بررسی رابطه کیفیت تعامل معلم–دانش آموز با درگیری هیجانی و شناختی در فرآیند یادگیری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFEDUE02_796
تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، نظام های آموزشی در سراسر جهان از تمرکز صرف بر انتقال محتوا و سنجش پیشرفت تحصیلی به سوی توجه عمیق تر به کیفیت تجربه یادگیری دانش آموزان حرکت کرده اند. این تحول پارادایمی، که تحت تاثیر رویکردهای نوین روان شناسی تربیتی و نظریه های یادگیری اجتماعی شکل گرفته، بر این نکته تاکید دارد که یادگیری پدیده ای صرفا شناختی و فردی نیست، بلکه در بستر روابط انسانی و تعاملات اجتماعی معنا می یابد. در این میان، تعامل معلم–دانش آموز به عنوان یکی از بنیادی ترین عناصر محیط کلاس درس، نقشی تعیین کننده در شکل گیری نگرش ها، انگیزش ها، هیجان ها و شیوه های پردازش شناختی دانش آموزان ایفا می کند. کیفیت این تعامل نه تنها بر عملکرد تحصیلی اثر می گذارد، بلکه بر میزان درگیری هیجانی و شناختی فراگیران در فرایند یادگیری نیز تاثیر مستقیم و غیرمستقیم دارد. بر اساس نظریه اجتماعی-فرهنگی، یادگیری در بستر تعاملات اجتماعی و از طریق گفت وگو و مشارکت فعال در فعالیت های معنادار شکل می گیرد. از این منظر، معلم نه تنها انتقال دهنده دانش، بلکه میانجی رشد شناختی و هیجانی دانش آموز است. هنگامی که تعامل میان معلم و دانش آموز مبتنی بر احترام متقابل، حمایت عاطفی، بازخورد سازنده و فرصت مشارکت فعال باشد، بستر مناسبی برای فعال سازی فرایندهای سطح بالای شناختی و تجربه هیجان های مثبت مرتبط با یادگیری فراهم می شود. در مقابل، تعاملات سرد، کنترل گرانه یا تحقیرآمیز می توانند به کاهش انگیزش درونی، افزایش اضطراب تحصیلی و افت درگیری شناختی منجر شوند. مفهوم درگیری تحصیلی در ادبیات پژوهشی معاصر به عنوان شاخصی کلیدی برای پیش بینی موفقیت آموزشی شناخته می شود. در این چارچوب، درگیری هیجانی به احساس تعلق، علاقه، اشتیاق و ارزش گذاری نسبت به فعالیت های یادگیری اشاره دارد و درگیری شناختی بیانگر میزان سرمایه گذاری ذهنی، استفاده از راهبردهای عمیق یادگیری، تفکر انتقادی و تلاش برای درک مفهومی مطالب است. در چارچوب نظریه خودتعیین گری، سه نیاز بنیادین روان شناختی شامل خودمختاری، شایستگی و تعلق، زیربنای انگیزش درونی و درگیری فعال در یادگیری محسوب می شوند. تعامل حمایتی معلم می تواند این نیازها را ارضا کند؛ برای مثال، فراهم سازی فرصت انتخاب و ابراز نظر حس خودمختاری را تقویت می کند، ارائه بازخورد دقیق و دلگرم کننده احساس شایستگی را افزایش می دهد و ایجاد فضایی امن و صمیمی حس تعلق را پرورش می دهد. در نتیجه، کیفیت تعامل معلم–دانش آموز نه تنها متغیری بین فردی، بلکه عاملی ساختاری در شکل دهی به انگیزش و درگیری عمیق تحصیلی است.در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گردآوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی رابطه کیفیت تعامل معلم–دانش آموز با درگیری هیجانی و شناختی در فرآیند یادگیری پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که کیفیت تعامل معلم–دانش آموز به عنوان محور اصلی یادگیری، با تقویت درگیری هیجانی و شناختی دانش آموزان، انگیزش، خودکارآمدی و مشارکت فعال آن ها را ارتقا می دهد و زمینه ساز یادگیری عمیق، معنادار و رشد همه جانبه تحصیلی و تربیتی می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
الهام قنبریان
آموزگار مقطع ابتدایی؛ اداره آموزش و پرورش استان خراسان جنوبی / شهرستان فردوس
سمیه صالحی فر
آموزگار مقطع ابتدایی؛ اداره آموزش و پرورش استان خراسان جنوبی / شهرستان فردوس