واکاوی پدیدارشناسانه تجربه زیسته معلمان از تلفیق طنز در برنامه درسی هنر: بازشناسی بسترهای ارتقای خلاقیت و تفکر انتقادی در دانش آموزان ابتدایی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CFTP12_332
تاریخ نمایه سازی: 2 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی پدیدارشناسانه تجربه زیسته معلمان از تلفیق طنز در برنامه درسی هنر و بازشناسی ظرفیت های آن در ارتقای خلاقیت و تفکر انتقادی دانش آموزان ابتدایی انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی اجرا شد. میدان پژوهش، مدارس ابتدایی شهر اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود و مشارکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با معیار بیشترین تنوع انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق انجام گرفت و فرآیند مصاحبه تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. داده ها با رویکرد تحلیل مضمون و با تمرکز بر استخراج معانی مشترک در تجربه معلمان تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار یافته ها از مرور مشارکت کنندگان، بازبینی همتایان، ثبت دقیق فرآیند پژوهش و توجه به ملاحظات اخلاقی استفاده شد. یافته ها نشان داد که معلمان، طنز را در برنامه درسی هنر نه صرفا عاملی برای سرگرمی، بلکه راهبردی تربیتی برای ایجاد فضای امن و شاد، کاهش ترس از خطا، افزایش مشارکت، تحریک تخیل، گسترش ایده پردازی، تقویت گفت وگو و تسهیل پرسشگری انتقادی می دانند. همچنین نتایج آشکار کرد که طنز تصویری، کاریکاتور، قصه طنز، نمایش خلاق، بازی و بازخورد طنزآمیز، از مهم ترین بسترهای پیوند میان تجربه هنری و یادگیری عمیق هستند. در عین حال، اثربخشی طنز به هدایت آگاهانه معلم، رعایت مرزهای اخلاقی و فرهنگی، تناسب با ویژگی های رشدی دانش آموزان و هدفمند بودن فعالیت های آموزشی وابسته است. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد که تلفیق سنجیده و مسئولانه طنز در برنامه درسی هنر می تواند به غنی سازی تجربه یادگیری، ارتقای خلاقیت، تقویت تفکر انتقادی، افزایش اعتماد به نفس و شکل گیری کلاس های هنری بانشاط، انسانی و اندیشه ورز در دوره ابتدایی کمک کند.
کلیدواژه ها: