جلوه های عشق و عرفان در غزلیات شمس و تاثیر آن بر غزل معاصر

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 51

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-8-88_047

تاریخ نمایه سازی: 7 تیر 1405

چکیده مقاله:

غزلیات شمس تبریزی، قله ای رفیع در ادبیات عرفانی ایران و تجلی گاه شوریدگی های مولانا در ساحت عشق الهی است. این اثر نه یک دیوان صرف، بلکه گزارش لحظه به لحظه ی گذار از «خویشتن» محدود به «حقیقت» مطلق است. هسته ی مرکزی غزلیات شمس، مفهوم «عشق مجاز» به عنوان پل عبور به «عشق حقیقت» است؛ عشقی که در آن عاشق در معشوق فانی شده و مرزهای میان «من» و «او» در هم می شکند. مولوی با بهره گیری از زبان موسیقایی، استعاره های بدیع و گسست های نحوی، زبانی تازه برای بیان تجربه های ناب عرفانی خلق کرد که تا پیش از آن در سنت ادبی ما بی سابقه بود.تاثیر این نگاه در غزل معاصر، فراتر از تقلیدهای زبانی است. شاعران معاصر با درک ماهیت دیالکتیکی عشق در کلام مولانا، آن را از فضای صرفا انتزاعی و صوفیانه به ساحت مسائل اگزیستانسیال، رنج های انسانی و دغدغه های اجتماعی پیوند زده اند. غزل معاصر، با وام گیری از «شور شمس»، ضمن حفظ ساختار کلاسیک، به واکاوی درونی انسان مدرن پرداخته و عشق را نه صرفا به مثابه حالتی شهودی، بلکه به عنوان ابزاری برای کشف «خود» و مقابله با زوال و بیگانگی عصر حاضر بازخوانی کرده است. این مقاله به تبیین پیوند میان شوریدگی مولانا و جریان های پویای غزل معاصر می پردازد.

نویسندگان

طوبی اسماعیل پور

کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی دانشگاه پیام نور خوراسگان اصفهان