بررسی تاثیر تغییرات اقلیمی ، بحران های زیست محیطی یا پاندمی ها بر استرس و روش های مقابله افراد

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_2295

تاریخ نمایه سازی: 19 خرداد 1405

چکیده مقاله:

تحولات گسترده قرن بیست ویکم، به ویژه تغییرات اقلیمی، تشدید بحران های زیست محیطی و گسترش پاندمی ها، ابعاد تازه ای از تهدیدهای جهانی را پدید آورده اند که فراتر از پیامدهای فیزیکی و اقتصادی، سلامت روان انسان ها را نیز به طور عمیق تحت تاثیر قرار داده اند. تجربه مکرر بلایای طبیعی، آلودگی های محیطی، ناامنی های معیشتی، محدودیت های اجتماعی ناشی از همه گیری بیماری ها و افزایش عدم قطعیت نسبت به آینده، زمینه ساز شکل گیری سطوح بالایی از استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی روانی در میان افراد و جوامع شده است. در چنین شرایطی، شناخت سازوکارهای روان شناختی مرتبط با تجربه استرس و نیز شناسایی راهبردهای مقابله ای موثر، اهمیتی بنیادین برای نظام های سلامت، سیاست گذاران اجتماعی و متخصصان حوزه بهداشت روان دارد.هدف پژوهش حاضر، تبیین جامع تاثیر هم زمان تغییرات اقلیمی، بحران های زیست محیطی و پاندمی ها بر تجربه استرس افراد و بررسی مهم ترین شیوه های مقابله روان شناختی در مواجهه با این شرایط است. این مطالعه با رویکردی توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مرور نظام مند منابع علمی انجام شده و تلاش دارد با یکپارچه سازی یافته های پژوهش های پیشین، تصویری منسجم از ابعاد مختلف استرس در بحران های جهانی ارائه دهد. بدین منظور، مطالعات منتشرشده در حوزه های روان شناسی سلامت، روان شناسی بحران، بهداشت عمومی و علوم محیطی مورد بررسی و تحلیل کیفی قرار گرفته اند تا الگوهای مشترک فشار روانی و سازگاری رفتاری استخراج شوند.نتایج مرور پژوهش ها نشان می دهد که تجربه استرس در شرایط بحران های جهانی ماهیتی چندبعدی دارد و از تعامل عوامل فردی، اجتماعی و محیطی ناشی می شود. از منظر فردی، ادراک تهدید نسبت به سلامت جسمانی، ترس از ابتلا یا مرگ، نگرانی درباره آینده شغلی و اقتصادی، و احساس ناتوانی در کنترل شرایط از مهم ترین محرک های استرس محسوب می شوند. در سطح اجتماعی، کاهش تعاملات چهره به چهره، انزوای ناشی از قرنطینه یا جابه جایی های اجباری، تضعیف شبکه های حمایتی و گسترش اخبار منفی در رسانه ها نقش تعیین کننده ای در تشدید فشار روانی دارند. همچنین در بعد محیطی، تجربه مکرر رویدادهای اقلیمی شدید، تخریب زیست بوم ها و نگرانی های بلندمدت درباره آینده سیاره زمین، نوعی اضطراب پایدار و مزمن ایجاد می کند که می تواند کیفیت زندگی و کارکرد روانی افراد را به طور معناداری کاهش دهد.یافته ها همچنین نشان می دهد پیامدهای روان شناختی این بحران ها صرفا به افزایش اضطراب محدود نمی شود، بلکه طیفی از اختلالات از جمله افسردگی، اختلال خواب، کاهش تمرکز، فرسودگی هیجانی، احساس بی معنایی و افت رضایت از زندگی را در بر می گیرد. گروه های آسیب پذیر مانند سالمندان، کودکان، افراد دارای بیماری های زمینه ای، کارکنان بخش سلامت و اقشار با وضعیت اقتصادی نامطلوب بیش از سایرین در معرض پیامدهای منفی روانی قرار دارند. تداوم این شرایط می تواند به شکل گیری استرس مزمن و پیامدهای بلندمدت جسمانی و روانی منجر شود؛ مسئله ای که ضرورت مداخلات پیشگیرانه و حمایتی را دوچندان می سازد.در کنار عوامل خطر، پژوهش ها مجموعه ای از راهبردهای مقابله ای موثر را نیز شناسایی کرده اند که می توانند نقش حفاظتی در برابر استرس ایفا کنند. حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی خانواده، دوستان و جامعه محلی یکی از قوی ترین پیش بینی کننده های سازگاری روانی است. تقویت تاب آوری فردی از طریق مهارت های تنظیم هیجان، حل مسئله، نگرش امیدبخش و انعطاف پذیری شناختی نیز به کاهش شدت واکنش های استرسی کمک می کند. علاوه بر این، فعالیت بدنی منظم، حفظ ساختار روزمره زندگی، مدیریت مصرف رسانه ها، بهره گیری از معنویت و تمرین های ذهن آگاهی از جمله راهبردهایی هستند که در پژوهش های مختلف اثربخشی آن ها در کاهش اضطراب و افزایش احساس کنترل گزارش شده است. دسترسی به خدمات مشاوره و مداخلات روان شناختی مبتنی بر شواهد، به ویژه در شرایط محدودیت های فیزیکی، نقش مهمی در پیشگیری از تشدید مشکلات سلامت روان دارد.بر اساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که بحران های جهانی معاصر نه تنها چالش هایی زیست محیطی و بهداشتی، بلکه تهدیدهایی جدی برای سلامت روان جمعیت ها محسوب می شوند. مواجهه موثر با این وضعیت مستلزم رویکردی چندسطحی است که از یک سو بر توانمندسازی روان شناختی افراد و ارتقای مهارت های مقابله ای تمرکز داشته باشد و از سوی دیگر، سیاست های کلان حمایتی در حوزه سلامت روان، عدالت اجتماعی، اطلاع رسانی شفاف و تقویت سرمایه اجتماعی را دنبال کند. ادغام ملاحظات سلامت روان در برنامه های مدیریت بحران، توسعه خدمات روان شناسی در سطح جامعه و توجه ویژه به گروه های آسیب پذیر می تواند از مهم ترین راهبردهای کاهش پیامدهای روانی بحران های آینده باشد. به طور کلی، پژوهش حاضر با ارائه چارچوبی تلفیقی از عوامل استرس زا و سازوکارهای مقابله ای در بستر تغییرات اقلیمی، بحران های زیست محیطی و پاندمی ها، بر ضرورت توجه هم زمان به ابعاد محیطی و روان شناختی سلامت انسان تاکید می کند و زمینه ای نظری برای طراحی مداخلات پیشگیرانه و پژوهش های تجربی آینده فراهم می سازد.

نویسندگان

رقیه ابدار

- ارشد روانشناسی تربیتی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل

علی جمالی شالی

ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال