تاثیر عدم پذیرش اجتماعی بر هویت و ارزش های زنان و دختران متولد دهه ۵۰ و ۸۰ شهر شیراز
سال انتشار: 784
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JSIED-6-1_003
تاریخ نمایه سازی: 4 خرداد 1405
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش بررسی نقش عدم پذیرش اجتماعی در تضعیف اعتماد به نفس و افزایش ناامنی روانی و تحلیل تفاوت های نسلی در تجربه هویت و ارزش های زنان دهه ۵۰ و ۸۰ در شهر شیراز است. این مطالعه کمی و توصیفی–پیمایشی با رویکرد مقایسه ای بین نسلی انجام شد. جامعه آماری شامل ۴۰۰ زن (۲۰۰ نفر از هر نسل) ساکن شیراز بود که با نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر نظریه هویت اجتماعی تاجفل و دیدگاه های فمینیستی گردآوری شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰.۸۷ و روایی با تحلیل عاملی تاییدی و نظر خبرگان تایید شد. داده ها با آزمون تی مستقل، کولموگروف–اسمیرنوف و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان داد میانگین اعتماد به نفس در زنان دهه ۸۰ به طور معناداری بالاتر از زنان دهه ۵۰ بود (t = -۵.۹۲, p<۰.۰۰۱) و ناامنی روانی در دهه ۵۰ به طور معناداری بیشتر گزارش شد (t = ۶.۳۴, p<۰.۰۰۱). مدل رگرسیون نشان داد عدم پذیرش اجتماعی تاثیر منفی معناداری بر اعتماد به نفس و افزایش ناامنی روانی دارد (B=-۰.۴۵, p<۰.۰۰۱). همچنین سن و سطح تحصیلات به عنوان عوامل تعیین کننده در شدت اثر عدم پذیرش اجتماعی شناسایی شدند. یافته ها حاکی از تغییرات عمیق نسلی در تجربه هویتی و روانی زنان است. نسل دهه ۵۰ بیشتر تحت فشارهای سنتی و تبعیض های ساختاری بوده و پیامدهای روانی شدیدتری تجربه کرده است، درحالی که نسل دهه ۸۰ از فرصت های اجتماعی و آموزشی بیشتری بهره مند بوده است. تقویت حمایت های اجتماعی، ارتقای سطح تحصیلات و طراحی سیاست های توانمندساز می تواند به کاهش اثرات منفی عدم پذیرش اجتماعی کمک کند.هدف این پژوهش بررسی نقش عدم پذیرش اجتماعی در تضعیف اعتماد به نفس و افزایش ناامنی روانی و تحلیل تفاوت های نسلی در تجربه هویت و ارزش های زنان دهه ۵۰ و ۸۰ در شهر شیراز است. این مطالعه کمی و توصیفی–پیمایشی با رویکرد مقایسه ای بین نسلی انجام شد. جامعه آماری شامل ۴۰۰ زن (۲۰۰ نفر از هر نسل) ساکن شیراز بود که با نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. داده ها با پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر نظریه هویت اجتماعی تاجفل و دیدگاه های فمینیستی گردآوری شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ ۰.۸۷ و روایی با تحلیل عاملی تاییدی و نظر خبرگان تایید شد. داده ها با آزمون تی مستقل، کولموگروف–اسمیرنوف و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج نشان داد میانگین اعتماد به نفس در زنان دهه ۸۰ به طور معناداری بالاتر از زنان دهه ۵۰ بود (t = -۵.۹۲, p<۰.۰۰۱) و ناامنی روانی در دهه ۵۰ به طور معناداری بیشتر گزارش شد (t = ۶.۳۴, p<۰.۰۰۱). مدل رگرسیون نشان داد عدم پذیرش اجتماعی تاثیر منفی معناداری بر اعتماد به نفس و افزایش ناامنی روانی دارد (B=-۰.۴۵, p<۰.۰۰۱). همچنین سن و سطح تحصیلات به عنوان عوامل تعیین کننده در شدت اثر عدم پذیرش اجتماعی شناسایی شدند. یافته ها حاکی از تغییرات عمیق نسلی در تجربه هویتی و روانی زنان است. نسل دهه ۵۰ بیشتر تحت فشارهای سنتی و تبعیض های ساختاری بوده و پیامدهای روانی شدیدتری تجربه کرده است، درحالی که نسل دهه ۸۰ از فرصت های اجتماعی و آموزشی بیشتری بهره مند بوده است. تقویت حمایت های اجتماعی، ارتقای سطح تحصیلات و طراحی سیاست های توانمندساز می تواند به کاهش اثرات منفی عدم پذیرش اجتماعی کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدی احمدی
گروه جامعه شناسی، واحد جهرم، دانشگاه آزاد اسلامی، جهرم، ایران .
ثمینه بهادری جهرمی
گروه علوم اجتماعی، واحد جهرم، دانشگاه آزاد اسلامی، فارس، ایران.
عبدالحمید دلشاد
گروه علوم تربیتی، واحد جهرم، دانشگاه آزاد اسلامی، استان فارس، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :