بررسی پیوند «خشونت و قانون» در برنامه نوسازی دولت مدرن پهلوی اول بر پایه نظریه والتر بنیامین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 91

فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RAHSI-10-1_011

تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405

چکیده مقاله:

از نظر بنیامین؛ خشونت از منظر یک نظم حقوقی، دو کارکرد عمده دارد. نخست؛ کارکرد «قانون گذاری» که منشا هر نظم حقوقی- قانونی است و دوم؛ کارکرد «حفظ قانون». این نوع خشونت که برای حفظ قانون در نظر گرفته شده است، ذاتا در هر نوع قانونی نهفته است. در حالی که خشونت اولیه (یا قانون گذار)، به کنش سازنده «استقرار» قدرت اشاره دارد، خشونت ثانویه (یا حافظ قانون) معمولا در نهادهای دولتی گنجانده شده و هدفش «استمرار» و ماندگاری خشونت اولیه است. با این اشاره، پرسش اصلی پژوهش پیش رو این است که چه پیوندی بین «خشونت و قانون» در شکل گیری دولت مدرن پهلوی اول و به ویژه در سیاست های نوسازی این دولت وجود داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد رضاشاه همانند هر بنیانگذاری، در آغاز با بهره گیری از خشونت اسطوره ای یا خشونت واضع قانون (در مورد دولت پهلوی، کودتا سوم اسفند ۱۲۹۹) رژیم جدید را بنیان نهاد و در ادامه با توسل به خشونت حافظ قانون (بهره گیری از ظرفیت-های حقوقی و اجرایی نهادهایی چون قانون اساسی، مجلس، دیوانسالاری و...) در قالب برنامه نوسازی از بالا، موقعیت دولت مدرن و سلسله جدید پهلوی را تحکیم بخشید.

نویسندگان

علیرضا سمیعی اصفهانی

دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

نفیسه اله دادی

دانش آموخته دکتری علوم سیاسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران