افسردگی از دریچه آمیگدال مکانیزم های عصبی و چشم انداز بالینی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 147
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPCER12_110
تاریخ نمایه سازی: 3 خرداد 1405
چکیده مقاله:
افسردگی، یک اختلال شایع روان پزشکی است که آمیگدال به طور مداوم به عنوان کانونی مرکز در بعد عصبی زیستی، مورد بررسی قرار گرفته است این مطالعه مروری یافته های حاصل از مطالعات تحولی، تصویربرداری طولی مدل های حیوانی مداخلات درمانی و تحلیل های کتاب سنجی را تلفیق می کند تا نقش آمیگدال را در افسردگی توضیح دهد. شواهد نشان می دهند که عوامل خطر ابتدای زندگی از جمله تاثیرات خانوادگی و عوامل پیش از تولد ارتباطات آمیگدال را شکل داده و آسیب پذیری را پیش از آغاز بالینی بیماری ایجاد می کنند. تصویر برداری طولی هم بر ماهیت صفتی فعالیت بیش از حد آمیگدال و هم بر عادی سازی وابسته به حالت آن در دوره بهبودی تاکید دارد. همچنین مطالعات اتصال پذیری، کارکردی گسستگی در ارتباط آمیگدال – قشر پیش پیشانی را آشکار می سازد که اساس نقص در تنظیم هیجان است. تحقیقات سازوکاری نشان می دهند که چگونه استرس، التهاب و درد مزمن بر مدارهای آمیگدال اثر هم افزایی داشته و منجر به رفتارهای شبه افسردگی و هم ابتلائی های بالینی می شوند رویکردهای درمانی شامل داروهای سریع الاثر مانند کتامین و تکنیک هایی مانند تحریک عمقی مغز ثابت کرده اند که می توانند فعالیت و ارتباطات آمیگدال را متعادل کرده و به بهبود علائم بینجامد. در مجموع آمیگدال به عنوان یک کانون پویا برای یکپارچگی ابعاد مختلف افسردگی عمل می کند. الگوهای اتصال آن نوید بخش طراحی مداخلات موثرتر و شخصی سازی شده اند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سوسن سلطانی
دانشجوی کارشناسی ارشد علوم شناختی- روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه فردوسی مشهد
علی غنایی چمن آباد
دانشیار عصب روان شناختی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی و هسته پژوهشی علوم شناختی دانشگاه فردوسی مشهد