بررسی کارائی نظریه نظم مستتر در توضیح تجربه زمان غیرخطی در روانشناسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISPE01_001
تاریخ نمایه سازی: 11 تیر 1405
چکیده مقاله:
مقاله حاضر با بررسی دو محور اصلی فیزیک زمان و روانشناسی زمان به دنبال یافتن نقطه ی اتصال آنها از منظر نظریه ی نظم مستتر دیوید بوهم است. در ابتدا نشان داده می شود که در فیزیک، کلاسیک زمان پارامتری مطلق و خطی است، اما در نظریه های نسبیتی و کوانتومی ماهیتی نسبی وابسته به ناظر و حتی غیر بنیادین می یابد. سپس الگوهای روان شناختی تجربه زمان بررسی می شوند که بر اساس آنها زمان ذهنی ساختاری انعطاف پذیر و زمینه مند است و در شرایط مختلف دچار کشیدگی، فشردگی یا تعلیق می شود. نظریه ی بوهم با طرح دو سطح، واقعیت یعنی نظم آشکار و نظم مستتر و معرفی مفهوم مه، روند، مفهومی از زمان را معرفی می کند که خطی نیست و تنها در سطح آشکار به صورت توالی، گذشته حال و آینده جلوه می کند. تلفیق این دو حوزه نشان می دهد که می توان این احتمال را در نظر گرفت که برخی ویژگی های تجربه غیر خطی زمان با ساختار غیر خطی نظم مستتر از منظر تفسیر بوهم قابل مقایسه باشند. مقاله در نهایت پیشنهاد می کند که این نظریه می تواند بنیانی برای یک چارچوب میان رشته ای جهت فهم پیچیدگی زمان زیسته فراهم کند. روش کار در این پژوهش مبتنی بر رویکردی نظری - تحلیلی است؛ ابتدا منابع فیزیکی، فلسفی و روان شناختی مرتبط با مفهوم زمان به صورت هدفمند گردآوری و تحلیل شد، سپس با استفاده از روش تحلیل مفهومی تطبیقی، مفاهیم کلیدی نظریه نظم مستتر بوهم با الگوهای شناخته شده در روان شناسی زمان مقایسه گردید. این مقایسه با هدف شناسایی هم پوشانی ها، تفاوت ها و امکان پذیری یک چارچوب میان رشته ای صورت گرفت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بهاره صهبائی لطفی
دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی - موسسه آموزش عالی الکترونیکی ایرانیان
علیرضا صهبائی لطفی
کارشناسی ارشد مخابرات مرکز آموزش مخابرات ایران