متغیرهای اثرگذار بر توسعه پایدار کسب و کارهای صنعت ورزش ایران
محل انتشار: اولین همایش ملی علوم ورزشی، بهداشت و تندرستی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSHW01_068
تاریخ نمایه سازی: 25 خرداد 1405
چکیده مقاله:
امروزه رمز موفقیت یک سازمان و جامعه کسب درآمد برای بقاء و ماندگاری خود می باشد. بدون درآمد مطمئن جامعه و سازمان های مختلف رو به انحلال و نابودی رفته و نمی توانند در محیط رقابتی دوام بیاورند. درآمد عبارتست از یک منبع مالی که به طرق مختلف به یک سازمان تزریق شده که سازمان ها توسط این درآمدها به تولید کالا و خدمات بپردازند. درآمد مطمئن و پایدار می تواند امکانات لازم را برای رویارویی با هزینه ها و مخارج سازمان ها فراهم کند. در واقع درآمد و منابع مالی به عنوان موتور محرک سازمان های ورزشی، باشگاه ها و لیگ ها شناخته می شوند. درآمدزایی برای توسعه، برنامه ریزی موثر و حفظ استقلال این سازمان ها ضروری می باشد. در این راستا تیبالت و همکاران خاطر نشان کردند که منابع مالی برای سازمان های غیرانتفاعی همچون فدراسیون های ورزشی و باشگاه ها حیاتی است. سازمان های غیرانتفاعی ورزشی به حمایت مالی از جانب دولت و موسسات خصوصی نیاز دارند، اما ترجیح می دهند به صورت مستقل فعالیت های ورزشی را سازماندهی کنند. هر سازمان ورزشی برای پیشبرد برنامه ها و پروژه های خود نیاز به حمایت مالی دارد. این حمایت ها باعث می شود سازمان ورزش به اهداف خود برسد. بخش مهمی از این منابع توسط منابع دولتی تامین می شود. سایر درآمدها را می توان از سازمان های بین المللی و درآمدهای بازاریابی، حق عضویت و کمک های مالی به دست آورد. امروزه بسیاری از سازمان های ورزشی برای معرفی نام شرکت خود و تامین منابع مالی خود به سراغ شرکت هایی می روند که علاقه مند به کار داوطلبانه هستند. علاوه بر این، توانایی باشگاه ها در تولید ارزش و ساختار درآمدی آنها برای خرید و فروش بازیکنان، فروش محصولات ثانویه (پیراهن، تجهیزات ورزشی و ...)، حمایت مالی هواداران، حق پخش تلویزیونی، فروش بلیت و تبلیغات به گونه ای است که می توانند منابع مالی خود را تامین کنند. تامین مالی یکی از موضوعات مهم در حوزه مدیریت مالی است. در طول سالیان متمادی روش های مختلفی در این زمینه توسعه یافته است که وجود ابزارهای مالی متنوع می تواند باعث افزایش کارایی بازار و تخصیص بهینه منابع شود. امروزه شرکت ها و بنگاه های اقتصادی یاد گرفته اند که چگونه از محیط مناسب باشگاه های ورزشی و ورزشکاران استفاده کنند. متداول ترین روش استفاده از ورزش، حمایت مالی به عنوان بخشی از برنامه های ترویج شرکت ها و بنگاه های اقتصادی است. بیشترین حمایت از ورزش کشور از سوی دولت و منابع مالی دولت صورت می گیرد که با توجه به کاهش سرمایه دولت برای سرمایه گذاری در ورزش، پاسخگوی نیاز ورزش کشور نیست. در نتیجه سازمان های مختلفی که مسئولیت باشگاه را بر عهده دارند با تکیه بر بودجه دولتی نمی توانند نیازهای باشگاه را تامین کنند. به طوری که در چند سال اخیر مشاهده شده است که بسیاری از تیم ها و باشگاه های ورزشی به دلیل نبود وضعیت مالی مناسب و حامی مالی از حضور در مسابقات مختلف اعم از ملی و بین المللی بازمانده اند. بنابراین سرمایه گذاری شرکت های خصوصی و بنگاه های اقتصادی در صنعت ورزش بحثی است که سال هاست مورد توجه قرار گرفته و روز به روز بر اهمیت آن افزوده می شود. امروزه یکی از چالش های جدیدی که در بین سازمان ها و مدیران شرکت ها به وجود آمده است، تقاضای بالای بازار و تنوع رقابت است که باعث تغییر در موقعیت شرکت ها شده است. اکثر صنایع، بین المللی شدن را به عنوان پاسخی برای ماندن در رقابت بر می شمارند. بین المللی شدن با توانایی شرکت ها برای درک تفاوت بین بازارها و چگونگی دستیابی به مزیت رقابتی بر اساس نشان های شناخته شده و متمایز تعریف می شود. بنابراین زمانی برای موفقیت یک برند، اعتماد، وفاداری و ارزش به عنوان یکی از جنبه های ضروری می باشند که شرکت ها آنها را بیشتر مد نظر خود قرار داده باشند، زیرا نشان ها برای موفقیت شرکت ها حیاتی محسوب می شوند، چون آنها منبع اصلی تمایز بین پیشنهادات سایر شرکت ها و ایجاد رقابت در بازار خواهند بود. بر طبق دیدگاه کلر (۲۰۰۰)، نام تجاری منبع اصلی برای ایجاد ارتباط بین مصرف کنندگان و سازمان ها است و این نام تجاری است که مبنای اساسی برای ایجاد ارزش ویژه برند و تمایز برای شرکت ها خواهد بود. از سوی دیگر باید پذیرفت که برند یکی از ضروری ترین منابع نامشهود برای سازمان ها می باشد. مطالعات نشان داده اند برند باید سنگ بنای محکم برای ایجاد یک راهبرد بین المللی پایدار و متمایز باشد و می تواند مزیت رقابتی را برای سازمان تضمین کند و موقعیت خود را به مخاطبان منتقل کند. نشان در تعریف استراتژی های بین المللی پایدار و متمایز نقش رهبری را بر عهده دارد و می تواند منجر به مزیت رقابتی پایدار شود. مصرف کننده فعلی در هنگام انتخاب، چیزی فراتر از ویژگی های فیزیکی محصول یا خدمات را در نظر می گیرند، آنها به دنبال نشان هایی هستند که هم به عنوان یک مصرف کننده و هم به عنوان یک انسان آنها را شناسایی نماید. به این ترتیب شرکت ها در شرایط رقابتی فزاینده ای قرار خواهند داشت که مشخصه آن فشار زیاد برای شناسایی و حفظ رفتار مورد نیاز مصرف کنندگان، بسته به ارزیابی آنها از تمام اطلاعات فعلی، همچنین با توجه به فیلترها و معیارهای خارجی خواهد بود. برند با دارا بودن یک ارزش میانی می تواند به تمایز بین مصرف کنندگان و رقبا کمک فزاینده نماید. بازارگرایی از دیدگاه شرکت شامل مشتری، رقیب و هماهنگی بین عملکرد در یک شرکت محسوب می شود و می تواند به کسب مزیت رقابتی و عملکرد بهتر شرکت کمک نماید. شرکت های بازارگرا باید نقاط قوت و ضعف رقبا را شناسایی کنند و از دانش خود برای توسعه و اجرای استراتژی هایی برای ایجاد مزیت رقابتی و عملکرد برتر استفاده نمایند. هولت و همکاران (۲۰۰۴) استدلال می کنند که ارزش برند در یک زمینه بین المللی با سطوح رقابتی بالاتر مرتبط می باشد؛ بنابراین باید یک ایده یکپارچه و منسجم را منتقل کند؛ همچنین باید با ویژگی های محلی سازگار شود، به عنوان مثال باید به بازارهایی که در آن فعالیت می کند جهت دهی کند؛ و از پاسخ موثر به نیازهای مصرف کنندگان اطمینان حاصل نماید. نام تجاری اجازه می دهد تا بازار هدف و موقعیت را برای مصرف کنندگان مشخص کند، بنابراین برای دستیابی به عملکرد برتر و وجود یک تطابق مفهومی در رابطه بین تصویر برند و موقعیت کمک شایانی انجام دهد. مزیت رقابتی قلب عملکرد یک شرکت در بازار رقابتی است. مزیت رقابتی اساسا از ارزش یا مزایایی که شرکت می تواند برای خریداران خود ایجاد نماید شناخته می شود. هدف اصلی مزیت رقابتی کسب و گسترش هر چه بیشتر سهم بازار و کسب حداکثر سود توسط شرکت می باشد. از سوی دیگر، مزیت رقابتی می تواند معیاری برای ارزیابی امکان سنجی و عملکرد یک کسب وکار باشد. بسیاری اعتقاد دارند مزیت رقابتی قلب عملکرد بازاریابی برای رویارویی با رقبا می باشد. مزیت یک شرکت از ارزش یا مزایایی که شرکت می تواند برای خریداران خود ایجاد کند نشات می گیرد. اگر شرکت بتواند نسبت به یکی از سه راهبرد عمومی مزیت ایجاد کند، ممکن است مزیت رقابتی حاصل شود. مزیت رقابتی را می توان با نگاه کردن به شرکت از فعالیت های بسیاری که یک شرکت در طراحی، تولید، بازاریابی، ارائه و حمایت از فروش انجام می دهد، درک نمود؛ بنابراین، مزیت رقابتی موقعیتی است که در آن سازمان همچنان در تلاش است تا رقبا را شکست دهد. کسب مزیت رقابتی یک چالش بزرگ برای شرکت هایی که در محیط تجاری امروزی فعالیت می کنند، محسوب می شود. شرکت ها قبل از تدوین راهبرد بازاریابی خود باید عوامل محیطی را به درستی رعایت نموده و اهداف، نقاط قوت و ضعف رقبای خود را خوب شناسایی کرده و فرصت ها و تهدیدهایی که ممکن است رخ دهد را درک نمایند. به نظر می رسد رهبری کارآفرین نقش مهمی در توسعه پایدار بازی می کند؛ با ترویج نوآوری، ایجاد کسب وکارهای مسئولیت پذیر و ایجاد انگیزه در آنها، کارآفرینان با رویکرد پایدار، به پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی در صنعت ورزشی کمک کنند. تمرکز بر کسب وکارهای ورزشی، نوآوری در خدمات ورزشی، و مسئولیت پذیری در قبال جامعه، از جمله مولفه های این رهبری است. دستیابی به توسعه پایدار کسب وکارهای ورزشی نیازمند بازاریابی نوآورانه و سبک رهبری مطلوب از جمله رهبری کارآفرینانه می باشد که تحقیقات محدودی پایداری را در حوزه بازاریابی و کسب وکارهای ورزشی مورد توجه قرار داده است. بر اساس آنچه ذکر شد این تحقیق قصد دارد به این سوال پاسخ دهد که آیا بازاریابی نوآورانه و رهبری کارآفرین بر توسعه پایدار کسب و کارهای صنعت ورزش ایران تاثیر دارد؟ این تحقیق از نظر ماهیت کاربردی و به لحاظ هدف از نوع توصیفی همبستگی می باشد که به روش پیمایشی انجام گردید و به لحاظ زمان به صورت مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل فعالین، متخصصین حوزه کسب و کارهای ورزشی و متخصصین بازاریابی ورزشی به تعداد ۲۵۰ نفر بودند. بنا به دلیل تعداد کم جامعه آماری، نمونه آماری بصورت تمام شمار (۲۵۰ نفر) انجام شد، بعد از توزیع پرسشنامه تعداد ۲۳۹ پرسشنامه تکمیل شد. ابزار گردآوری شامل پرسشنامه بازاریابی نوآورانه گوپتا و همکاران (۲۰۱۶)، پرسشنامه رهبری کارآفرین بگر و هریسون (۲۰۲۰) و پرسشنامه توسعه پایدار آقایی و همکاران (۱۴۰۰) بود. با ایجاد پرسشنامه ها در سایت پرس لاین و ارسال لینک پاسخگویی به نمونه آماری، سوالات پرسشنامه توسط آزمودنی ها پاسخ داده شد و بعد از اتمام پاسخگویی در زمان مشخص شده فایل خروجی دریافت گردید. تحلیل داده های این پژوهش در بخش توصیفی به وسیله فراوانی درصد، میانگین و انحراف معیار و در بخش استنباطی شامل آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون با استفاده از نرم افزار SPSS۲۲ صورت پذیرفت. نتایج پس از تجزیه و تحلیل نشان داد بازاریابی نوآورانه و رهبری کارآفرین قادر به پیش بینی توسعه پایدار کسب و کارهای ورزشی در صنعت ورزش ایران می باشند. در تبیین این یافته می توان گفت بازاریابی نوآورانه و رهبری کارآفرین هر دو در توسعه پایدار کسب وکارهای صنعت ورزش ایران کمک می نمایند.
نویسندگان
ارسلان ظفریان ریگکی
کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرکرد، شهرکرد، ایران
جواد مرادی چالشتری
استادیار مدیریت ورزشی، گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرکرد، شهرکرد، ایران