قیاس اقتصاد خرد و کلان: مرزهای مصنوعی یا پل های ناپیدا؟ رهیافتی یکپارچه بر پایه ی ناهمگونی، داده های بزرگ و مدل سازی عامل بنیان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MSAET01_011
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
اقتصاد خرد و کلان به عنوان دو شاخه ی بنیادین علم اقتصاد، هرچند از نظر سطح تحلیل و سنت تاریخی متمایزند، اما در عمل به شدت درهم تنیده و مکمل یکدیگرند. این مقاله با هدف ارائه ی تصویری جامع از قیاس این دو حوزه و تبیین ضرورت تلفیق آن ها، ابتدا به مرور مبانی نظری از آثار کینز (۱۹۳۶) و لوکاس (۱۹۷۶) تا مدل های تعادل عمومی پویای تصادفی (DSGE) و مدل های عامل بنیان می پردازد و سپس شکاف های روش شناختی و نظری میان خرد و کلان را مورد بررسی نظام مند قرار می دهد. در بخش داده ها و آنالیزها، یافته های تجربی معتبر نشان می دهند که حدود ۴۰ درصد از خانوارهای آمریکایی در لبه ی محدودیت نقدینگی زندگی می کنند و در مدل HANK که ناهمگونی عاملان را در نظر می گیرد، تمایل نهایی به مصرف ۰.۶۵ در مقابل ۰.۲۳ در مدل نماینده ی سنتی است که نشان دهنده ی افزایش ۱۸۳ درصدی اثربخشی سیاست مالی است. همچنین کاهش ۱ درصدی نرخ بهره، ثروت دهک بالای درآمدی را ۳.۲ درصد در مقابل ۰.۴ درصد دهک پایین افزایش می دهد که حاکی از قدرت کانال بازتوزیع سیاست پولی است. در حوزه ی سرایت شوک های خرد به کلان، شوک به ۱۰۰ بنگاه برتر آمریکا، ۲۵ درصد از نوسانات تولید ناخالص داخلی واقعی را توضیح می دهد و شوک به ۱ درصد بزرگ ترین بنگاه های اروپایی، ۳۲ درصد از نوسانات خروجی صنعت را تبیین می نماید. مدل های عامل بنیان توانسته اند قوانین مقیاس توان و حباب های قیمتی را بازتولید کنند که مدل های DSGE سنتی قادر به تولید آن ها نیستند (خودهمبستگی سری های بازده ۰.۳۲ در مقابل ۰.۰۸). در حوزه ی اقتصاد رفتاری، خطای پیش بینی تورم در سطح خرد به طور میانگین ۳.۲ درصد است و این خطاها در سطح کلان خنثی نمی شوند بلکه منجر به چسبندگی تورم و اثربخشی ناقص سیاست پولی می گردند. نتیجه گیری مقاله بر ضرورت عبور از دوگانه ی خرد-کلان و حرکت به سمت رویکردهای یکپارچه مبتنی بر ناهمگونی عاملان، مدل سازی شبکه های تولید، اقتصاد رفتاری و داده های بزرگ تاکید دارد. پیشنهادهای ارائه شده در پنج سطح تئوریک (توسعه ی نظریه ی یکپارچه با ناهمگونی و اقتصاد رفتاری)، روش شناختی (ترکیب داده های خرد با مدل های کلان ساختاری و بهره گیری از یادگیری ماشین برای تجمیع هوشمند)، تجربی (طراحی پایگاه های داده ی طولی پیوندخورده و آزمایش های میدانی در مقیاس کلان)، کاربردی-سیاستی (طراحی سیاست های کلان حساس به توزیع، تنظیم گری کلان احتیاطی مبتنی بر داده های خرد و آزمایش خط مشی های رفتاری در مقیاس کلان) و نهادی-آموزشی (بازطراحی برنامه های درسی اقتصاد و ایجاد مراکز تحقیقاتی بین رشته ای) دسته بندی می شوند. در جمع بندی نهایی، علم اقتصاد در آستانه ی جهشی بزرگ به سوی یکپارچگی قرار دارد و آینده از آن کسانی است که بتوانند در هر دو سطح خرد و کلان بیندیشند و داده ها را در هم پیوند زنند.
کلیدواژه ها:
اقتصاد خرد ، اقتصاد کلان ، ناهمگونی عاملان ، تعادل عمومی پویای تصادفی ، مدل سازی عامل بنیان ، اقتصاد رفتاری ، داده های بزرگ ، خط مشی اقتصادی
نویسندگان
علیرضا محمودی فرد
دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
سید محمدرضا حسینی علی آباد
استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی