نگاهی انتقادی به روششناسی اجتهاد جامع در «نجما»
محل انتشار: دوفصلنامه اسلام و مدیریت، دوره: 13، شماره: 27
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 99
فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JIM-13-27_003
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: برای بهکارگیری روش اجتهادی در مطالعات مربوط به مدیریت اسلامی تاکنون ایدهها و مدلهای مختلفی ارائه شده است. یکی از مهمترین این مدلها را میتوان «نجما» دانست. «نجما» مخفف «نقشه جامع مدیریت اسلامی» است. این نقشه حاصل تلاش گروهی از محققان و صاحبنظران مدیریت اسلامی است که در یکی از زیرمجموعههای «شورای تحول و ارتقای علوم انسانی» تدوین و ارائه شده است. این شورا یکی از شوراهای وابسته به شورای عالی انقلاب فرهنگی و از زیرمجموعههای آن محسوب میشود. اهمیت نجما نیز ناشی از همین دو امر است: یکی اینکه برخلاف بسیاری از ایدهها و طرحهای دیگر، که ازسوی یک اندیشمند خاص ارائه شده است، نجما حاصل یک کار جمعی (کارگروه بنیادین مدیریت اسلامی) است؛ و دیگر آنکه، با حمایت و تحت مدیریت عالیترین نهادی که عهدهدار امور اینچنینی است، یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی، تهیه و تدوین شده است.هدفگذاری اولیه «نجما» تهیه راهنما و نقشه جامع مدیریت اسلامی در سه حوزه آموزش، پژوهش و اجراست. از این سه حوزه، ابتدا حوزه پژوهش در دستور کار قرار گرفته و تلاش شده تا نقشه جامع مدیریت اسلامی در حوزه پژوهش طراحی و ارائه شود. حاصل این مطالعات تاکنون در شش ویرایش چاپ و منتشر شده است، و آخرین ویرایش آن مربوط به سال ۱۳۹۸ است، که درواقع، ویرایش نهایی مربوط به «حوزه پژوهش مدیریت اسلامی» نیز محسوب میشود. هدف این نوشتار معرفی اجمالی این دیدگاه و به دنبال آن، بررسی این مدل با نگاه و رویکردی نقادانه است.روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات اسنادی است که با روش توصیفی - تحلیلی به نگارش درآمده است. آنچه قرار است مورد نقد و بررسی قرار گیرد، متنی مکتوب است که با عنوان «نقشه جامع مدیریت اسلامی» انتشار یافته است. این متن همانگونه که تدوین کنندگان آن اشاره کردهاند، حاصل مباحث و گفتگوهای صرفا نظری است که به صورت جمعی و گروهی صورت پذیرفته است. طبعا براساس مبانی روششناسی مطالعات اسنادی (ر. ک: مبانی روششناختی پژوهش اسنادی در علوم اجتماعی، ۱۳۹۴، ص۶۲-۶۳) برای نقد و بررسی آن لازم بود این متن ابتدا به دقت مورد مطالعه قرار گیرد و دیدگاههای مهم و اساسی مطرح شده در آن استخراج شود. ازاین رو، و با در نظر گرفتن این ملاحظه که رویکرد پژوهش، انتقادی است، و همچنین، با توجه به محدویت حجم مقاله، ابتدا تلاش شده گزارشی خلاصه و منتخب از نجما ارائه آورده شود و بدین ترتیب، توصیفی از آنچه در نجما آمده صورت پذیرد و تصویری از کلیت آنچه در کتاب آمده ارائه شود. طبیعتا در این گزارش و توصیف، قسمتهایی از نجما بیشتر مد نظر قرار گرفته که نگارنده در نظر داشته است. در ادامه، براساس شواهد و مستندات علمی، دیدگاهها و نظرات نجما تحلیل و نقد شده است.نتایج: در یک ارزیابی کلی و اجمالی، نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد طرح، یا به تعبیری، مدلی، که با عنوان «روششناسی اجتهاد جامع» در نقشه جامع مدیریت اسلامی (نجما) ارائه شده با ابهامات و سوالاتی روبه رو است که لازم است توسط ارائه دهندگان آن مورد توجه قرار گرفته و پاسخ داده شود. ذکر همه این ابهامات و پرسشها و شرح تفصیلی آنها خارج از حجم و حوصله یک مقاله و نیازمند نگارش کتابی مستقل است. ازاینرو، در پژوهش حاضر تلاش شد به اختصار به برخی از این ابهامات و سوالات پرداخته شود که موارد مهم آنها به شرح زیر است:عبارت «روششناسی اجتهاد جامع»، دقیق و درست نیست و به جای آن باید «روش اجتهاد جامع» یا تعبیراتی مانند آن استفاده شود.با تعریفی که نجما برای «اجتهاد جامع» ارائه داده است، همه تلاشهای علمی در هر عرصه علمی، و چه در حوزه و چه در دانشگاه را میتوان (و بلکه باید) اجتهاد نامید. این امر غیر از آنکه خلاف عرف رایج در مجامع علمی حوزوی و دانشگاهی است، به اغتشاش علمی دامن میزند.نجما یکی از ابزارها و روشهای کسب معرفت در اجتهاد جامع را «تجربه» معرفی کرده و معتقد است با روش تجربی امکان نیل به «دستاورد قطعی» در زمینه مدیریت اسلامی وجود دارد. افزون برآن، «دستاوردهای ظنی» حاصل از روش تجربی نیز (همانند دستاوردهای قطعی آن) ارزش دینی و اسلامی دارد. در متن مقاله توضیح داده شد که این دو ادعا مخدوش و قابل مناقشه است.نجما «شهود» را نیز یکی دیگر از ابزارهای شناخت در مطالعات مربوط به مدیریت اسلامی برشمرده است. در این مورد گفته شد اولا، هیچ فقیه و مجتهدی به لحاظ نظری تا به حال شهود را از ابزارهای کسب معرفت در مسیر اجتهاد ندانسته و در عمل نیز حتی یک مورد وجود ندارد که فقیهی برای اثبات رای و نظر خود به شهود تمسک جسته و از روش شهودی استفاده کرده باشد؛ ثانیا، عرصه علوم رایج و از جمله دانش مدیریت، عرصه علوم حصولی است و ربطی به علم حضوری و شهود ندارد؛ ثالثا، تعریفی که نجما از شهود ارائه داده، با تعریف رایج آن در مباحث معرفتشناسی اسلامی متفاوت است و اموری مانند خواب و رویا را نیز شامل میشود و حال آنکه، نه فقط در اجتهاد رایج و مصطلح حوزههای علمیه، بلکه اساسا در هیچ علمی پذیرفته نیست که براساس خواب و رویا و نظایر آن، چیزی را نفی یا اثبات نماییم.نجما منابع اجتهاد را توسعه داده، در تقسیمبندی مورد نظر خود، کتاب و سنت و اجماع را در زمره «منابع تشریعی» و عقل را در زمره «منابع تکوینی» شمرده، و ضمن پذیرش منابع چهارگانه معروف در اجتهاد رایج، این موارد را نیز به آنها اضافه کرده است: انسان و پدیدههای انسانی (شامل فرد، خانواده، گروه، سازمان، نهاد، نظام حاکم، جامعه، و تاریخ)، طبیعت و پدیدههای طبیعی، و ماورای طبیعت (شامل ملکوت آسمانها و زمین، و مانند آن). در متن مقاله توضیح داده شد که مقصود نجما از این سخن مشخص نیست و در هر صورت، هر معنایی که برای آن در نظر بگیریم، محل مناقشه است.مسئله دیگری که در طرح پیشنهادی نجما برای انجام مطالعات مدیریت اسلامی آمده، بحث «اجتهاد جمعی» است. در این زمینه گفته شد که براساس مبانی معرفتشناسی اسلامی، اجتهاد جمعی دارای اشکالات متعدد، و در نتیجه غیرقابل پذیرش است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدمهدی نادری قمی
گروه مدیریت/ موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی/ قم/ ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :