بررسی مشترکات عرفانی، درشعر ابن عربی ومولوی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 49

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PAYA-8-87_040

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در شعر ابن عربی و مولوی، مشترکات عرفانی عمیق و بنیادینی وجود دارد که هر دو شاعر را در مسیر «فنا در خدا» و «وحده الوجود» هم مسیر می کند. محور اصلی مشترک این دو، باور به این است که هستی، تجلی یگانه حق است و تمام موجودات، سایه ای از آن حقیقت واحد هستند. ابن عربی با زبانی فلسفی و دقیق، مولوی با زبانی شاعرانه و احساسی، هر دو بر این نکته تاکید دارند که انسان کامل، آینه ای است که جمال حق را در خود منعکس می کند.یکی از مهم ترین مشترکات، مفهوم «عشق» به عنوان نیروی محرکه جهان است. برای هر دو، عشق تنها یک احساس انسانی نیست، بلکه اصل خلقت و بازگشت به مبدا است. ابن عربی عشق را «اسم اعظم» خدا می داند که جهان را به حرکت درآورده و مولوی نیز در مثنوی معنوی، عشق را کلید گشودن قفل های روح و رسیدن به حقیقت می داند. هر دو معتقدند که عقل محدود، درک حقیقت را نمی تواند و تنها با سوز و گداز عشق می توان به درگاه حق نزدیک شد.موضوع «فنا» و «بقا» نیز در شعر هر دو برجسته است. ابن عربی بیان می کند که «من» حقیقی وجود ندارد و همه چیز در خداست، و مولوی نیز با تمثیل های زیبا (مانند نی نامه) نشان می دهد که روح انسان، قطره ای است که باید به اقیانوس بازگردد تا حقیقت خود را بیابد. هر دو شاعر بر این باورند که رهایی از تعلقات دنیوی و خودبینی، شرط رسیدن به کمال است.همچنین، هر دو بر «تجلی» تاکید دارند؛ یعنی خداوند در تمام ذرات جهان ظاهر می شود. ابن عربی این را با اصطلاحات دقیق کلامی بیان می کند و مولوی با تصاویر شاعرانه (مانند نور در شیشه یا آب در دریا) آن را به تصویر می کشد. در نهایت، هدف نهایی هر دو، رسیدن به «انسان کامل» است که واسطه فیض الهی و تجلی گاه تمام اسماء و صفات خداوند است. این اشتراکات، نشان دهنده وحدت رویکرد عرفان اسلامی در دو ساحت فلسفی و شاعرانه است که هر دو به سوی یک حقیقت واحد حرکت می کنند.

نویسندگان

فاطمه پوران زاده

۱ کارشناسی ارشد زبان وادبیات عرب، دانشگاه پیام نور آباده فارس , کارشناسی شهید چمران اهواز