روان شناسی بازار سرمایه: مروری نظام مند بر سوگیری های شناختی، هیجانات جمعی، مبانی عصبی و پیامدهای آن بر ناهنجاری های مالی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MSAET01_067

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

روان شناسی بازار سرمایه به عنوان هسته مرکزی مالی رفتاری، در چهار دهه اخیر تحولات شگرفی را در درک ما از تصمیمات سرمایه گذاری و پویایی بازار ایجاد کرده است. این مقاله با هدف بررسی نظام مند مبانی نظری، شواهد تجربی و پیامدهای کاربردی روان شناسی بازار سرمایه، به مرور فراتحلیلی داده ها و یافته های تولید شده توسط پژوهشگران برجسته در این حوزه پرداخته است. نتایج نشان می دهد نظریه چشم انداز با معرفی ضریب بیزاری از ضرر میانگین ۲.۲۵ و وزن دهی غیرخطی به احتمالات، چارچوب قدرتمندی برای تبیین انحرافات سیستماتیک از عقلانیت کامل فراهم می کند. اثر واکنش افراطی با بازده اضافی ۲۴.۶ درصدی پرتفوی بازنده های گذشته و بازده منفی ۷.۸ درصدی پرتفوی برنده های گذشته در افق سه ساله، یکی از قوی ترین شواهد تجربی علیه فرضیه بازار کارا است. اعتماد بیش از حد به عنوان شایع ترین سوگیری شناختی، در سرمایه گذاران مرد منجر به معاملات ۴۵ درصد بیشتر و بازده سالانه ۱.۴ درصد کمتر نسبت به زنان می شود. پدیده تمایل به فروش سهام برنده و نگهداری سهام بازنده با نگهداری سهام بازنده به طور متوسط ۱۲۴ روز بیشتر از سهام برنده، زیان سالانه ۴.۲ درصدی برای سرمایه گذاران ایجاد می کند. اثر مومنتوم با بازده ماهانه اضافی ۱.۴۹ درصد در افق شش تا دوازده ماهه و اثر بازگشت به میانگین بلندمدت، ناهنجاری های قابل پیش بینی دیگری هستند که با مدل های عقلایی قابل توجیه نیستند. در بعد عصبی، فعالیت آمیگدال با بیزاری از ضرر همبستگی ۰.۷۲ و فعالیت استریاتوم با تمایل به ریسک همبستگی ۰.۶۸ دارد که پایه زیست شناختی سوگیری های رفتاری را آشکار می سازد. ظهور رسانه های اجتماعی قدرت رفتار گله ای را به سطح بی سابقه ای رسانده است؛ در حادثه GameStop، همبستگی ۰.۸۳ بین فعالیت در پلتفرم ریدیت و قیمت سهم منجر به افزایش ۲۷۰۰ درصدی قیمت در عرض سه هفته و متعاقب آن سقوط ۸۱ درصدی شد. شاخص های احساسات مبتنی بر توییتر توانسته اند تغییرات شاخص داو جونز را با دقت ۸۷.۶ درصد پیش بینی کنند. این مقاله نتیجه گیری می کند که فرضیه بازار کارا و مدل های عقلایی صرف در تبیین پدیده هایی مانند حباب های قیمتی، فروپاشی های ناگهانی و ناهنجاری های تقویمی ناتوان هستند و هرگونه تحلیل بازار که ابعاد روان شناختی را نادیده بگیرد، تصویری ناقص ارائه خواهد داد. در پایان، پیشنهادهای نظری، روش شناختی، کاربردی و سیاست گذاری برای توسعه مسئولانه این حوزه و بهبود تصمیمات سرمایه گذاری ارائه شده است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی