مدیریت استراتژیک در ژاپن: تحلیل تکامل نهادی، شبکه های کایرتسو و قابلیت های پویا در مواجهه با تحولات دیجیتال و رقابت جهانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MSAET01_052

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مدیریت استراتژیک در ژاپن به عنوان یک نظام چندسطحی و نهادمند، مجموعه ای از الگوهای تصمیم گیری، تخصیص منابع، هماهنگی بین سازمانی و فرایندهای خلق دانش است که شرکت های ژاپنی را قادر ساخته است تا در صنایع مختلف مزیت های رقابتی پایدار ایجاد کنند. این مقاله با رویکردی تلفیقی و با بهره گیری از چارچوب نظری مبتنی بر نهادگرایی تاریخی، نظریه منابع و قابلیت ها و نظریه شبکه های بین سازمانی، به دنبال تبیین تعامل میان سطح ملی، سطح صنعت و سطح بنگاه در نظام مدیریت استراتژیک ژاپن و تحلیل تکامل آن در مواجهه با شوک های اقتصادی، فناورانه و رقابتی است. بررسی پیشینه پژوهش نشان می دهد که مطالعات مدیریت استراتژیک ژاپن در چهار موج متوالی از اواخر دهه ۱۹۷۰ تاکنون تکامل یافته و از رویکردهای توصیفی-تحسین آمیز به تحلیل های انتقادی، کمی و تطبیقی حرکت کرده است. تحلیل داده های مستند حاکی از آن است که سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه در شرکت های ژاپنی بازده متوسط ۸.۴ درصدی دارد اما این بازده در شرکت های بزرگ ۱۲.۳ درصد و در شرکت های کوچک و متوسط تنها ۳.۷ درصد است. همچنین نظام تولید ناب در کارخانه های ژاپنی با ۳۱ دقیقه زمان مونتاژ به ازای هر خودرو و ۳۴ نقص در هر صد خودرو، عملکرد بهتری نسبت به کارخانه های آمریکایی و اروپایی دارد. تحلیل شبکه های کایرتسو نشان می دهد که میانگین درصد سهام متقابل در این گروه ها از ۲۸.۴ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۱۸.۷ درصد در سال ۲۰۱۵ کاهش یافته و شرکت های دارای شبکه قوی، ۶۷ درصد کمتر در معرض ورشکستگی قرار گرفته اند اما نرخ رشد سودآوری پایین تری داشته اند. در حوزه بین المللی سازی، شرکت های عضو کایرتسو شانس موفقیت ۱.۸ برابر بیشتر از شرکت های مستقل دارند. از نظر تحول دیجیتال، تنها ۲۱ درصد از شرکت های ژاپنی دارای استراتژی رسمی تحول دیجیتال هستند و کمبود نیروی متخصص با ۶۸ درصد مهم ترین مانع شناسایی شده است. متاآنالیز ۱۲۵ مطالعه نشان می دهد که بزرگترین اندازه اثر بر عملکرد مالی مربوط به روابط بلندمدت با تامین کنندگان با ضریب ۰.۵۶ است و اندازه اثر نظام استخدام مادام العمر از ۰.۴۲ در دهه ۱۹۹۰ به ۰.۱۵ در دهه ۲۰۱۰ کاهش یافته است. نتیجه گیری مقاله بر ضرورت بازتعریف نقش دولت در عصر دیجیتال، تحول نظام های استخدامی به سمت انعطاف پذیری هوشمند و سرمایه گذاری در قابلیت های تحول دیجیتال تاکید دارد. این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی در سه سطح سیاست گذاری ملی، مدیریت بنگاه و تحقیقات آتی، مدعی است که مزیت رقابتی پایدار نظام مدیریت استراتژیک ژاپن نه در نهادهای استخدامی سنتی بلکه در قابلیت های شبکه ای، روابط مبتنی بر اعتماد با تامین کنندگان و فرهنگ یادگیری مستمر نهفته است.

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی