صورت بندی رابطه اسلام با تحزب و نهادهای اجتماعی در کلام سیاسی آیت الله جوادی آملی: خوانشی هرمنوتیکی بر پایه نظریه اسکینر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 51
فایل این مقاله در 50 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ISSJ-17-35_005
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: در عصر حاضر، جوامع اسلامی با چالش های نوپدیدی در حوزه سیاست، هویت، و نهادسازی مواجه اند. یکی از مهم ترین این چالش ها، نسبت میان دین و سیاست در قالب هایی مانند تحزب، مشارکت سیاسی، و نهادهای اجتماعی است. در این میان، کلام سیاسی اسلامی به مثابه شاخه ای از الهیات اجتماعی، نقش مهمی در تبیین مبانی مشروعیت، عقلانیت، و اخلاق سیاسی ایفا می کند. آیت الله عبدالله جوادی آملی، از برجسته ترین متفکران معاصر در حوزه فلسفه، تفسیر، و کلام اسلامی، در آثار خود به بازخوانی مفاهیم بنیادینی مانند «اسلام»، «تحزب»، «مشارکت سیاسی» و «نهادهای اجتماعی» پرداخته است؛ مفاهیمی که در بستر جمهوری اسلامی ایران، نه تنها جنبه نظری، بلکه کارکردی و نهادی نیز یافته اند. در منظومه فکری جوادی آملی، اسلام صرفا دین فردی یا مناسکی نیست، بلکه نظامی جامع برای تنظیم مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. وی با تکیه بر عقلانیت دینی، اجتهاد اجتماعی، و سنت سازی، نگاهی نو به تحزب و مشارکت سیاسی ارائه می دهد؛ نگاهی که در آن، حزب و نهاد اجتماعی نه ابزار قدرت، بلکه تجلی عقل و نقل در عرصه عمومی اند. تحزب، در این چهارچوب، تنها زمانی مشروع است که در خدمت حق، عدالت، و هدایت الهی باشد؛ و مشارکت سیاسی نیز زمانی ارزشمند است که با نیت قربت، عقلانیت قرآنی، و رعایت مصالح عمومی همراه شود. سوال اصلی آن است که در کلام سیاسی جوادی آملی رابطه اسلام و تحزب بر پایه روش اسکینر چگونه تحلیل می شود و واجد چه ویژگی هایی است. بر اساس این، تحقیق بر پایه روش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر با دخل و تصرفاتی به واکاوی رابطه اسلام و تحزب و تشکل و نهادهای اجتماعی در کلام سیاسی آیت الله جوادی آملی می پردازد و فرضیه ذیل را ارائه می دهد: کلام سیاسی آیت الله جوادی آملی، با توجه به زمینه های عینی و ذهنی و هنجارهای مرسوم، و با تکیه بر عقلانیت دینی، اجتهاد اجتماعی، و سنت سازی، متصرفات و نگاهی نسبتا نو به تحزب و نهادهای اجتماعی دارد.روش: هرمنوتیک قصدگرای اسکینر: روش هرمنوتیکی اسکینر، که در سنت کمبریج توسعه یافته، رویکردی میان گرایانه میان متن محوری و زمینه محوری است و در زمره روش های مولف محور قرار می گیرد. این روش بر آن است که فهم دقیق از متون سیاسی، مستلزم بازسازی نیت مولف در بستر تاریخی، اجتماعی، و گفتمانی خاص است. اسکینر با تاکید بر پیوند میان زبان، نیت، و کنش، متن را نه یک ابژه خودمختار، بلکه تجلی کنش ارتباطی مولف در مواجهه با مسائل زمانه می داند (Skinner, ۱۹۶۹؛ جاوید، ۱۳۹۳). در این چهارچوب، تحلیل اندیشه سیاسی آیت الله جوادی آملی، به ویژه در باب تحزب و نهادهای اجتماعی، مستلزم بازسازی منظومه ذهنی و زمینه های عینی مولف، و نیز بررسی نحوه تصرف وی در گفتمان های رایج است. پژوهش حاضر با الهام از این روش، به ویژه از مرحله نخست آن یعنی «زمینه های ذهنی»، بهره می گیرد و آن را به عنوان چهارچوب نظری تحلیل برمی گزیند. اسکینر برای فهم متون سیاسی، چهار مولفه تحلیلی را پیشنهاد می کند که در تعامل با یکدیگر، امکان بازسازی نیت مولف و کنش زبانی او را فراهم می کند.نتایج: یافته های مقاله نشان می دهد منظومه فکری آیت الله جوادی آملی درباره تحزب و تشکل، واجد ظرفیت های مفهومی، معرفتی و نهادی ای است که می تواند به بازسازی نهادهای سیاسی در جوامع اسلامی کمک کند. تحلیل این منظومه با تکیه بر چهارچوب نظری هرمنوتیکی اسکینر، امکان فهم دقیق تصرفات مفهومی و نهادی ایشان را فراهم کرد؛ تصرفاتی که نه تنها در نقد هنجارهای رایج غربی و اسلامی ریشه دارند، بلکه به تولید الگوی نوینی از تشکل مومنانه، عقلانی و اخلاق محور منتهی می شوند. جوادی آملی، با تصرف در هنجارهای غربی و اسلامی تحزب و تشکل، منظومه ای نوین از کلام سیاسی اسلامی ارائه می دهد که در آن، حزب و نهاد اجتماعی نه ابزار قدرت، بلکه تجلی عقل، نقل، و هدایت الهی اند. این منظومه، با تکیه بر عقلانیت دینی، تفقه جامع، و قرآن گرایی، زمینه ای برای نهادسازی مومنانه و مشارکت اخلاقی در جامعه اسلامی فراهم می کند. در این افق مبتنی بر پذیرش تکثر سیاسی ذیل نظام اسلامی، تمامی کارویژه های حزب به عنوان سازمان قدرت با حفظ کلیت نظام اسلامی مورد تایید است.بحث و نتیجه گیری: اما در نسبت با هنجارهای مرسوم اسلامی و متفکران دینی، او شباهت های جدی و تفاوت های مختلفی نیز دارد. مثلا درحالی که مصباح یزدی ولایت فقیه را محور اصلی مشروعیت سیاسی می داند و تحزب را تنها در صورت تبعیت کامل از ولی فقیه مجاز می شمارد و بهشتی نیز به ولایت فقیه باور دارد، اما آن را در چهارچوب قانون اساسی و همراه با مشارکت مردم تفسیر می کرد؛ نه به مثابه نفی تکثر یا رقابت سیاسی؛ جوادی آملی ولایت الهی را مبنای مشروعیت حزب می داند، اما بر عقلانیت و اخلاق نیز تاکید دارد و حزب مطلوب باید با هدایت شرعی و عقل صائب پیوند داشته باشد (جوادی آملی، ۱۳۸۰، ص۱۲۳).آیت الله جوادی آملی، حزب را یکی از اجزای نهادهای اجتماعی می داند و در تحلیل خود از این مفهوم، به تعاریف کلاسیک نهاد اجتماعی اشاره می کند. به باور وی، نهاد اجتماعی نظامی نسبتا پایدار و سازمان یافته از الگوهای رفتاری است که برخی کنش های مشابه را با هدف تامین نیازهای اساسی جامعه دربرمی گیرد (کوئن، ص۱۵۱). همچنین، نهاد را می توان خوشه ای از وظایف اجتماعی دانست که در قالب مجموعه ای از موسسات برای تحقق اهداف مشخص در جامعه شکل گرفته اند (مندراس، ص۱۲۲). وی برخی ویژگی های بنیادین نهاد را چنین برمی شمارد: تامین نیازهای اجتماعی مشخص، تضمین ارزش های غایی اعضای نهاد، برخورداری از ثبات نسبی تا جایی که الگوهای رفتاری آن بخشی از فرهنگ جامعه می شود، و گستردگی بنیان های اجتماعی به نحوی که تغییر در آنها به تغییر در سایر نهادها منجر می شود. افزون براین، آرمان ها و اهداف نهاد باید مورد پذیرش بخش عظیمی از جامعه باشد؛ چه در آن مشارکت داشته باشند یا نه (جوادی آملی، ۱۳۸۸ب، تفسیر موضوعی ، ، ج۱۷، ص۴۸). در مجموع، منظومه فکری جوادی آملی درباره تحزب و تشکل، واجد ویژگی هایی است که آن را از رهیافت های رایج متمایز می کند:غایت گرایی الهی: حزب باید در خدمت تحقق حق، عدالت، و هدایت الهی باشد؛عقلانیت دینی: تحزب باید بر پایه عقل صائب، اجتهاد اجتماعی، و مصالح امت شکل گیرد؛اخلاق محوری: نیت، اخلاص، و تقوا باید در کنش حزبی لحاظ شود؛ولایت محوری: حزب مطلوب باید با ولایت الهی و هدایت شرعی پیوند داشته باشد؛سنت سازی: نهادهای اجتماعی باید از سنت های صالحه تغذیه شوند و خود به سنت سازی بپردازند.این ویژگی ها، تحزب را از سطح عرفی و ابزاری به سطح ایمانی و معرفتی ارتقا می دهند و آن را به مثابه کنش مومنانه در جامعه اسلامی بازتعریف می کنند. در نتیجه، الگوی پیشنهادی جوادی آملی می تواند مبنایی برای بازاندیشی در ساختارهای حزبی در جوامع اسلامی باشد و زمینه ای برای تحقق مردم سالاری دینی، عدالت اجتماعی، و کرامت انسانی فراهم کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی آقاجانی
استادیار، علوم سیاسی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :