بیان مساله و اهداف: منطقه زاگرس یکی از مهم ترین رویشگاه های طبیعی کشور است که گونه
بادام ارجنک (Amygdalus haussknechtii) در آن نقش بوم شناختی برجسته ای دارد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر شرایط رویشگاهی بر ویژگی های فیزیکی و زیست سنجی چوب این گونه در دو رویشگاه متفاوت، کره بس و چلیچه در استان
چهارمحال و بختیاری انجام شد.مواد و روش ها: نمونه های چوب از درختان سالم و هم سن در ارتفاع برابر سینه برداشت شدند و ویژگی هایی مانند دانسیته خشک، دانسیته پایه بحرانی، واکشیدگی، هم کشیدگی و مشخصات الیاف (طول، قطر و ضخامت دیواره سلولی) اندازه گیری شد. برای بررسی تاثیر رویشگاه و عوامل محیطی بر ویژگی های فیزیکی و زیست سنجی چوب بادام ارجنک، ابتدا داده ها از نظر نرمال بودن ارزیابی شدند. برای تحلیل روابط بین متغیرها، از ضریب همبستگی پیرسون و از تحلیل مولفه های اصلی (PCA) برای کاهش ابعاد داده ها و شناسایی مولفه های اصلی استفاده شد. آزمون MANOVA برای بررسی جدایش چندمتغیره بین رویشگاه ها به کار گرفته شد. برای شناسایی متغیرهای موثر بر دانسیته خشک، مدل های رگرسیون خطی چندگانه با روش ورود گام به گام اجرا شدند.نتایج: نتایج نشان داد که تفاوت بین دو رویشگاه در اغلب صفات اندازه گیری شده معنی دار است (۰۱/۰ >P). در رویشگاه کره بس، دانسیته خشک برابر با ۳cm/g ۰۳/۰ ± ۹۲/۰ و دانسیته پایه بحرانی برابر با ۳cm/g ۰۲/۰ ± ۷۷/۰ بود که کمتر از مقادیر ثبت شده در رویشگاه چلیچه (به ترتیب ۳cm/g ۰۳/۰ ± ۰۱/۱ و ۳cm/g ۰۶/۰ ± ۸۴/۰) است. طول الیاف در رویشگاه چلیچه با میانگین ۹۸/۰ میلی متر در مقایسه با ۷۸/۰ میلی متر در رویشگاه کره بس به طور معنی داری بیشتر بود (۰۱/۰ >P). قطر الیاف در رویشگاه چلیچه ۷۵/۲۰ میکرومتر و ضخامت دیواره سلولی ۰۲/۶ میکرومتر اندازه گیری شد که نسبت به مقادیر رویشگاه کره بس بالاتر بودند (۰۱/۰ >P). الگوی همبستگی پیرسون نشان داد محور غالب تغییرات با دانسیته خشک، قطر الیاف، ضخامت دیواره سلولی، دانسیته تر و طول الیاف هم راستاست؛ که همین متغیرها در تحلیل مولفه اول به عنوان مولفه ی غالب و جداساز رویشگاه ها ظاهر می شود. بنابراین شکل همبستگی، مبنای شهودی خوبی برای تبیین جدایشPCA و معنی داری MANOVA فراهم می کند. نتایج تحلیل PCA نشان داد که محور غالب تغییرات داده ها با صفات فیبری و رطوبتی (قطر الیاف، ضخامت دیواره سلولی، دانسیته خشک، دانسیته تر و طول الیاف) هم راستا است و همین محور در مولفه اول (PC۱) به عنوان جداساز اصلی رویشگاه ها ظاهر شد. آزمون MANOVA نیز جدایش مشاهده شده در بای پلات را از نظر آماری تایید کرد. مدل های رگرسیونی نشان دادند که قطر الیاف مهم ترین پیش بینی کننده دانسیته خشک در کل داده هاست. در رویشگاه چلیچه علاوه بر قطر الیاف، هم کشیدگی اثر مثبت و واکشیدگی اثر منفی داشتند، در حالی که در رویشگاه کره بس تنها میانگین ثابت معنی دار بود. این نتایج نشان می دهند که در رویشگاه چلیچه ترکیب ویژگی های فیبری و ابعادی کیفیت چوب را تعیین می کند، اما در رویشگاه کره بس تراکم چوب بیشتر تحت تاثیر میانگین کلی بافت قرار دارد.نتیجه گیری: به طور کلی، چوب های رشد یافته در رویشگاه چلیچه دارای الیاف بلندتر و دیواره ضخیم تر بوده و از دانسیته بالاتری برخوردارند، در حالی که چوب های رویشگاه کره بس دانسیته کمتر و تخلخل بیشتری نشان دادند. این یافته ها حاکی از تاثیر مستقیم شرایط محیطی مانند دما، بارندگی و ارتفاع از سطح دریا بر ساختار چوب
بادام ارجنک است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که تفاوت های رویشگاهی منجر به تغییرات قابل توجهی در ویژگی های فیزیکی و زیست سنجی این گونه می شود و این اطلاعات می تواند در انتخاب رویشگاه های بهینه برای بهره برداری صنعتی و برنامه های اصلاح ژنتیکی مفید واقع گردد.