مدیریت کارآفرینی در عصر عدم قطعیت و تحول دیجیتال: مرور نظام مند پیشینه، داده های تجربی و چارچوبی پویا برای تعادل میان فرصت شناسی، اثرگذاری و تاب آوری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MSAET01_097

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مدیریت کارآفرینی در چهار دهه گذشته از یک حوزه مبتنی بر ویژگی های شخصیتی به عرصه ای فرایندی، شناختی، شبکه ای، نهادی و پویا تبدیل شده است که هم زمان با شناسایی فرصت ها، خلق ارزش اقتصادی و اجتماعی، مدیریت ریسک و عدم قطعیت، و تعامل با اکوسیستم سروکار دارد. این مقاله با هدف مرور نظام مند مبانی نظری، پیشینه پژوهش و داده های تجربی تولیدشده توسط سایر محققان، به تحلیل شکاف های موجود در ادبیات مدیریت کارآفرینی می پردازد. یافته های متاآنالیز شده و داده های طولی گردآوری شده از مطالعات متعدد نشان می دهند که ۸۰ درصد از کارآفرینان بسیار موفق در فرایند ایجاد کسب وکار از منطق اثرگذاری به جای منطق علی استفاده می کنند و شرکت های مبتنی بر منطق اثرگذاری در مواجهه با تغییرات غیرمنتظره بازار ۲/۲ برابر سریع تر خود را تطبیق می دهند. همچنین مشخص می شود که ۷۳ درصد از کارآفرینان حداقل از یک استراتژی بوت استرپینگ استفاده می کنند و کارآفرینانی که از پنج استراتژی یا بیشتر بهره می برند، ۴۲ درصد شانس بقای بالاتری نسبت به کسانی دارند که از دو استراتژی یا کمتر استفاده می کنند. کارآفرینان سریالی در قضاوت تحت شرایط عدم قطعیت ۳۲ درصد دقیق تر از کارآفرینان تازه کار عمل می کنند و ۴۵ درصد بیشتر از اکتشافات شناختی استفاده می کنند. تحلیل داده های ۱۵۰ اکوسیستم کارآفرینی در ۳۰ کشور نشان می دهد که کیفیت اکوسیستم با ضریب ۰/۵۴ بر نرخ کارآفرینی اولیه و با ضریب ۰/۴۸ بر نرخ بقای کسب وکارهای جدید تاثیر دارد. سرمایه مالی با ضریب ۰/۶۲ و سرمایه انسانی با ضریب ۰/۵۸ قوی ترین پیش بین کننده های موفقیت اکوسیستم هستند. استارتاپ های دیجیتال ۳/۱ برابر سریع تر از استارتاپ های سنتی به نقطه سربه سر می رسند، اما ۵۲ درصد آن ها با چالش جدی امنیت سایبری مواجه هستند. در همه گیری کووید-۱۹، کارآفرینانی که سریعا به مدل های دیجیتال مهاجرت کردند، ۲۳ درصد شانس بقای بالاتری نسبت به کارآفرینانی داشتند که به مدل های سنتی پایبند ماندند. ۶۷ درصد از کارآفرینان پس از شکست، کسب وکار جدید راه اندازی کرده اند و ۴۳ درصد در تلاش دوم موفق تر از تلاش اول بوده اند و یادگیری از شکست با ضریب ۰/۴۲ بر موفقیت تلاش مجدد تاثیر دارد. کارآفرینی شرکتی با ضریب ۰/۴۳ بر عملکرد مالی و با ضریب ۰/۳۸ بر رشد فروش تاثیر مثبت دارد و فرهنگ کارآفرینانه ۵۶ درصد از واریانس کارآفرینی شرکتی را تبیین می کند. نتایج مرور داده ها حاکی از آن است که رویکردهای سنتی برنامه ریزی خطی در شرایط عدم قطعیت شدید کارایی لازم را ندارند. برپایه این یافته ها، مقاله حاضر چارچوبی یکپارچه و پویا ارائه می دهد که در آن بر ضرورت گذار از برنامه ریزی خطی به منطق اثرگذاری، از تکیه صرف بر سرمایه خارجی به بوت استرپینگ هوشمندانه، از نگاه فردگرایانه به اکوسیستم محوری، از پرهیز از شکست به یادگیری از شکست و تاب آوری، و از کارآفرینی سنتی به کارآفرینی دیجیتال و اجتماعی تاکید می شود. نتیجه گیری نهایی مقاله بیانگر آن است که موفقیت در مدیریت کارآفرینی دیگر نه از طریق پیروی از برنامه های کسب وکار از پیش تعیین شده، بلکه از طریق اتخاذ رویکردهای تطبیقی، اثرگذار و یادگیرنده حاصل می شود که هم زمان به شناسایی فرصت ها، مدیریت منابع محدود، تاب آوری در برابر شکست و تعامل موثر با اکوسیستم توجه داشته باشند.

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی