تحول مفهوم وحی در الهیات پویشی و نقد آن بر اساس حکمت متعالیه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SREDCONF01_4827

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

الهیات پویشی به عنوان یکی از جنبشهای تاثیرگذار در فلسفه و کلام معاصر غرب، با تکیه بر فلسفه فرآیندی وایتهد و توسعهیافته توسط هارتشورن و گریفین، دستاویزی نظری برای بازتعریف مفاهیم بنیادین دینی از جمله مفهوم خدا، صفات الهی، رابطه خدا و جهان و نیز مفهوم وحی فراهم آورده است. این مکتب کلامی با نفی صفات سلبی و تنزیهی سنتی، به ویژه قدرت مطلق و علم مطلق الهی، و با طرح خدایی متغیر، متاثر از جهان و محدود در قدرت، تصویری نوین از خداوند ارائه میدهد که پیامدهای عمیقی برای مفهوم وحی به عنوان مهمترین حلقه ارتباطی میان خدا و انسان دارد. در الهیات پویشی، وحی دیگر یک پدیدهی یکباره، قطعی و از سنخ گزارههای نازل شده از سوی خدای متعال و مطلق نیست، بلکه فرآیندی مستمر، تعاملی و سیال است که در بستر تاریخ و در نسبت با تحولات جهان و انسان معنا مییابد. این تحول در مفهوم وحی، چالشهای جدی را برای الهیات سنتی ادیان ابراهیمی، به ویژه اسلام، پدید آورده است. حکمت متعالیه به عنوان نظام فلسفی‑کلامی جامعی که توسط صدرالمتالهین شیرازی بنیان نهاده شده و با بهرهگیری از عقل، نقل و شهود، تبیینی عمیق و منسجم از حقیقت وحی به دست میدهد، میتواند نقدی بنیادین بر این تحولانگاره ارائه نماید. این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی و با رویکرد انتقادی، به بررسی تحول مفهوم وحی در الهیات پویشی پرداخته و آن را بر اساس مبانی هستیشناختی، معرفتشناختی و انسانشناختی حکمت متعالیه مورد نقد قرار میدهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که الهیات پویشی با فروکاستن خدا به موجودی در حال پویش و متاثر از جهان، و با نفی علم پیشین و قدرت مطلق الهی، اساسا امکان وحی به معنای حقیقی آن را مخدوش میسازد و آن را به نوعی تجربهی دینی فروکاهشیافته یا الهامانگارهای تاریخمند تبدیل میکند که فاقد قطعیت، عصمت و جامعیت مورد نیاز برای هدایت بشر است. در مقابل، حکمت متعالیه با تاکید بر علم پیشین، قدرت مطلق و تنزیه خداوند، و با تبیین وحی به عنوان افاضهای الهی که از طریق عقل فعال یا فرشته وحی بر قلب پیامبر نازل میشود، چارچوبی استوار برای دفاع از مفهوم سنتی و در عین حال عقلانی وحی ارائه میدهد. این پژوهش نتیجه میگیرد که تحول مفهوم وحی در الهیات پویشی نه تنها راهگشا نیست، بلکه با فروپاشی مبانی خداشناسی سنتی، به بحرانی معرفتشناختی در حوزهی دین دامن میزند که حکمت متعالیه با اتکا به اصول محکم فلسفی خود، توانایی پاسخگویی و نقد آن را دارد.

نویسندگان

اشرف جهانباز جونقایی

کارشناسی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد؛ دبیر