مدیریت تولید و عملیات در عصر صنعت ۴/۰ و اقتصاد دایره ای: مرور نظام مند پیشینه، داده های تجربی و چارچوبی پویا برای تعادل میان بهره وری، تاب آوری و پایداری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MSAET01_065

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مدیریت تولید و عملیات در پنج دهه گذشته از یک حوزه مهندسی و هزینه محور به عرصه ای راهبردی، پویا و چندبعدی تبدیل شده است که هم زمان با بهره وری، کیفیت، زمان، انعطاف پذیری، تاب آوری و پایداری سروکار دارد. این مقاله با هدف مرور نظام مند مبانی نظری، پیشینه پژوهش و داده های تجربی تولیدشده توسط سایر محققان، به تحلیل شکاف های موجود در ادبیات مدیریت تولید و عملیات می پردازد. یافته های متاآنالیز شده و داده های طولی گردآوری شده از مطالعات متعدد نشان می دهند که پیاده سازی اصول تولید ناب به طور متوسط زمان تحویل را ۷۵ درصد، موجودی را ۷۰ درصد و نرخ عیوب را ۵۰ درصد کاهش می دهد و بهره وری نیروی کار را ۵۰ درصد افزایش می بخشد. همچنین مشخص می شود که ترکیب تعاملی تولید ناب و چابک بر عملکرد کلی با ضریب ۰/۳۸ تاثیر مثبت دارد و این تاثیر در صنایع با نوسان تقاضای بالا قوی تر است. به موازات این یافته ها، داده های تجربی نشان می دهند که پیاده سازی شش سیگما هزینه های کیفیت را از ۱۵-۱۰ درصد درآمد به ۵-۳ درصد کاهش می دهد و هر یک دلار سرمایه گذاری در شش سیگما بین ۵ تا ۱۰ دلار بازده مالی ایجاد می کند. فناوری های صنعت ۴/۰ بهره وری را ۲۵ درصد، کیفیت را ۳۵ درصد و انعطاف پذیری را ۴۰ درصد افزایش می دهند. با این حال، تحلیل آستانه نشان می دهد که افزایش اتوماسیون بالاتر از ۶۰ تا ۷۰ درصد فرایندها با کاهش بازده نهایی و افزایش هزینه های تعمیر و نگهداری همراه است. در همه گیری کووید-۱۹، ۷۴ درصد از سیستم های تولید با اختلال شدید مواجه شدند و سیستم های دارای طراحی مدولار و دوقلوی دیجیتال به ترتیب ۴۲ درصد کاهش در زمان بازیابی و ۳/۲ برابر سرعت بیشتر در شناسایی گلوگاه ها داشتند. میانگین همبستگی میان اقدامات پایداری عملیاتی و عملکرد اقتصادی برابر ۰/۲۷ است و شرکت های دارای عملیات پایدار به طور متوسط ۲۳ درصد کاهش انتشار کربن و ۱۸ درصد کاهش مصرف انرژی را تجربه می کنند. نتایج مرور داده ها حاکی از آن است که رویکردهای سنتی بهینه سازی ایستا و قطعی برای مواجهه با اختلالات شدید و عدم قطعیت های فزاینده کافی نیستند. برپایه این یافته ها، مقاله حاضر چارچوبی یکپارچه و پویا ارائه می دهد که در آن بر ضرورت گذار از بهینه سازی تک بعدی به رویکردهای چندمعیاره، از تولید صرفا ناب به ترکیب ناب-چابک، از عملیات خطی به اقتصاد دایره ای، و از اتوماسیون صرف به سیستم های انسان-ماشین متوازن تاکید می شود. نتیجه گیری نهایی مقاله بیانگر آن است که موفقیت در مدیریت تولید و عملیات دیگر نه از طریق حداکثرسازی کارایی و کاهش هزینه به هر قیمت، بلکه از طریق طراحی سیستم های متوازن، مدولار، قابل پیکربندی مجدد و زمینه محور حاصل می شود که هم زمان به بهره وری کوتاه مدت، تاب آوری میان مدت و پایداری بلندمدت توجه داشته باشند.

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی