تفسیر قرآن در مسیر احیای امت: خوانشی اجتماعی از شهید بهشتی و خوانشی تمدنی از سید قطب «رحمهما الله»

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 91

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLPPI02_014

تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی دو الگوی متمایز تفسیری است: خوانش «اجتماعی» شهید بهشتی که بر اصلاح ساختاری و کنش درون سیستمی تاکید دارد، و خوانش «تمدنی» سید قطب که بر تقابل هویتی و بازسازی تمدن بدیل مبتنی است. مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که این دو خوانش چگونه از قرآن به عنوان متن واحدی، استراتژی های متفاوتی برای احیای امت استخراج می کنند.این تحقیق با روش تطبیقی-تحلیلی و با اتکا به تحلیل محتوای کیفی متون اصلی انجام شده است. داده ها از مهم ترین آثار تفسیری و اندیشه ای هر دو متفکر، شامل «فی ظلال القرآن» و «معالم فی الطریق» (سید قطب) و مجموعه آثار تفسیری، سخنرانی ها و مقالات شهید بهشتی گردآوری شده اند. مفاهیم کلیدی در چارچوب نظری «هرمنوتیک اجتماعی» و «تفسیر سیاسی قرآن» مورد بررسی قرار گرفته اند.تحلیل داده ها نشان می دهد که دو الگوی تفسیری متمایز وجود دارد: ۱. الگوی تفسیر اجتماعی (شهید بهشتی): قرآن به عنوان متن قانون گذار، تربیتی و نظام ساز دیده می شود که احیای امت را از طریق: تقویت نهادهای عادلانه، ترویج عقلانیت جمعی، مبارزه با استکبار در چارچوب نظام بین الملل، و اسلامی سازی تدریجی ساختارهای موجود، ممکن می سازد. کلیدواژه های محوری: عدالت، نظام، عقل، حقوق. ۲. الگوی تفسیر تمدنی (سید قطب): قرآن به عنوان مانیفست انقلابی و بیانیه جدایی تمدنی فهمیده می شود که احیای امت را مستلزم گسست کامل از جاهلیت مدرن، تشکیل جماعت مومنین به عنوان پایه امت نوین، تاکید بر حاکمیت انحصاری خداوند، و آمادگی برای جهاد تمدنی می داند. کلیدواژه های محوری: حاکمیت، جاهلیت، امت، جهاد. اگرچه هر دو متفکر غایت واحدی (احیای امت) را دنبال می کنند، اما نقشه راه ارائه شده از سوی قرآن در خوانش آنان به طور بنیادین متفاوت است. بهشتی «احیای درون جهانی» را از مسیر کنش اجتماعی و اصلاح ساختاری ممکن می داند، در حالی که قطب «احیای برون جهانی» را از طریق مبارزه تمدنی و بازسازی هویت جمعی پیگیری می کند. این تفاوت، نه تنها بر روش تفسیر، بلکه بر استراتژی سیاسی، مواجهه با مدرنیته و اولویت های عمل جمعی مسلمانان تاثیر مستقیم دارد. مقاله نشان می دهد که فهم این دوگانگی تفسیری، برای درک گفتمان های رقیب در جهان اسلام معاصر ضروری است.

نویسندگان