جامعه شناسی رسانه در عصر پلتفرم ها، الگوریتم ها و اقتصاد نظارتی: چارچوبی انتقادی برای تحلیل تولید، محتوا، مخاطبان، قدرت و نابرابری در فضای دیجیتال معاصر

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 106

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MEDIACS03_010

تاریخ نمایه سازی: 9 تیر 1405

چکیده مقاله:

جامعه شناسی رسانه به عنوان یکی از شاخه های اصلی جامعه شناسی، در دو دهه ی اخیر با ظهور پلتفرم های دیجیتال، رسانه های اجتماعی، الگوریتم ها، داده های عظیم و اقتصاد نظارتی دستخوش تحولات بنیادین شده است. این مقاله با مرور نظام مند پیشینه، تحلیل شش حوزه ی اصلی تولید رسانه ای، محتوا و بازنمایی، مخاطبان و مصرف، تاثیرات اجتماعی، قدرت و سیاست، و تحولات جهانی، و واکاوی داده های تجربی معتبر، به ارزیابی فرصت ها، چالش ها و جهت گیری های آینده ی این رشته می پردازد. یافته های مبتنی بر تحلیل داده های ۳۰ جنبش اجتماعی در ۲۰ کشور، ۱۰۰۰ گروه سیاسی، ۵۰ پلتفرم رسانه های اجتماعی، ۲۰۰ سند شرکتی، ۱۰,۰۰۰ پاسخ دهنده، ۴۵۰ مصاحبه، ۱۰۰۰ نتیجه ی جستجو، ۵۰۰ شرکت رسانه ای و ۱۰۰ پروژه ی پژوهشی نشان می دهد رسانه های اجتماعی زمان سازماندهی اعتراضات را از ۶ هفته به ۳ روز کاهش داده و سرعت انتشار اطلاعات را ۱۲ برابر کرده اند. با این حال، قطبی شدگی سیاسی شتابان است به طوری که کاربران پراستفاده ۴.۲ برابر بیشتر دچار قطبی شدگی می شوند و فاصله ی ایدئولوژیک در سه ماه ۲۴ درصد افزایش می یابد. ۷۸ درصد از پلتفرم ها از الگوریتم ها برای شخصی سازی محتوا استفاده می کنند اما ۵۲ درصد کاربران از این موضوع بی اطلاعند. ارزش بازار داده های شخصی به ۲۰۰ میلیارد دلار رسیده و الگوریتم ها می توانند اقدامات کاربران را با دقت ۷۶ درصد پیش بینی کنند. شکاف مهارت های دیجیتال و شکاف استفاده ی سودمند همچنان بالای ۲۴ درصد باقی مانده و افراد با تحصیلات بالا ۳.۴ برابر بیشتر از اینترنت برای اهداف آموزشی استفاده می کنند. ۷۴ درصد از شخصیت های اصلی فیلم های هالیوود مرد هستند و احساس تنهایی در میان نوجوانان ۳۴ درصد افزایش یافته است. ۵۶ درصد از پروژه های پژوهشی مبتنی بر داده های عظیم به منابع مالی شرکت های فناوری وابسته هستند. نتیجه گیری اصلی آن است که جامعه شناسی رسانه نیازمند بازتعریف مفاهیم بنیادین، توسعه ی نظریه های انتقادی جدید، و تدوین چارچوب های روش شناختی ترکیبی و اخلاقی است. پیشنهادهای مقاله در سه دسته ی نظری شامل بازتعریف مفاهیم و نظریه ی یکپارچه، روش شناختی شامل چارچوب ترکیبی و دسترسی اخلاقی به داده ها، و کاربردی-سیاستی شامل منشور اخلاقی، شفافیت الگوریتم، نهاد نظارتی مستقل و توانمندسازی شهروندان ارائه شده اند.

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی