فراق به مثابه سازوکار درمانگر فعال تحلیل روانشناختی مفهوم فراق در مثنوی معنوی بر اساس نظریه رشد پس از سانحه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LCICD04_060

تاریخ نمایه سازی: 11 تیر 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکردی تحلیلی تاویلی و با استفاده از چارچوب نظریه رشد پس از سانحه از روانشناسی مثبت نگر، به بررسی نظام مند کارکردهای روان شناختی مفهوم «فراق» در مثنوی معنوی می پردازد. هدف مقاله اثبات این فرضیه است که مولانا جلال الدین بلخی فراق را صرفا به عنوان یک حالت عاطفی منفی یا زمینه ساز اشتیاق نمی نگرد، بلکه آن را به مثابه یک «سازوکار درمانگر فعال و موتور محرک سلوک» طراحی می کند که دارای سه کارکرد اصلی به هم پیوسته است: ۱) کارکرد تخریبی بیدارگرایانه شکستن ساختارهای خودکاذب و ایجاد شوک وجودی (۲) کارکرد انگیزشی حرکت آفرین ایجاد کشش روان شناختی غیرقابل مقاومت برای حرکت در مسیر سلوک و (۳) کارکرد هویت ساز معنابخش بازسازی خود بر مبنای الگوی آرمانی از طریق آزمون های وجودی. این مقاله با تحلیل عمیق حکایات محوری مثنوی و تطبیق آن با پنج حوزه رشد پس از سانحه تدسکی و کالاهون (۲۰۰۴) نشان می دهد که مولانا فراق را به عنوان یک «رنج» هدفمند و ضروری برای تحول روحانی مفهوم پردازی می کند. در نهایت مقاله مدل دور سه گانه فراق-تحول را به عنوان الگوی روان شناختی-عرفانی ارائه می دهد و پیامدهای کاربردی این خوانش را در حوزه های روان درمانی، معنوی، تربیت و توسعه فردی بررسی می نماید. در این مسیر با اشاره به اشعار و اندیشه های شاعران کلیدی دیگری چون سنایی، عطار و حافظ، جایگاه بی بدیل مولانا در تعمیق و نظام بخشی به این مفهوم نشان داده خواهد شد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

شیرین صدوقی

دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی ادبیات غنایی واحد مشهد دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

سید مجید تقوی بهبهانی

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ایران

رضا مهربان قزلحصار

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد تایباد، دانشگاه آزاد اسلامی تایباد ایران