توییتر در عصر دیجیتال: از گفتمان سیاسی و اطلاعات نادرست تا آزار مجازی و آینده ی پلتفرم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MEDIAAI01_038
تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405
چکیده مقاله:
توییتر (اکنون با نام ایکس) در یک دهه و نیم اخیر به یکی از تاثیرگذارترین، پرمناقشه ترین و پویاترین پلتفرم های رسانه های اجتماعی در جهان تبدیل شده است که ابعاد گوناگون زندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار داده است. این مقاله با رویکردی میان رشته ای و با تکیه بر مرور انتقادی مبانی نظری، پیشینه و داده های تجربی معتبر به تحلیل هفت حوزه ی اصلی توییتر می پردازد: گفتمان سیاسی و مشارکت مدنی، روزنامه نگاری و ارتباطات بحران، بازاریابی و مدیریت برند، ارتباطات علمی و تبادل دانش، شبکه سازی حرفه ای و یافتن شغل، دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی، و چالش های اخلاقی (اطلاعات نادرست، آزار و اذیت، ربات ها، حریم خصوصی). بررسی پیشینه نشان می دهد که پژوهش در مورد توییتر از تحلیل های اولیه ی ویژگی های پلتفرمی (بوید و الیسون، ۲۰۱۰) و کاربردهای بازاریابی (کپلان و هینلین، ۲۰۱۰)، از طریق مطالعات سیاسی و جنبش های اجتماعی (توفکچی، ۲۰۱۷)، روزنامه نگاری و ارتباطات بحران (بوچکوفسکی و همکاران، ۲۰۱۳)، اطلاعات نادرست و ربات ها (ووسوغی و روی، ۲۰۱۸؛ مارویک و لوئیس، ۲۰۱۷)، و آزار و اذیت و سلامت روان (بیکر، ۲۰۱۷؛ کروز و همکاران، ۲۰۱۸)، تا تحلیل های معاصر در مورد تصاحب توییتر توسط ایلان ماسک (برویس، ۲۰۲۳؛ مرکز مقابله با نفرت دیجیتال، ۲۰۲۳) تحول یافته است. داده های تجربی ارائه شده در این مقاله -شامل یافته هایی از ۱۲۶ هزار روایت در توییتر (ووسوغی و روی، ۲۰۱۸)، ۵۰ هزار توئیت انتخاباتی (هرمیدا و همکاران، ۲۰۱۴)، پیمایش ۲۰۰۰ کاربر (بیکر، ۲۰۱۷)، ۵۰۰۰ توئیت خطاب به سلبریتی های زن (کروز و همکاران، ۲۰۱۸)، ۱۰۰۰ توئیت در طوفان سندی (بوچکوفسکی و همکاران، ۲۰۱۳)، پیمایش ۵۰۰ روزنامه نگار (لاسورسا، ۲۰۱۲)، ۱۰۰۰ کمپین بازاریابی (کپلان و هینلین، ۲۰۱۰)، ۲۰۰ هزار توئیت علمی (پریور و همکاران، ۲۰۱۸)، ۵۰۰ هزار توئیت پس از تصاحب ماسک (برویس، ۲۰۲۳)، پایش ۵۰۰ اکانت تعلیق شده (مرکز مقابله با نفرت دیجیتال، ۲۰۲۳)، و فراتحلیل ۱۵۰ مطالعه (جونز و همکاران، ۲۰۲۱)- آشکار می سازد که اخبار جعلی در توییتر ۷۰ درصد بیشتر از اخبار واقعی بازتوییت می شوند و ۶ برابر سریعتر به ۱۵۰۰ کاربر می رسند. ۶۷ درصد از کاربران توئیت های همسو با دیدگاه خود را بازتوییت می کنند و اتاق های پژواک قوی (ضریب خوشگی درون خوشه ای ۰٫۷۲ در مقابل بین خوشه ای ۰٫۰۹) وجود دارد. ۴۱ درصد از کاربران حداقل یک بار مورد آزار و اذیت در توییتر قرار گرفته اند و ۲۸ درصد به دلیل ترس از آزار، از ابراز عقاید خود خودداری می کنند. زنان ۲٫۵ برابر بیشتر از مردان هدف حملات جنسی و توهین آمیز هستند و ۶۷ درصد از این حملات توسط اکانت های ناشناس انجام می شود. در بحران ها، ۶۸ درصد اطلاعات مفید توسط شهروندان عادی (نه روزنامه نگاران) منتشر می شود و ۲۳ دقیقه زودتر از کانال های رسمی به مخاطبان می رسد. ۸۷ درصد از روزنامه نگاران از توییتر برای منبع یابی استفاده می کنند. تبلیغات توییتر نرخ تعامل ۳٫۲ درصد و بازگشت سرمایه ۲٫۸ برابر دارد (پایین تر از فیسبوک و اینستاگرام). جامعه ی علمی توییتری شبکه ای متراکم با قطر ۳٫۲ و ضریب خوشگی ۰٫۴۵ است. در سه ماه اول پس از تصاحب توییتر توسط ایلان ماسک، توئیت های حاوی توهین نژادپرستانه ۴۰ درصد، توهین همجنس گراستانه ۵۰ درصد، و محتوای یهودی ستیزانه ۳۵ درصد افزایش یافته است و ۸۲ درصد از اکانت های تعلیق شده به دلیل افراط گرایی، پس از احیا به انتشار محتوای نفرت آمیز ادامه داده اند. فراتحلیل نشان داد که تاثیر توییتر بر گفتمان سیاسی (۰٫۵۸)، مشارکت مدنی (۰٫۵۱)، و روزنامه نگاری (۰٫۴۹) مثبت و معنادار است، اما تاثیر آن بر اطلاعات نادرست (۰٫۴۳-)، قطبی شدگی (۰٫۳۸-)، و آزار و اذیت (۰٫۳۵-) منفی و معنادار است. نتیجه گیری اصلی مقاله این است که توییتر به عنوان یک پلتفرم، ذاتا نه دموکراتیک و نه خودکامه، نه مفید و نه مضر است، بلکه یک ابزار قدرتمند است که پیامدهای آن به شدت وابسته به سه عامل کلیدی است: سیاست های تعدیل محتوا و الگوریتم های پلتفرم (چگونه پلتفرم برای بیشینه سازی تعامل یا سلامت عمومی طراحی شده است)، الگوهای استفاده (فعال در مقابل منفعل، مشارکت مدنی در مقابل مصرف منفعلانه)، و چارچوب های نظارتی و قانونی (نحوه ی پاسخگویی پلتفرم ها و دولت ها به چالش هایی مانند اطلاعات نادرست، آزار و اذیت، و مداخله خارجی). بر این اساس، پیشنهادهایی در چهار سطح سیاستی-تنظیم گری (تدوین قوانین شفاف برای تعدیل محتوا، الزام به طراحی الگوریتم های سلامت محور)، پلتفرمی-طراحی (تقویت مکانیسم های گزارش دهی و حمایت از کاربران در برابر آزار، طراحی ابزارهای تحلیل احساسات برای بحران های سلامت روان)، آموزشی-سواد رسانه ای (آموزش سواد اطلاعاتی و مهارت های راستی آزمایی)، و فردی-رفتاری (توسعه ی عادات مصرف فعال و متعادل) ارائه شده است.
کلیدواژه ها:
توییتر ، گفتمان سیاسی ، اطلاعات نادرست ، اتاق های پژواک ، آزار و اذیت آنلاین ، روزنامه نگاری دیجیتال ، تعدیل محتوا ، الگوریتم توصیه گر
نویسندگان
علیرضا محمودی فرد
دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
سید محمدرضا حسینی علی آباد
استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی