چارچوب مدیریت استراتژیک تطبیقی در پروژه های نفتی: تلفیق گزینه های واقعی، قابلیت های پویا و معیارهای زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MSAET01_119
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
صنعت نفت و گاز به دلیل سرمایه بری بالا، عدم قطعیت های ژئوپلیتیکی، پیچیدگی های قراردادی و فشارهای زیست محیطی، نیازمند رویکردی ویژه در مدیریت استراتژیک پروژه ها است. این مقاله با هدف بازتعریف چارچوب مدیریت استراتژیک در پروژه های نفتی و با تاکید بر تلفیق نظریه ی گزینه های واقعی، قابلیت های پویا و معیارهای زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی نگاشته شده است. مرور پیشینه نشان می دهد که پارادایم های سنتی مدیریت پروژه، کارایی لازم را در مواجهه با تلاطم های قیمت نفت، تحریم ها و گذار انرژی ندارند. داده های تجربی تحلیل شده از ۶۰ پروژه ی بزرگ نفتی حاکی از آن است که ضعف در مدیریت ذی نفعان و ارزیابی نادرست ریسک های سیاسی، به ترتیب مهمترین عوامل تاخیر و افزایش هزینه هستند. یافته ها نشان می دهد که به کارگیری رویکرد تصمیم گیری مرحله ای مبتنی بر گزینه های واقعی، ارزش خالص فعلی پروژه ها را تا ۲۷ درصد افزایش می دهد و قابلیت های پویای قوی در یکپارچه سازی زنجیره ی تامین، کاهش ۱۹ درصدی سودآوری در شوک های قیمتی را به دنبال دارد. همچنین، پروژه هایی که معیارهای زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی را در تصمیم گیری های خود لحاظ کرده اند، ۲۹ درصد احتمال بیشتری برای دریافت تامین مالی سبز داشته اند. نتیجه گیری می شود که مدیریت استراتژیک موفق در پروژه های نفتی نیازمند رویکردی تطبیقی، چندلایه و یادگیرنده است که هم زمان نوسانات بازار، فشارهای سیاسی، تحولات فناورانه و الزامات پایداری را در تمام مراحل چرخه ی حیات پروژه پوشش دهد. پیشنهادهای این مقاله برای پژوهشگران شامل طراحی مدل های یکپارچه و مطالعات طولی تطبیقی، برای مدیران پروژه شامل استقرار نظام تصمیم گیری مرحله ای و سرمایه گذاری در فناوری های دوقلوی دیجیتال، و برای سیاست گذاران شامل تدوین استانداردهای شفافیت و ایجاد صندوق های تضمین سرمایه گذاری می باشد.
کلیدواژه ها:
صنعت نفت و گاز به دلیل سرمایه بری بالا ، عدم قطعیت های ژئوپلیتیکی ، پیچیدگی های قراردادی و فشارهای زیست محیطی ، نیازمند رویکردی ویژه در مدیریت استراتژیک پروژه ها است. این مقاله با هدف بازتعریف چارچوب مدیریت استراتژیک در پروژه های نفتی و با تاکید بر تلفیق نظریه ی گزینه های واقعی ، قابلیت های پویا و معیارهای زیست محیطی ، اجتماعی و حاکمیتی نگاشته شده است. مرور پیشینه نشان می دهد که پارادایم های سنتی مدیریت پروژه ، کارایی لازم را در مواجهه با تلاطم های قیمت نفت ، تحریم ها و گذار انرژی ندارند. داده های تجربی تحلیل شده از ۶۰ پروژه ی بزرگ نفتی حاکی از آن است که ضعف در مدیریت ذی نفعان و ارزیابی نادرست ریسک های سیاسی ، به ترتیب مهمترین عوامل تاخیر و افزایش هزینه هستند. یافته ها نشان می دهد که به کارگیری رویکرد تصمیم گیری مرحله ای مبتنی بر گزینه های واقعی ، ارزش خالص فعلی پروژه ها را تا ۲۷ درصد افزایش می دهد و قابلیت های پویای قوی در یکپارچه سازی زنجیره ی تامین ، کاهش ۱۹ درصدی سودآوری در شوک های قیمتی را به دنبال دارد. همچنین ، پروژه هایی که معیارهای زیست محیطی ، اجتماعی و حاکمیتی را در تصمیم گیری های خود لحاظ کرده اند ، ۲۹ درصد احتمال بیشتری برای دریافت تامین مالی سبز داشته اند. نتیجه گیری می شود که مدیریت استراتژیک موفق در پروژه های نفتی نیازمند رویکردی تطبیقی ، چندلایه و یادگیرنده است که هم زمان نوسانات بازار ، فشارهای سیاسی ، تحولات فناورانه و الزامات پایداری را در تمام مراحل چرخه ی حیات پروژه پوشش دهد. پیشنهادهای این مقاله برای پژوهشگران شامل طراحی مدل های یکپارچه و مطالعات طولی تطبیقی ، برای مدیران پروژه شامل استقرار نظام تصمیم گیری مرحله ای و سرمایه گذاری در فناوری های دوقلوی دیجیتال ، و برای سیاست گذاران شامل تدوین استانداردهای شفافیت و ایجاد صندوق های تضمین سرمایه گذاری می باشد.
نویسندگان
علیرضا محمودی فرد
دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
سید محمدرضا حسینی علی آباد
استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی