مدیریت فروش راهبردی در عصر تحول دیجیتال و فروش اجتماعی: مرور نظام مند پیشینه، داده های تجربی و چارچوبی پویا برای تعادل میان انگیزش بیرونی و درونی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MSAET01_066

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مدیریت فروش در دهه اخیر از یک کارکرد عملیاتی و مبتنی بر روابط چهره به چهره به حوزه ای راهبردی، داده محور و چندکاناله تبدیل شده است که مستقیما بر رشد درآمد، سهم بازار و ارزش آفرینی برای ذی نفعان تاثیر می گذارد. این مقاله با هدف مرور نظام مند مبانی نظری، پیشینه پژوهش و داده های تجربی تولیدشده توسط سایر محققان، به تحلیل شکاف های موجود در ادبیات مدیریت فروش می پردازد. یافته های متاآنالیز شده و داده های طولی گردآوری شده از مطالعات متعدد نشان می دهند که ویژگی های شخصیتی به تنهایی تنها ۴ درصد از واریانس عملکرد فروش را تبیین می کنند، در حالی که ترکیب انگیزش، ادراک از نقش و توانایی های فردی ۳۴ درصد از واریانس را تبیین می نمایند. همچنین مشخص می شود که فروش مشتری مدار با ضریب ۰/۴۵ بر رضایت مشتری و با ضریب ۰/۳۶ بر وفاداری مشتری تاثیر مثبت دارد، در حالی که فروش تهاجمی با ضریب ۰/۳۲- بر رضایت و ۰/۴۱- بر وفاداری همراه است. به موازات این یافته ها، داده های تجربی نشان می دهند که نسبت بهینه حقوق ثابت به کل جبران خدمات بین ۴۰ تا ۶۰ درصد است و افزایش پورسانت از ۱۵ درصد به ۲۵ درصد، عملکرد فروش را ۱۸ درصد بهبود می بخشد، اما افزایش بیشتر به ۳۵ درصد، عملکرد را تنها ۴ درصد افزایش می دهد. در دوره همه گیری کووید-۱۹، فروش کاملا مجازی نسبت به دوره پیشین ۳۴۷ درصد افزایش یافت، اما اثربخشی فروش مجازی در ایجاد اعتماد اولیه ۲۸ درصد کمتر از فروش حضوری بود. فروش اجتماعی با ضریب ۰/۳۶ بر کیفیت سرنخ ها و با ضریب ۰/۳۲ بر نرخ تبدیل سرنخ به فروش تاثیر مثبت دارد و فروشندگان با نفوذ بالا در شبکه های اجتماعی حرفه ای، ۲/۷ برابر بیشتر از میانگین صنعت فرصت فروش جدید ایجاد می کنند. نتایج مرور داده ها حاکی از آن است که مدل های سنتی استخدام مبتنی بر ویژگی های شخصیتی عمومی برای پیش بینی عملکرد فروش در بافت های پیچیده کافی نیستند. برپایه این یافته ها، مقاله حاضر چارچوبی یکپارچه و پویا ارائه می دهد که در آن بر ضرورت گذار از رویکردهای صرفا انگیزشی به سیستم های متوازن جبران خدمات، از فروش تهاجمی به فروش مشتری مدار و رابطه محور، و از استخدام مبتنی بر ویژگی های عمومی به گزینش مبتنی بر شایستگی های زمینه محور تاکید می شود. نتیجه گیری نهایی مقاله بیانگر آن است که موفقیت در مدیریت فروش دیگر نه از طریق حداکثرسازی فشار بر فروشندگان یا ساده سازی انگیزش های پولی، بلکه از طریق طراحی نظام های متوازن، شخصی سازی شده و زمینه محور حاصل می شود که هم زمان به بهره وری کوتاه مدت، رضایت مشتری میان مدت و رفاه روان شناختی و ماندگاری نیروی فروش بلندمدت توجه داشته باشد.

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی