اقتصاد میراث و شهرنشینی پایدار: تحلیلی بر نقش خصوصی سازی و سرمایه گذاری های تجاری در تهدید اصالت بناها و دگرگونی بافت های تاریخی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICAHR01_033

تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

شهرنشینی شتابان قرن بیست و یکم، بناهای میراثی را در تقاطع توسعه اقتصادی و حفاظت فرهنگی قرار داده و تنش های بی سابقه ای میان منافع تجاری و اصالت معماری ایجاد کرده است. این مطالعه به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه سیاست های خصوصی سازی و سرمایه گذاری های تجاری، اصالت بناهای تاریخی را تحت تاثیر قرار داده و بافت های شهری سنتی را در چارچوب شهرنشینی پایدار دگرگون می کنند. این پژوهش، سازوکارهایی را می کاود که از طریق آن ها، مداخلات بازارمحور، ویژگی های کالبدی، اجتماعی و فرهنگی مناطق میراثی را تغییر داده و در نهایت، یکپارچگی و اهمیت آن ها را تهدید می کنند. این مطالعه با بهره گیری از رویکردی ترکیبی، سه منطقه موردی را از طریق تحلیل تطبیقی، مشاهدات میدانی، مصاحبه با ذی نفعان، تحلیل فضایی با استفاده از نقشه برداری GIS و بررسی اسناد سیاستی در بازه زمانی ۲۰۱۰-۲۰۲۴ تحلیل می کند. داده ها از ۱۵۶ بنای میراثی در دسته بندی های مختلف مالکیتی، شامل املاک دولتی، املاک اخیرا خصوصی شده و املاک با سرمایه گذاری تجاری، جمع آوری شده است. یافته ها نشان می دهد که استراتژی های خصوصی سازی و سرمایه گذاری تجاری، با وجود ایجاد منافع اقتصادی، از طریق استفاده مجدد تطبیقی نامناسب، نماگرایی (façadism)، جابجایی جوامع بومی و کالایی سازی ارزش های فرهنگی، به طور قابل توجهی اصالت را به خطر می اندازند (Gravari-Barbas & Guinand, ۲۰۱۷; Zukin, ۲۰۱۰). به طور مشخص، ۶۷% از بناهای میراثی خصوصی شده، تغییرات اساسی در ویژگی های معماری اصیل خود نشان دادند، در حالی که اعیان نشینی تجاری منجر به جابجایی ۷۸% از کسب وکارهای سنتی در مناطق میراثی طی یک دوره ده ساله شد. این پژوهش نشان می دهد که نیروهای کنترل نشده بازار، سودآوری کوتاه مدت را بر حفاظت بلندمدت از میراث اولویت می دهند و الگوهای توسعه شهری ناپایداری را ایجاد می کنند (Graham, Ashworth, & Tunbridge, ۲۰۰۰). این مطالعه با ارائه شواهد تجربی از پیامدهای منفی مرتبط با مدیریت میراث بازارمحور، به ادبیات اقتصاد میراث کمک کرده و یک چارچوب حکمرانی یکپارچه را پیشنهاد می دهد که میان قابلیت اقتصادی و حفظ اصالت تعادل برقرار می کند و بر برنامه ریزی مشارکتی، نظارت قانونی و استراتژی های حفاظت جامعه-محور برای دستیابی به مدیریت میراث شهری واقعا پایدار تاکید دارد (Bandarin & Van Oers, ۲۰۱۲; UNESCO, ۲۰۱۱).

نویسندگان

ملیکا فدوی

دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

محمدتقی پیربابائی

استاد گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران