تاثیر آموزش مبتنی بر بازی بر رشد مهارت های اجتماعی و هیجانی دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 106

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SPD-4-1_004

تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در دنیای پیچیده و پرتحرک امروزی که دانش آموزان با انبوهی از محرک های بیرونی و فشارهای روانی مواجه هستند، نظام های آموزشی برای دستیابی به اهداف تربیتی خود ناگزیر به بازنگری در روش های سنتی و رویکردهای غیرفعال هستند. آموزش مبتنی بر بازی به عنوان یک رویکرد نوین و کارآمد، فراتر از جنبه های سرگرمی، به عنوان ابزاری قدرتمند برای یکپارچه سازی فرآیندهای شناختی، هیجانی و اجتماعی عمل می کند. این پژوهش با هدف واکاوی عمیق تاثیر استراتژی های بازی وارسازی و آموزش های بازی محور بر ارتقای مولفه های کلیدی رشد دانش آموزان از جمله مهارت های اجتماعی و تنظیم هیجانی تدوین شده است. یافته های اولیه تحقیق حاکی از آن است که ماهیت تعاملی و ساختار قاعده مند بازی های آموزشی، بستر بی نظیری را برای کاهش اضطراب عملکرد و حذف گارد دفاعی دانش آموزان در محیط کلاس درس فراهم می آورد. این محیط امن و غیرتهدیدکننده، به دانش آموزان اجازه می دهد تا در قالب نقش آفرینی های خلاقانه و سناریوهای حل مسئله، با مفاهیم پیچیده انسانی مانند همدلی، همکاری گروهی، مدیریت خشم، و خودتنظیمی در مواجهه با پیروزی و شکست، به طور عملی مواجه شوند و آن ها را تمرین کنند. بازی ها با تبدیل مفاهیم انتزاعی به تجربیات ملموس و شبیه سازی شده، به یادگیرندگان کمک می کنند تا مهارت های مذاکره و اقناع را در شرایط رقابتی، بدون آسیب به سلامت روان خود، تجربه کنند. بررسی ها نشان می دهد که دانش آموزان در این محیط ها، انگیزش درونی بیشتری برای مشارکت فعال نشان داده و به دلیل لذت بخش بودن فرایند یادگیری، پیوندهای عاطفی عمیق تری با محیط مدرسه و همسالان خود برقرار می سازند. تاثیرات مثبت این روش، محدود به فضای کلاس نبوده و به دلیل درونی سازی مهارت های کسب شده، در تعاملات روزمره زندگی فردی و اجتماعی آنان در خارج از مدرسه نیز به وضوح نمودار می گردد. از دیدگاه روان شناختی، آموزش مبتنی بر بازی، ظرفیت های اجرایی مغز را برای مدیریت هیجانات تند و تقویت تفکر اجتماعی بهبود می بخشد که این خود منجر به افزایش چشمگیر در شاخص های سلامت روان و سازگاری اجتماعی می گردد. نتایج این مطالعه بر ضرورت تغییر پارادایم از آموزش های متمرکز بر معلم به سوی یادگیری بازی محور دانش آموزمحور تاکید دارد و نشان می دهد که طراحی هدفمند و ساختاریافته ی بازی های آموزشی، عاملی حیاتی در پرورش هوش اجتماعی و عاطفی است. در نهایت، این تحقیق استدلال می کند که جایگزینی یا مکمل سازی روش های سنتی با استراتژی های بازی وارسازی، یک ضرورت انکارناپذیر برای نظام های آموزشی است تا بتوانند نسلی خلاق، منعطف و توانمند در مدیریت چالش های هیجانی و ارتباطی عصر حاضر پرورش دهند و پایه های جامعه ای همدل تر و موفق تر را بنا نهند.

نویسندگان

نجمه راستی

کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد بوشهر