شهرها، راوی جنگ اراده ها

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 26

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ACO-14-51_001

تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در جنگ رمضان، برخورد اراده های دو جبهه ایران و آمریکا-اسرائیل مرحله جدیدی را تجربه می کند و شهرهای ایران بخشی بسیار مهم از میدان این رویارویی است. فهم رخدادهای این رویارویی برای عبور (در معنای والتر بنیامینی آن) می تواند زمینه پرورش وجودی باشد که برای آبادانی همه جانبه سرزمین فرصتی تکین است. توجه عمیق به منظر جنگ رمضان، نظر را به شیوه ای از توزیع قدرت (Power) که آن را برساخته جلب می کند. در گذشته تصور می شد توزیع قدرت به صورت درختی با تک تنه و از بالا به پایین است، اما امروزه می دانیم توزیع قدرت به صورت شبکه ای و بدون تک تنه و همراه با ابزارهای رسانه ای پیچیده انجام می شود. درواقع توزیع قدرت، لایه ای اجباری و آشکار دارد و لایه ای با رضایت و پنهان (هژمونی). این لایه دوم که عمیق تر است لایه اول را نیز ممکن می سازد. مقاومت ایران دربرابر جنایت های جنگی ۹ اسفند ۱۴۰۴ دشمن آمریکایی-اسرائیلی تاکنون، در عمل نشان داده که شهرهای ایران دارای توزیع قدرتی است که از جنبه شدت و جهت توان رویارویی دارد. در این بین برگ برنده شهرهای ایران در مقایسه با دشمن، نه مبتنی بر شدت بلکه مبتنی بر جهت توزیع قدرتش است. جهتی که چیزی به کلی متفاوت از محاسبات دشمن و به تبع به مراتب توانا در برابر اوست. جهت قدرت برسازنده شهرهای ایران که همان تعاملات نیروهای مردم و محیط است نوعی از منظرها را برساخته که می تواند با عناصرش در مسیر محو کردن هژمونی پنهان کننده رابطه سلطنت/بردگی دشمن حرکت کند. قدرتی که علاوه بر گواه دینی به گواه اشعار عالی فارسی نیز عاشقی است (بندگی و سلطنت معلوم شد/زین دو پرده عاشقی مکتوم شد- مولانا). در جنگ رمضان، پیروزی از آن کسی است که با محیط و ماده، هژمونی را تغییر دهد. چون توزیع قدرت شهرهای ایران در جهت آزادگی و خروج از چرخه سلطنت/بردگی است، رخ دادها یا «آن» هایی را بروز می دهد که توان درهم شکستن هژمونی قدرت سلطه گر را دارد. اگرچه شهادت و زخمی شدن سرزمین بار سنگینی است ولی دروغ خیرخواهی قوم های سلطه گر و برده دار که با هژمونی شبکه ای کادوپیچ شده (ناو زیبا!) را برملا می کند و با از هم پاشیدن هژمونی، ادوات آن بی خاصیت می شود. از جنبه تخصصی، امروز می توان ورای پرده کدر خیابان های متعامد و ساختمان های ۶۰ به ۴۰، با تعمق در حضور و اجتماع ریزومی مردم، توزیع قدرت شهر ایرانی را دید: ۱-شروع تراکم جمعیت از میان پراکندگی کوچه ها به مثابه محله هایی همگرا، ۲-اتصال تراکم ها در گذرها با فاش گویی دعوت به آزادگی، ۳-ترکیب شدن تراکم ها در میدانگاه های رفتاری دیگرخواهی، ۴-هم افزایی قدرت در شبکه ای از مجموعه هایی با اراده های عبادی، اجتماعی و کارکردی، ۵-بازتوزیع توان ناشی از این باهم بودگی توحیدی در قالب خواست توان ایران به مثابه روح یک جهان بی روح. این توزیع قدرت در تقاطع های آسفالت سواره ای رخ می دهد که نگاه تک بعدی به آن ها، توسط نیروها به رسمیت شناخته نشده است. این فرصتی است برای فهم ظرفیت های چند بعدی شهر و نسبتش با قدرت در جهت ارتقاء وجودی. امید است در راه رشد کشور، بتوان شهرها را تحقق توزیع قدرت در جهت آزادگی فهم کرد، نه محیطی بی طرف.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

سید امیر هاشمی زادگان

گروه معماری منظر، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران