جایگاه فرهنگ در هویت و موجودیت جامعه: از نظریه های کلاسیک تا چالش های عصر دیجیتال
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MEDIAAI01_024
تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405
چکیده مقاله:
جایگاه فرهنگ در هویت و موجودیت جامعه، یکی از بنیادی ترین و در عین حال پرمناقشه ترین پرسش های علوم اجتماعی و انسانی معاصر است. این مقاله با رویکردی میان رشته ای و با تکیه بر مرور انتقادی نظریه های کلاسیک و معاصر (از دورکیم، وبر و مارکس تا گیرتز، بوردیو، هال، آپادورای و کاستلز) و بهره گیری از داده های تجربی معتبر به تحلیل نقش و کارکرد فرهنگ در حیات جمعی جوامع می پردازد و نشان می دهد که فرهنگ نه تزئینی سطحی و نه ابرساختاری تعیین شده، بلکه هسته ی مرکزی معناسازی، مشروعیت بخشی، همبستگی اجتماعی و هویت بخشی است. بررسی پیشینه نشان می دهد که مطالعات فرهنگ و هویت از رویکردهای ذات گرایانه و ماهیت گرا (دورکیم، پارسونز) به رویکردهای تعارض گرا و انتقادی (گرامشی، بوردیو، مکتب فرانکفورت) و سپس به نظریه های ساخت گرا، گفتمانی و سیال (هال، بابا، آپادورای) تحول یافته است و امروزه بر تعامل پیچیده میان عاملیت انسانی و ساختارهای فرهنگی، جهانی و محلی، ثبات و تغییر، و سنت و مدرنیته تاکید دارد. داده های تجربی ارائه شده در این مقاله -شامل یافته هایی از پیمایش ارزش های جهانی در ۸۰ کشور، ۵۰۰ هزار مصاحبه در ایالات متحده، ۷۰۰۰ مهاجر در آلمان، ۱۲۰۰ نوجوان در کانادا، ۶۰۰۰ دانش آموز فرانسوی، ۲۵۰۰۰ پاسخ دهنده از ۱۲ کشور اروپایی، ۱۸۰۰۰ پاسخ دهنده از ۱۵ کشور، ۳۰۰۰ پست اینستاگرامی در سنگاپور و فراتحلیل ۱۴۰ مطالعه- آشکار می سازد که جوامع با سرمایه ی فرهنگی غنی تر، نمرات بالاتری در شاخص های رفاه ذهنی (همبستگی ۰٫۶۲) و اعتماد اجتماعی (همبستگی ۰٫۵۴) دارند؛ مهاجران دارای هویت دوگانه و سواد فرهنگی، ۳۴ درصد سلامت روانی و ۲۷ درصد موفقیت شغلی بهتری دارند؛ برنامه های درسی چندفرهنگی، هویت مدنی را ۴۲ درصد افزایش می دهند؛ شکاف سرمایه ی فرهنگی بین طبقات در جوامع با نابرابری بالا، ۳٫۴ برابر جوامع با نابرابری پایین است؛ و ۶۷ درصد از پاسخ دهندگان در جوامع غیرغربی، ترکیبی از هویت محلی و جهانی را تجربه می کنند. نتیجه گیری اصلی مقاله این است که فرهنگ، شرط امکان هویت فردی و جمعی و نیز بستر بقا، پویایی و تاب آوری جوامع است؛ جوامعی که فرهنگ خود را نادیده می گیرند با بحران های هویتی، کاهش سرمایه ی اجتماعی و تضعیف کنش جمعی مواجه می شوند، در حالی که جوامع با سیاست های فرهنگی هوشمندانه (حفظ هم زمان میراث و گشودگی به دیگر فرهنگ ها) خلاقیت، انسجام و تاب آوری بیشتری نشان می دهند. بر این اساس، پیشنهادهایی در چهار سطح سیاستی-فرهنگی (سیاست های چندفرهنگی مبتنی بر گفت وگو، صندوق حمایت از سرمایه ی فرهنگی جوامع کم برخوردار)، آموزشی (برنامه های درسی چندفرهنگی، آموزش سواد فرهنگی به عنوان شایستگی پایه)، رسانه ای-دیجیتال (طراحی پلتفرم ها برای تقویت تنوع فرهنگی، رصدخانه ی ملی سرمایه ی فرهنگی) و پژوهشی (پژوهش های طولی تطبیقی، منشور جهانی حقوق فرهنگی) ارائه شده است.
کلیدواژه ها:
فرهنگ و هویت ، سرمایه فرهنگی ، همبستگی اجتماعی ، چندفرهنگی ، جهانی شدن و فرهنگ ، هویت دوگانه ، سواد میان فرهنگی ، سیاست فرهنگی
نویسندگان
علیرضا محمودی فرد
دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران
سید محمدرضا حسینی علی آباد
استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی