نسبت سنجی میان وحی و تاویل در فلسفه ملاصدرا و هرمنوتیک فلسفی گادامر به سوی یک نظریه زبان دینی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-8-87_106

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف نسبت سنجی میان مفهوم وحی و فرآیند تاویل در دو نظام فکری فلسفه حکمت متعالیه ملاصدرا و هرمنوتیک فلسفی هانس-گئورگ گادامر و در گام نهایی تلاش برای ارائه افق هایی نوین در نظریه پردازی زبان دینی انجام پذیرفته است. مسئله محوری این جستار، پاسخ به این پرسش بنیادین است که آیا می توان میان نگاه وجودشناختی و هستی محور ملاصدرا به تاویل به عنوان کلید گشایش بطون وحی و رویکرد هرمنوتیکی گادامر که در آن فهم و تاویل نه روش، بلکه نحوه بودن دازاین در جهان است، نوعی قرابت معنایی و نسبتی پارادایمی یافت. یافته های این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با تمرکز بر آثار اصلی دو فیلسوف انجام شده است، نشان می دهد که هر دو اندیشمند با گذر از رویکرد روش شناسانه صرف به مقوله فهم و تفسیر، گام به عرصه هستی شناسی می گذارند. ملاصدرا در پرتو نظریه اصالت، وحدت و تشکیک وجود، تاویل را بازگشت از ظواهر متغیر آیات به حقیقت ثابت و بطون نامتناهی وحی می داند؛ فرآیندی که در آن جان سالک با حرکت جوهری خویش، به حقایق متعالی متن راه می یابد. از سوی دیگر، گادامر با معرفی مفاهیمی چون «امتزاج افق ها»، «فهمی تاریخ مند» و «دیالکتیک پرسش و پاسخ»، مرزهای هرمنوتیک روشی را درمی نوردد و تاویل را به مثابه رویدادی وجودی در درون سنت و به واسطه تعامل پویای مفسر و متن تبیین می کند. دستاورد این نسبت سنجی، آشکارسازی وجوه تشابه بنیادین همچون تاکید هر دو بر نقش فاعل شناسا در فرآیند فهم، التفات به پیش فهم ها و پیش دانسته ها، حرکت از ظاهر به باطن و باور به ماهیت پویا و نامتناهی تاویل است. در کنار این وجوه، تمایزات ریشه داری نیز وجود دارد که مهمترین آنها، معیار و ضابطه تاویل است. ملاصدرا این معیار را در عقلانیت باطنی و شهود عرفانی جستجو می کند که نهایتا به حقیقتی متعالی و الهی منتهی می شود، در حالی که گادامر هرگونه معیار متافیزیکی و فراتاریخی را به چالش کشیده و فهم را در افق های زبانی و تاریخی متکثر و ناپایدار، مسئول و رها می سازد. در نهایت، پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر آموزه های برگرفته از این نسبت سنجی، چارچوبی نوین برای نظریه پردازی در حوزه زبان دینی پیشنهاد دهد تا هم به ذات تعالی بخش و حقیقت مطلق وحی وفادار باشد و هم انعطاف و پویایی لازم برای پاسخگویی به نیازهای هرمنوتیکی انسان امروز را دارا باشد.

نویسندگان

محمود صنیعی تهرانی

۱- دکتری مبانی نظری دانشگاه تهران.