نور به مثابه واسطه معنا: بازکاوی نقش نور در چیدمانهای نوری معاصر در چارچوب سنتهای اسلامی، با تمرکز بر «سفر نور» و نمونه های ایرانی
محل انتشار: دوفصلنامه رهپویه حکمت هنر، دوره: 5، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JRPH-5-1_010
تاریخ نمایه سازی: 5 خرداد 1405
چکیده مقاله:
نور در سنت فلسفی و هنری اسلامی همواره جایگاهی نمادین و معرفتی داشته و در حکمت اشراق سهروردی و تفاسیر قرآنی آیه نور به عنوان واسطهای میان عالم محسوس و معقول و نشانهای از مراتب وجودی و هدایت معنوی تفسیر شده است. در هنر معاصر نیز نور فراتر از یک پدیدار فیزیکی، به مادهای مفهومی و ابزار زیباشناختی برای بازتولید تجربههای چندلایه بدل شده است. هدف این پژوهش واکاوی نقشآفرینی عناصر فرمال نور شامل شدت، جهت، رنگ و حرکت در چیدمانهای نوری معاصر و تبیین ظرفیت آن بهمثابه واسطهای فعال در تولید معنا و شکلگیری تجربه ادراکی و بدنمند مخاطب است. پژوهش با رویکردی کیفی و تحلیلی-انتقادی انجامشده و بر دو بنیان نظری استوار است: نخست، آموزههای حکمت اشراقی که نور را رمز تدرج وجودی میداند، و دوم، پدیدارشناسی ادراک در اندیشه مرلو-پونتی و لوین که بر زیستبودگی تجربه تاکیددارند. سه چیدمان شاخص باهدف آزمون این چارچوب برگزیده شدهاند: «سفر نور» (ماتیاس دفالسیس، ۲۰۲۴) به عنوان نمونه محور، «فرشتگان درنبرد» (افروز عمیقی،۲۰۱۰) و «هستی هیچ» (مریم تقوی، ۲۰۲۳). گردآوری دادهها از منابع کتابخانهای و مستندات دیجیتال صورت گرفته و تحلیل تماتیک بر مولفههای فرمال اعمالشده است. یافتههای پژوهش نشان داد که «سفر نور» با گذار تدریجی از تاریکی به روشنایی و تغییر رنگ از طیفهای سرد (نماد عدم و سردی وجودی) به گرم (نماد اشراق و گرمای الهی)، الگوی تدرج وجودی و تجربه اشراقی را نهتنها بازنمایی میکند، بلکه مخاطب را به مشارکتی فعال در فرایند تحول درونی وامیدارد؛ «فرشتگان در نبرد» از طریق نور پشتیبان و پردههای نیمشفاف، بدن مخاطب را به بخشی از روایت اجتماعی مهاجرت و نبرد تبدیل میسازد، جایی که سایههای متحرک و لایههای شفاف، تضادهای فرهنگی و عرفانی را برجسته کرده و فضایی برای تامل در جدال میان زمینی و قدسی فراهم میآورد؛ و «هستی هیچ» با بازتابهای منشوری و شدتهای متنوع در پیوند با خوشنویسی (مانند نقطه به عنوان منبع پیدایش) و حجم مرکزی، تجربهای دوسویه از حضور و غیاب خلق میکند، که در آن تغییرات موقعیت بدنی مخاطب، معنا را به لایههای زیستی و فرهنگی گسترش میدهد. نتایج کلی پژوهش تاکید دارد که نور، با ادغام لایههای نمادین سنتی (ریشهگرفته از میراث اسلامی) و سازوکارهای ادراکی-بدنی (بر اساس پدیدارشناسی معاصر)، معنایی پویا، چندسطحی و انتقالپذیر پدید میآورد، و بدینسان به ابزاری خلاق و نوآورانه برای بازآفرینی سنتهای تاریخی و گشودن افقهای نوین در هنر معاصر بدل میشود، که این امر نهتنها غنای مطالعات هنری را افزایش میدهد، بلکه به تقویت تابآوری معنوی و فرهنگی مخاطبان در مواجهه با چالشهای مدرن کمک مینماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
راضیه مختاری دهکردی
استادیار گروه ارتباط تصویری، دانشکده هنر، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :