مدیریت سیستم های اطلاعاتی در عصر تحول دیجیتال و هوش مصنوعی: مرور نظام مند پیشینه، داده های تجربی و چارچوبی پویا برای تعادل میان نوآوری، امنیت و پذیرش کاربر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MSAET01_063
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
مدیریت سیستم های اطلاعاتی در چهار دهه گذشته از یک حوزه فنی و پشتیبانی کننده به عرصه ای راهبردی، پویا و میان رشته ای تبدیل شده است که مستقیما بر مزیت رقابتی، نوآوری و بقای سازمان در عصر دیجیتال تاثیر می گذارد. این مقاله با هدف مرور نظام مند مبانی نظری، پیشینه پژوهش و داده های تجربی تولیدشده توسط سایر محققان، به تحلیل شکاف های موجود در ادبیات مدیریت سیستم های اطلاعاتی می پردازد. یافته های متاآنالیز شده و داده های طولی گردآوری شده از مطالعات متعدد نشان می دهند که سرمایه گذاری در سیستم های اطلاعاتی به طور متوسط بازده نهایی ۴/۸ درصدی دارد که به طور معناداری بالاتر از بازده سرمایه گذاری در سایر دارایی های سرمایه ای (۳/۲ درصد) است، اما این تاثیر با یک وقفه دو تا سه ساله ظاهر می شود و شدت آن در شرکت هایی که هم زمان در بازآفرینی فرایندها سرمایه گذاری کرده اند ۷/۲ برابر بیشتر است. همچنین مشخص می شود که استفاده از تحلیل داده های بزرگ با ضریب ۰/۳۳ بر عملکرد مالی و با ضریب ۰/۳۷ بر نوآوری محصول تاثیر مثبت دارد و سازمان هایی که تحلیل داده های بزرگ را با فرهنگ تصمیم گیری مبتنی بر شواهد ترکیب کرده اند، ۵ درصد بهره وری بالاتر و ۶ درصد سودآوری بیشتری دارند. مدل پذیرش فناوری ۴۷ درصد از واریانس تمایل به استفاده از سیستم های اطلاعاتی را تبیین می کند و میانگین همبستگی سودمندی درک شده با تمایل به استفاده ۰/۴۷ و سهولت استفاده درک شده با تمایل به استفاده ۰/۲۹ است. شرکت هایی که هوش مصنوعی و یادگیری ماشین را در مقیاس گسترده پیاده سازی کرده اند، به طور متوسط ۱۷ درصد بازده دارایی و ۲۳ درصد حاشیه سود بیشتری نسبت به رقبا دارند و هر یک دلار سرمایه گذاری در هوش مصنوعی بین ۳ تا ۷ دلار بازده مالی ایجاد می کند. با این حال، تنها ۳۸ درصد از سازمان ها به سطح قابل قبولی از هم راستایی راهبردی میان استراتژی کسب وکار و استراتژی فناوری اطلاعات دست یافته اند و شرکت های با هم راستایی بالا ۳۲ درصد بازده سرمایه بیشتری دارند. پیاده سازی بلاک چین هزینه های مبادله را ۲۸ درصد کاهش و سرعت تراکنش های بین سازمانی را ۳۵ درصد افزایش می دهد. در زمینه امنیت اطلاعات، سرمایه گذاری بهینه حدود ۵-۳ درصد از بودجه فناوری اطلاعات است و سازمان های دارای گواهینامه ISO ۲۷۰۰۱ به طور متوسط ۴۷ درصد کاهش در شدت خسارت ناشی از حملات سایبری دارند. نتایج مرور داده ها حاکی از آن است که نرخ شکست پروژه های مدیریت دانش ۶۴ درصد است و عوامل کلیدی موفقیت آن ها عمدتا غیرفنی و شامل حمایت مدیریت، همسویی استراتژیک و فرهنگ اشتراک دانش هستند. برپایه این یافته ها، مقاله حاضر چارچوبی یکپارچه و پویا ارائه می دهد که در آن بر ضرورت گذار از رویکردهای تکنومحور به سیستم های اجتماعی-فنی، از نگاه ایستا به هم راستایی پویا، از تمرکز صرف بر کارایی به تعادل میان نوآوری، امنیت و پذیرش کاربر، و از تصمیم گیری شهودی به تصمیم گیری مبتنی بر داده و شواهد تاکید می شود. نتیجه گیری نهایی مقاله بیانگر آن است که موفقیت در مدیریت سیستم های اطلاعاتی دیگر نه از طریق انتخاب و پیاده سازی فناوری برتر، بلکه از طریق طراحی نظام های متوازن، انسان محور، امن و زمینه محور حاصل می شود که هم زمان به بهره وری کوتاه مدت، نوآوری میان مدت و پیامدهای اخلاقی و اجتماعی بلندمدت توجه داشته باشند.
کلیدواژه ها:
مدیریت سیستم های اطلاعاتی ، تحول دیجیتال ، هوش مصنوعی ، پذیرش فناوری ، حاکمیت فناوری اطلاعات ، امنیت سایبری ، داده های بزرگ ، هم راستایی راهبردی
نویسندگان
علیرضا محمودی فرد
دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
سید محمدرضا حسینی علی آباد
استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی