، بیشتر این پژوهشها از پیوند هامارتیا با مسئله استحقاق غفلت کردهاند. برای ارائه تفسیری همچون شارحان پیشین که سعی در بازتولید دقیق و قطعی اندیشه اندیشمند دارند، باید مجموعهای از پیشفرضهای بنیادین را پذیرفت. ازجمله انسجام درونی متون، ثبات فکری اندیشمند، ثبات فکری مفسر، عدم تحریف و پراکنش معنا. با مفروض دانستن پیشفرضهای مذکور، تحلیل ارتباط مفهومی بوطیقا و اخلاق نیکوماخوس نشان میدهد که خطای تراژیک نزد ارسطو، ناشی از ناآگاهی نسبت به جزئیات عمل است؛ خطایی که تنها در صورتی غیراختیاری محسوب میشود که با پشیمانی پسینی همراه باشد. از همین رو، احساس شفقت مخاطب در مواجهه با قهرمان تراژیک و درنهایت کاتارسیس که غایت سیستم تراژدی ارسطویی است، در این حالت اتفاق میافتد. چنین خوانشی، ضمن وفاداری به روح اندیشه ارسطو، میکوشد پیوند میان تراژدی، اختیار و مسئولیت اخلاقی را در افق تازهای بازنمایی کند.در مقابل، شارحانی مانند روبرتلو، اسپرونی و مینتورنو کوشیدند تا وجه شناختی و انسانی هامارتیا را احیا کنند؛ تلاشی که در قرن اخیر در آثار استینتن، گولدن، کیم، وینیه و ساکی ادامه یافته و سبب غلبه ی دوباره ی تفسیر شناختی بر تفسیر اخلاقی شده است. با این حال، بیشتر این پژوهش ها از پیوند هامارتیا با مسئله ی استحقاق غفلت کرده اند.برای ارائه تفسیری همچون شارحان پیشین که سعی در بازتولید دقیق و قطعی اندیشه اندیشمند دارند، باید مجموعه ای از پیش فرض های بنیادین را پذیرفت. از جمله انسجام درونی متون، ثبات فکری اندیشمند، ثبات فکری مفسر، عدم تحریف و پراکنش معنا.با مفروض دانستن پیش فرض های مذکور، تحلیل ارتباط مفهومی بوطیقا و اخلاق نیکوماخوس نشان می دهد که خطای تراژیک نزد ارسطو، ناشی از ناآگاهی نسبت به جزئیات عمل است؛ خطایی که تنها در صورتی غیراختیاری محسوب می شود که با پشیمانی پسینی همراه باشد. از همین رو، احساس شفقت مخاطب در مواجهه با قهرمان تراژیک و در نهایت کاتارسیس که غایت سیستم تراژدی ارسطویی است، در این حالت اتفاق می افتد.چنین خوانشی، ضمن وفاداری به روح اندیشه ی ارسطو، می کوشد پیوند میان تراژدی، اختیار و مسئولیت اخلاقی را در افق تازه ای بازنمایی کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
امیرعلی ثمن
کارشناس ارشد رشته ادبیات نمایشی، موسسه آموزش عالی هنر شیراز، شیراز، ایران.
سعیدرضا خوش شانس
دانشجوی دکتری تخصصی رشته فلسفه هنر، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.