آموزش مهارت های نیروی انسانی و مدیریت تحول شغلی در عصر انقلاب صنعتی چهارم: از شکاف مهارت تا نظام های یادگیری چابک و مشارکتی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MEDIAAI01_051

تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405

چکیده مقاله:

آموزش مهارت های نیروی انسانی در عصر تحول شتابان فناوری، انقلاب صنعتی چهارم و تغییرات ساختاری بازار کار، به یکی از حیاتی ترین و پیچیده ترین چالش های پیش روی دولت ها، سازمان ها و نظام های آموزشی جهان تبدیل شده است. این مقاله با رویکردی نوآورانه و کاربردی، به تحلیل چهار چالش اساسی آموزش مهارت ها و تحول شغلی شامل چالش مقیاس و سرعت، چالش شکاف مهارت، چالش اثربخشی و نرخ اتمام، و چالش سرمایه گذاری و بازده می پردازد. بر اساس مرور انتقادی پیشینه از نظریه ی سرمایه ی انسانی بکر تا گزارش های آینده مشاغل مجمع جهانی اقتصاد، و تحلیل داده های تجربی معتبر شامل مطالعه ی ۴۶ کشور توسط موسسه مک کینزی، تحلیل داده های درآمد و آموزش در ایالات متحده، بررسی ۱۰۰۰ مدرسه در ۲۰ کشور، تحلیل ۲۰ کشور توسعه یافته، بررسی ۵۰۰ سازمان در ۳۰ کشور، و تحلیل داده های ۴۰ کشور عضو OECD، این مقاله نشان می دهد که تا سال ۲۰۳۰ بین ۷۵ تا ۳۷۵ میلیون کارگر نیاز به بازآموزی دارند و ۶۰ درصد مشاغل حداقل یک سوم فعالیت هایشان قابل اتوماسیون است، بازده سرمایه گذاری در آموزش مهارت به طور متوسط ۱۲ تا ۱۵ درصد در سال است و افراد با مهارت بالا ۳۴ درصد درآمد بیشتری دارند، کشورهایی با نظام اقتصاد هماهنگ شده ۵۶ درصد نرخ بیکاری جوانان کمتری دارند، دانش آموزان برنامه های یادگیری عمیق ۴۲ درصد نمرات بالاتر در تفکر انتقادی کسب می کنند، ۵۴ درصد کارکنان نیاز به بازآموزی قابل توجه دارند و ۴۳ درصد مشاغل موجود تا سال ۲۰۲۵ خودکار خواهند شد، و تنها ۳۴ درصد کارفرمایان برنامه های بازآموزی سیستماتیک دارند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که ۵۲ درصد فارغ التحصیلان آموزش فنی و حرفه ای در شش ماه اول شاغل می شوند، کارگران در برنامه های بازآموزی هدفمند ۳۴ درصد سریع تر شغل جدید پیدا می کنند، و ۷۲ درصد کشورهای در حال توسعه نظام آموزش فنی و حرفه ای مبتنی بر نیاز بازار ندارند. نتیجه گیری مقاله بر ضرورت گذار از نظام های آموزشی سنتی و یک اندازه-برای-همه به نظام های آموزش مهارت چابک، شخصی سازی شده، مبتنی بر داده و مشارکتی تاکید دارد. پیشنهادهای نظری شامل تدوین نظریه ی سرمایه ی مهارتی پویا برای عصر اتوماسیون، تلفیق نظریه ی سرمایه ی انسانی و یادگیری سازمانی، بازتعریف موفقیت در آموزش مهارت با محوریت اشتغال پذیری پایدار، و معرفی پارادایم نظام آموزش مهارت چابک و مشارکتی است. پیشنهادهای عملی برای سیاست گذاران و مدیران شامل تدوین استراتژی ملی مهارت، سرمایه گذاری هدفمند و کافی در بازآموزی، طراحی پلتفرم های ملی یادگیری آنلاین، تقویت همکاری صنعت و دانشگاه از طریق کارآموزی دوگانه، و ایجاد سیستم اعتبارسنجی مهارت و میکرو-مدرک های قابل حمل می شود. این مقاله با ارائه ی شش پیشنهاد پژوهشی شامل مطالعات طولی اثربخشی مدل های آموزش مهارت، مطالعات تطبیقی نظام های ملی، طراحی سیستم های یادگیری شخصی سازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی، قوم نگاری سازمان های موفق، آینده پژوهی مشاغل و مهارت ها در افق ۲۰۵۰، و توسعه ی شاخص های سلامت نظام مهارت، گامی به سمت تحول نظام های آموزش مهارت بر پایه ی داده، مشارکت و عدالت در عصر انقلاب صنعتی چهارم برمی دارد.

نویسندگان

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی