اصل «محرمیت» به عنوان یکی از مفاهیم بنیادین برخاسته از فرهنگ ایرانی و تعالیم اسلامی، همواره در سازماندهی فضایی و کالبدی معماری سنتی ایران نقشی محوری ایفا کرده است. پژوهش حاضر با هدف بازخوانی دیالکتیک میان شاخصهای
محرمیت و مولفههای کالبدی–فضایی در خانههای سنتی مناطق شهری استان
گیلان در دوره قاجار انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی–کیفی) با رویکرد توصیفی–تحلیلی و کاربردی است. در بخش کیفی، ابتدا شاخصهای
محرمیت و مولفههای فضایی–کالبدی از طریق مطالعات کتابخانهای و اسنادی استخراج گردید. سپس بهمنظور تدقیق دادهها، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از متخصصان حوزه معماری و شهرسازی انجام و دادههای حاصل با روش گراندد تئوری بر پایه رویکرد استراوس و کوربین طی سه مرحله باز، محوری و انتخابی در نرمافزار (مکسکیودا) تحلیل شد. کدهای محوری با تکرار سه تا ششباره به عنوان شاخصها و مولفههای منتخب شناسایی و به گویههای پرسشنامه دلفی تبدیل گردیدند. در بخش کمی، پرسشنامه مشتمل بر ۳۰ سوال طیفی بین ۸۲ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی توزیع و پس از سه راند تحلیل دلفی، دادهها با نرمافزارهای (اسپیاساس) و (اسمارت پیالاس) مورد تحلیل قرار گرفتند. پایایی ابزار با آزمونهای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن با روش فورنل–لارکر (روایی همگرا و واگرا) تایید شد. نتایج حاصل از مدلسازی
معادلات ساختاری نشان میدهد که تمامی شاخصهای
محرمیت شامل سلسلهمراتب، درونگرایی، حریم و قلمرو، مکانیابی و عرصهبندی تاثیری مثبت و معنادار بر شکلگیری ساختار فضایی–کالبدی خانههای سنتی
گیلان دارند و مدل کلی از برازش قوی برخوردار است (GOF=۰.۳۹۱). در میان شاخصها، «حریم و قلمرو» بیشترین تاثیر را در سازماندهی فضا، «درونگرایی» بالاترین ضریب معناداری را با مولفههای نما و تزئینات، فرم، هندسه و ابعاد، و «عرصهبندی» بیشترین ارتباط را با فن ساخت و مصالح نشان داده است. یافتهها بیانگر آن است که
محرمیت در خانههای قاجاریه
گیلان نهتنها مفهومی فرهنگی، بلکه سازوکاری کالبدی برای تحقق خلوت، امنیت و پیوند هماهنگ با طبیعت بوده و نقشی تعیینکننده در تداوم هویت معماری بومی منطقه ایفا نموده است.