ارزیابی عملکرد هنرمندان در تقاطع زیبایی شناسی و بازار: مروری نظام مند بر چالش های نظری، روش های ارزیابی و چشم اندازهای نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MSAET01_085
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
ارزیابی عملکرد هنرمندان یکی از پیچیده ترین و چالش برانگیزترین حوزه های مطالعاتی در مدیریت هنر و اقتصاد خلاق است که به دلیل ماهیت ذهنی، چندبعدی و زمینه مند آثار هنری، با روش های سنتی ارزیابی عملکرد تفاوت اساسی دارد. این مقاله با هدف بررسی نظام مند مبانی نظری، چالش های عملی و روش های نوین ارزیابی هنرمندان، به مرور فراتحلیلی داده ها و یافته های تولید شده توسط پژوهشگران برجسته در این حوزه پرداخته است. نتایج نشان می دهد که ارزیابی مبتنی بر داوری خبرگان و نهادهای هنری به شدت تحت تاثیر سرمایه اجتماعی و روابط قدرت است به گونه ای که مرکزیت در شبکه گالری ها احتمال موفقیت را ۳.۲ برابر افزایش می دهد در حالی که کیفیت آثار تنها ۱۲ درصد از واریانس موفقیت را تبیین می کند. آزمون های کور در ارکسترهای حرفه ای، استخدام نوازندگان زن را از ۵ درصد به ۲۵ درصد افزایش داده و نشان داده است که طراحی هوشمندانه فرآیندهای ارزیابی می تواند سوگیری های سیستماتیک را کاهش دهد. همبستگی بلندمدت بین قیمت آثار و ارزیابی کیفی منتقدان ۰.۷۸ است اما همبستگی کوتاه مدت تنها ۰.۲۳ است که نشان می دهد بازار در بلندمدت ارزش هنری را کشف می کند. در سینما، همبستگی بین نمرات منتقدان و مخاطبان برای فیلم های هنری ۰.۳۴ و برای فیلم های جریان اصلی ۰.۶۲ است که نشان دهنده شکاف عمیق میان ارزیابی تخصصی و عمومی در آثار پیچیده هنری است. میانگین درآمد هنرمندان ۶۲ درصد میانگین درآمد کل شاغلان و ضریب جینی توزیع درآمد در میان هنرمندان ۰.۶۸ است که نشان دهنده نابرابری بسیار بالاست. ظهور پلتفرم های دیجیتال، سن رسیدن به اوج شهرت را از ۳۸.۲ سال به ۲۷.۴ سال کاهش داده اما طول دوره موفقیت را از ۱۴.۲ سال به ۶.۸ سال کاهش داده است. این مقاله نتیجه گیری می کند که ارزیابی عملکرد هنرمندان نه یک مسئله فنی بلکه یک مسئله ارزش شناختی و اجتماعی-سیاسی است و بهترین رویکرد، ارزیابی چندبعدی، مشارکتی و زمینه آگاه است که هم زمان از قضاوت متخصصان، بازخورد مخاطبان، شاخص های بازاری، و ارزیابی همتایان بهره می برد. در پایان، پیشنهادهای نظری، روش شناختی، کاربردی و سیاست گذاری برای توسعه نظام های ارزیابی عادلانه تر، شفاف تر و توسعه بخش در حوزه هنر ارائه شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا محمودی فرد
دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
سید محمدرضا حسینی علی آباد
استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی