بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت
محل انتشار: فصلنامه جستارهای نوین ادبی، دوره: 58، شماره: 4
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JLSS-58-4_006
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تاثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبع آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دیویس و… ) و عرفانی (اتو، استیس، کتز و… ) طرح شد. درمقابل کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تاکید کردند (کتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبی روی می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفا محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رفت ها و مخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تاویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بهاره رفاهی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی.
علیرضا نیکویی
عضو هیات علمی دانشگاه گیلان (دانشیار)
محمدکاظم یوسف پور
عضو هیات علمی دانشگاه گیلان (دانشیار)
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :