بررسی نقش سیاست قدرت فرهنگ در طراحی برنامه درسی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 34

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-8-87_094

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

نظام آموزشی به عنوان یکی از موثرترین نهادهای اجتماعی، بستری برای بازتولید و تثبیت روابط قدرت و گفتمان های فرهنگی مسلط است. طراحی برنامه درسی در این میان، نه یک فرایند خنثی و صرفا فنی، بلکه عرصه ای سیاسی و فرهنگی محسوب می شود که در آن سیاست قدرت و فرهنگ به طور دیالکتیکی عمل می کنند. این مقاله با هدف بررسی نقش سیاست قدرت فرهنگ در طراحی برنامه درسی نگاشته شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و با بهره گیری از مفاهیم نظریه انتقادی، هژمونی، بازتولید فرهنگی و برنامه درسی پنهان، به واکاوی مکانیسم های اعمال قدرت از طریق مولفه های فرهنگی در برنامه های درسی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که برنامه درسی با گزینش محتوای خاص، توزیع نامتوازن سرمایه فرهنگی و اعمال سازوکارهایی چون برنامه درسی پنهان و سایه، به ابزاری کارآمد برای تثبیت ایدئولوژی گروه مسلط، هویت سازی سیاسی و مشروعیت بخشی به نظم موجود تبدیل می شود. این فرایند به ویژه در نظام های آموزشی متمرکز مانند ایران، با نفوذ در لایه های آشکار و نهان برنامه درسی، به بازتولید نابرابری ها و فرهنگ پذیرش منجر می گردد. یافته ها همچنین حاکی از آن است که طراحان برنامه درسی، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، مجرای انتقال ارزش ها و هنجارهای فرهنگ مسلط به نسل جدید هستند. در نتیجه، ضرورت بازاندیشی انتقادی در مبانی و فرایندهای طراحی برنامه درسی و حرکت به سوی الگوهای چندفرهنگی و مشارکت جویانه که زمینه را برای به رسمیت شناختن خرده فرهنگ ها و صداهای مختلف فراهم می آورند، بیش از پیش احساس می شود.

نویسندگان

سید محمد حبیبی نیا

۱- کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران؛ معاون آموزشی.

ثریا رضاپور

۲-کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران؛ آموزگار ابتدایی.