تاثیر استفاده از فناوری های نوین بر کیفیت آموزش ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 99
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF01_11402
تاریخ نمایه سازی: 13 خرداد 1405
چکیده مقاله:
عصر حاضر را به درستی عصر انفجار اطلاعات و رسانه های دیجیتال نامیده اند. هر روز، حجم عظیمی از اطلاعات، اخبار، تصاویر، ویدئوها، و محتواهای متنوع از طریق شبکه های اجتماعی، کانال های خبری، وبسایت ها، پیام رسان ها و پلتفرم های مختلف به سمت کاربران سرازیر می شود. این اطلاعات، علاوه بر محتوای مفید و سازنده، انباشته از اخبار جعلی، شایعات، اطلاعات نادرست، محتوای گمراه کننده، تبلیغات فریبنده، و محتوای مغرضانه و جهت دار است. در چنین فضایی، دانش آموزان که به عنوان یکی از آسیب پذیرترین گروه های کاربری، ساعات قابل توجهی را در فضای مجازی سپری می کنند، به شدت در معرض خطر پذیرش و انتشار اطلاعات نادرست و گمراه کننده قرار دارند. نداشتن مهارت های تفکر نقادانه و تحلیل منطقی اطلاعات، آن ها را به افرادی منفعل و پذیرنده بی چون و چرای هر اطلاعاتی تبدیل می کند. این پژوهش با هدف بررسی ضرورت، مبانی و راهکارهای آموزش تفکر نقادانه و مهارت های تحلیل منطقی اطلاعات به دانش آموزان در عصر انفجار رسانه های دیجیتال انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا و با رویکرد توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. داده ها از طریق مطالعه اسنادی و مرور نظام مند منابع معتبر داخلی و خارجی در حوزه تفکر نقادانه، سواد رسانه ای، سواد اطلاعاتی و فلسفه تعلیم و تربیت گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تفکر نقادانه به عنوان توانایی تحلیل، ارزیابی، استدلال، و قضاوت آگاهانه و منطقی درباره اطلاعات و ادعاها، یک شایستگی کلیدی و ضروری برای شهروندی فعال و مسئول در قرن بیست و یکم است. این مهارت شامل مولفه هایی مانند شناسایی مفروضات پنهان، تشخیص سوگیری ها و مغالطات منطقی، ارزیابی اعتبار و reliability منابع، تحلیل ادعاها و شواهد، و ساخت استدلال های منطقی و مستدل می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که نظام آموزشی ایران، با وجود تاکیدات نظری بر پرورش تفکر نقادانه، در عمل در این زمینه با کاستی های جدی مواجه است: برنامه درسی متمرکز بر حفظ طوطی وار اطلاعات، روش های تدریس سنتی و معلم محور، نظام ارزشیابی مبتنی بر پاسخ های از پیش تعیین شده، و نبود آموزش نظام مند و مستمر تفکر نقادانه در سطوح مختلف، از جمله مهم ترین موانع هستند. بر اساس یافته ها، راهکارهایی مانند بازطراحی برنامه درسی با رویکرد تلفیقی (گنجاندن مهارت های تفکر نقادانه در دروس مختلف)، تغییر روش های تدریس از سخنرانی به بحث و گفتگوی نقادانه و مسئله محور، آموزش معلمان در روش های تدریس تفکر نقادانه، و گنجاندن درس مستقل سواد رسانه ای و تفکر نقادانه در برنامه درسی، ارائه شده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
الهه کریمی
کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی از دانشگاه شهید رجایی تهران، آموزگار ابتدایی، اراک ، مرکزی، ایران
زهرا غلامحسینی
کارشناسی شیمی محض از دانشگاه اراک اموزگار ابتدایی شهر اراک استان مرکزی ایران
فرشته غلامحسینی
کارشناسی اموزش ابتدایی از دانشگاه فرهنگیان اموزگار ابتدایی اراک استان مرکزی ایران