تحلیل روند تغییرات کاربری اراضی استان گلستان در بازه زمانی ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۰ با بهره گیری از داده های سنجنده مودیس
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICGEES01_016
تاریخ نمایه سازی: 28 خرداد 1405
چکیده مقاله:
پایش تغییرات کاربری اراضی به عنوان شاخصی کلیدی در ارزیابی اثرات فعالیت های انسانی و نوسانات اقلیمی بر محیط زیست، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. استان گلستان به دلیل تنوع اقلیمی، حساسیت اکولوژیکی و قرارگیری در معرض پدیده هایی نظیر گرد و غبار و خشکسالی، منطقه ای استراتژیک برای مطالعات سنجش از دور محسوب می شود. هدف این پژوهش، تحلیل کمی روند تغییرات کاربری اراضی استان گلستان در بازه زمانی ۲۰ ساله (۲۰۰۱ تا ۲۰۲۰) با بهره گیری از داده های ماهواره ای مودیس است. در این مطالعه از تصاویر محصول MCD۱۲Q۱ سنجنده مودیس با تفکیک مکانی اسمی ۵۰۰ متر (واقعی ۴۶۳.۳۱ متر در سیستم تصویر سینوسی) استفاده شد. پس از پیش پردازش و استخراج کاشی های مرتبط با محدوده استان، ۱۳ کلاس کاربری اراضی موجود در منطقه شناسایی و سایر کلاس ها حذف گردیدند. محاسبه مساحت هر کلاس با ضرب تعداد پیکسل ها در مساحت دقیق واحد پیکسل انجام و مقادیر به کیلومتر مربع و درصد تبدیل شدند. در نهایت، تفاضل مساحت و درصد پوشش هر کلاس در دو سال مبنا (۲۰۰۱) و پایانی (۲۰۲) جهت تعیین روند تغییرات محاسبه گردید. نتایج نشان داد که غالب ترین کلاس های کاربری اراضی در سال ۲۰۲۰ به ترتیب «بوته زارهای باز» (Open Shrublands) با مساحت ۶۱۹۳ کیلومتر مربع (حدود ۳۰.۲٪)، «اراضی کشاورزی» (Croplands) با ۵۷۹ کیلومتر مربع (حدود ۲۸.۰٪) و «علف زارها» (Grasslands) با ۴۸۷۷ کیلومتر مربع (حدود ۲۳.۸٪) بوده اند. مهم ترین تغییر مشاهده شده، افزایش چشمگیر مساحت اراضی کشاورزی به میزان ۹۴۵ کیلومتر مربع (حدود ۱۹.۸٪) و گسترش بوته زارها به میزان ۹۳۲ کیلومتر مربع (حدود ۱۷.۷٪) است. در مقابل، کلاس «مناطق بایر» (Barren) بیشترین کاهش را با افت ۱۶۸۳ کیلومتر مربعی (حدود ۷۵٪) تجربه کرد که عمدتا به نفع بوته زارها و اراضی کشاورزی تغییر یافته است. جنگل های مختلط نیز کاهش جزئی ۲۸.۵ کیلومتر مربعی داشته اند. تحولات حاصله بیانگر الگوی غالب تبدیل مناطق بایر و بخشی از مراتع به اراضی تحت کشت و بوته زارها است. این روند که تحت تاثیر فشارهای انسانی (توسعه کشاورزی و نیاز به امنیت غذایی) و عوامل اقلیمی (خشکسالی های متوالی و استقرار پوشش گیاهی مقاوم به خشکی مانند بوته زارها در پاسخ به تنش های محیطی و گرد و غبار) رخ داده است، زنگ خطری برای تعادل اکولوژیکی استان محسوب می شود و لزوم بازنگری در سیاست های مدیریت اراضی، حفظ پوشش گیاهی طبیعی و مدیریت پایدار منابع آب و خاک را آشکار می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
آیلین حاتمی سولگانی
دانشجوی کارشناسی جغرافیا، دانشگاه اصفهان
زهرا قربانی
دانشجوی کارشناسی جغرافیا، دانشگاه اصفهان، اصفهان،