بازنمایی مضامین سازمان دهنده وفاق جمعی؛ به سوی ارائه الگوی مفهومی تحقق هم آوایی در عمل برنامه ریزی شهری
محل انتشار: فصلنامه مطالعات شهری، دوره: 15، شماره: 57
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_URBS-15-57_002
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع شهری و ظهور منافع و ارزش های متعارض، برنامه ریزی شهری معاصر را به سوی ضرورت وفاق جمعی و همگرایی دخیلان برای درک منافع مشترک سوق داده است؛ با این حال، وفاق به عنوان مفهومی مستقل و چندبعدی در ادبیات برنامه ریزی شهری، نیازمند تبیین عمیق نظری و ساختاری است. پژوهش حاضر، در پی شناسایی «مضامین سازمان دهنده» و «ارائه الگوی مفهومی تحقق وفاق جمعی در میان دخیلان برنامه ریزی شهری» است. بدین منظور، با جست وجو و بررسی نظام مند منابع، بهره گیری از شیوه کیفی تحلیل مضمون و رهیافتی استقرایی، کدگذاری دستی متون تا مرحله اشباع نظری انجام شد و سپس، مضامین فرعی و اصلی شکل گرفتند. همچنین، مضامین از طریق مثلث سازی نظری و تطبیق با دیدگاه های پیشین، اعتبارسنجی گردیدند. در نهایت، با تحلیل روابط میان مضامین، الگوی مفهومی تحقق وفاق ارائه شد. «فرایند تسهیل شده مشارکتی»، «دخیلان وکنشگران»، «گفتمان وعمل ارتباطی»، «مدیریت تعارض»، «روابط و مناسبات قدرت» و «مدیریت انطباقی» به عنوان مضامین اصلی شناسایی گردیدند. آنها در تعاملی متقابل، تحقق وفاق را ممکن می سازند و فقدان هر یک، فرایند را مختل می کند. در این راستا، «نظریه ارتباطی» هابرماس، «حق به شهر» لوفور، «تکثرگرایی معاصر»، «قدرت» فوکو و «نظریه پیچیدگی»، اعتبار مضامین را تایید می کنند. الگوی پیشنهادی، چارچوبی را برای هدایت برنامه ریزی مشارکتی در زمینه ها و مقیاس های مختلف فراهم می کند و با کاهش تعارضات، وفاقی موثر، عادلانه و پایدار را ممکن می سازد. طبق آن، تحقق وفاق در گرو «فرایند تسهیل شده مشارکتی» و درگیری فعال «دخیلان وکنشگران» است؛ «گفتمان وعمل ارتباطی» و توجه به «روابط و مناسبات قدرت» پیش شرط مدیریت موثر تعارضات و توجه به منافع متکثر است و «مدیریت انطباقی»، ارزیابی انتقادی، پایش و یادگیری مداوم و اصلاح سیاست ها را تضمین می کند. با وجود قابلیت بومی سازی و تمرکز بر جنبه های نظری، محدودیت های روش شناختی و اجرایی آن نیز قابل توجه است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عرفانه قنبری
پژوهشگر دکتری، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
مهرناز مولوی
دانشیار، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
صابر محمدپور
دانشیار، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.
سهند لطفی
دانشیار طراحی شهری، گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :