پژوهش حاضر با روش کیفی و به شیوه مرور متون و اسناد کتابخانه ای و با هدف تبیین و مقایسه ماهیت نظریه
ولایت فقیه در عصر مشروطه و
انقلاب اسلامی انجام شده است. سوال اصلی این است که: دیدگاه علامه محمدحسین نایینی و
امام خمینی چه تفاوتی با هم دارند؟ در پاسخ باید گفت، تفاوت اصلی تحلیل گفتمانی اصل
ولایت فقیه از دیدگاه علامه نایینی و
امام خمینی در نوع برقراری عدالت است. بر این اساس، علامه نایینی معتقد است با تحدید سلطنت و برقراری حکومت مشروطه می توان در جهت برقراری عدالت در جامعه گام برداشت، در حالی که
امام خمینی معتقد است برقراری عدالت در جامعه فقط با سقوط سلطنت و ایجاد حکومت اسلامی میسور می شود. یکی از مهم ترین عناصر و مفاهیم در زبان سیاسی اسلام، عنصر
ولایت فقیه می باشد، کارایی این عنصر در هویت بخشی به
گفتمان اسلام سیاسی در ایران غیرقابل انکار است. در اندیشه سیاسی معاصر برخی فقها مانند علامه نایینی و
امام خمینی اصل
ولایت فقیه را مورد توجه قرار داده و در نهایت شاهد دو دیدگاه عمده در دو مقطع زمانی هستیم. علامه نایینی ضمن پذیرش
ولایت فقیه و نظارت آنها بر قوانین به دنبال ایجاد حکومت مشروطه در ایران است، تا با محدود کردن سلطنت، شاهد برقراری عدالت در جامعه باشیم در حالی که
امام خمینی با ارائه نظریه
ولایت فقیه به دنبال ایجاد حکومت اسلامی و سرنگونی نهاد سلطنت است. تا در سایه الگوی جدیدی از حکمرانی، عدالت در جامعه بر قرار شود. در واقع دیدگاه
امام خمینی درباره حکومت اسلامی در عمل محقق می شود. تفاوت امام با دیدگاه فقهای معاصر این بود که فقهای معاصر، شرط احتمال تاثیر را منتفی می دانستند، بنابراین، تکلیف را ساقط می پنداشتند، در حالی که
امام خمینی شرط احتمال تاثیر را منتفی ندانسته و با همت عالی خود به زمینه سازی احتمال تاثیرات می پردازد و موفق به ایجاد حکومت اسلامی در ایران می شود.