تجربه واقعیت های شبیه سازی شده :خوانش فیلم موازی بر مبنای نظریات ژان بودریار
محل انتشار: فصلنامه رهپویه هنرهای نمایشی، دوره: 6، شماره: 19
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 24
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPA-6-19_001
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
پدیده شبیه سازی در دوران پست مدرن، یکی از اساسی ترین چالش های فرهنگی، فلسفی و زیبایی شناختی جهان معاصر به شمار می آید. در این عصر، گسترش فناوری های دیجیتال و سلطه رسانه های تصویری، مرز میان واقعیت و بازنمایی را فرو ریخته و جهانی از وانموده ها و تصاویر جایگزین پدید آورده است؛ جهانی که در آن، نشانه ها دیگر بازتاب واقعیت نیستند، بلکه خود واقعیت را می سازند. پژوهش حاضر با اتکا بر نظریه ژان بودریار درباره «وانموده» و «ابرواقعیت»، به تحلیل فیلم موازی، ساخته ایزاک ازبان می پردازد تا نشان دهد چگونه سینمای پست مدرن از طریق منطق شبیه سازی و فناوری تصویر، فرایند جایگزینی نشانه ها به جای امر واقعی را به صورت روایی و بصری بازنمایی می کند. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل نشانه شناختی روایی است و بر بررسی پیوند میان تصویر، هویت و فناوری در ساختار روایی، میزانسن و زیبایی شناسی فیلم تمرکز دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عنصر «آینه» در فیلم، نقشی فراتر از ابزار بازتاب دارد و به رسانه ای فناورانه برای خلق واقعیت های موازی تبدیل می شود؛ همان سازوکار شبیه سازی بودریاری که در آن، تصویر نه بازتاب حقیقت، بلکه تولیدکننده آن است. در این بستر، شخصیت ها در چرخه ای از تکثیر و بازتولید گرفتار می شوند، تا جایی که تمایز میان نسخه و اصل از میان می رود و سوژه انسانی در دل شبکه وانموده ها منحل می گردد. این وضعیت، مصداقی از مفهوم «جنایت کامل» در اندیشه بودریار است؛ یعنی حذف امر واقعی و پنهان کردن نبود آن از طریق بازنمایی تصویری. آینه در این فیلم، نه تنها تمهیدی روایی بلکه ابزاری متافیزیکی برای خلق ابرواقعیت است، جایی که زمان، فضا و ادراک انسانی در فرایند فشردگی دیجیتال دچار فروپاشی می شوند. افزون بر این، ارجاعات بینامتنی فیلم به آثار سینمایی کلاسیکی چون پدرخوانده و فرانکنشتاین، لایه ای از بازنمایی در بازنمایی ایجاد می کند که خود به مصداقی از تقدم وانموده ها بر واقعیت تبدیل می شود. در این سطح، فیلم نه تنها از واقعیت سخن می گوید، بلکه سازوکار زایش واقعیت های مجازی را در بطن خود بازآفرینی می کند. از منظر زیبایی شناسی، تغییر نور، رنگ و فضا از گرمای جهان واقعی به سردی و بی جان بودن جهان موازی، بازتابی از گذار انسان معاصر از زیست واقعی به تجربه ابرواقعی است. در نتیجه، موازی را می توان نه صرفا بازنمایی نظریه بودریار، بلکه تجسم سینمایی آن دانست؛ فیلمی که در آن روایت، تصویر و تجربه ادراکی درهم تنیده اند و مخاطب را در مواجهه ای فلسفی با پرسش از واقعیت، هویت و اصالت قرار می دهند. بدین سان، سینمای دیجیتال از منظر این پژوهش، دیگر آینه جهان نیست، بلکه خود، جهان را می سازد و تجربه زیسته انسان را در چرخه بی پایان وانموده ها جایگزین می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رضوانه معانی
کارشناس ارشد رشته پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
اصغر فهیمی فر
دانشیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :