اصالت صحنه سازی شده: تاثیر شهرنشینی بازارمحور بر بافت های تاریخی و توسعه پایدار
محل انتشار: اولین همایش میراث معماری در خطر: بررسی چالش های جنگ، بلایای طبیعی و سوء مدیریت در میراث معماری جهان اسلام
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICAHR01_032
تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
کاربرد روزافزون مدل های اقتصادی نئولیبرال در مدیریت میراث شهری، تضادی بنیادین با اهداف شهرنشینی پایدار ایجاد می کند. این رویکرد که توسط خصوصی سازی و سرمایه گذاری های تجاری در مقیاس بزرگ هدایت می شود، اغلب بازده اقتصادی را بر حفظ ارزش فرهنگی کل نگر اولویت می دهد و منجر به فرسایش اصالت معماری و تخریب بافت های تاریخی شهری می شود. این مقاله با هدف تحلیل انتقادی سازوکارها و پیامدهای این مدل اقتصادی انجام شده است. این پژوهش بررسی می کند که چگونه اصول اقتصاد میراث برای توجیه کالایی سازی دارایی های فرهنگی به کار گرفته می شود و چگونه فرآیندهای تجاری سازی و خصوصی سازی متعاقب آن، به نتایج منفی ملموسی مانند اعیان نشینی (gentrification)، محرومیت اجتماعی و از بین رفتن هویت مکانی منجر می شود. این مطالعه از روش فراتحلیل کیفی و سنتز موضوعی ادبیات دانشگاهی موجود، اسناد سیاستی بین المللی و مطالعات موردی منتشر شده بهره می برد. چارچوب تحلیلی این پژوهش بر اساس رویکرد «منظر شهری تاریخی» (HUL) یونسکو استوار است که لنزی کل نگر برای ارزیابی تعامل دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فیزیکی در محیط های شهری تاریخی فراهم می کند. تحلیل ها یک زنجیره علی روشن را آشکار می سازد: شهرنشینی کارآفرینانه مبتنی بر میراث که اغلب از طریق مشارکت های عمومی-خصوصی (PPPs) اجرا می شود، میراث را برای جذب سرمایه های سیال به کالا تبدیل می کند. این فرآیند غالبا به اعیان نشینی، که با افزایش ارزش املاک و جابجایی ساکنان قدیمی مشخص می شود، و از دست رفتن اصالت می انجامد، زیرا معانی فرهنگی پیچیده برای مصرف گردشگران ساده سازی می شوند. یافته ها نشان می دهند که تمرکز محدود بر ارزش گذاری اقتصادی با اصول چندبعدی شهرنشینی پایدار که شامل عدالت فرهنگی و اجتماعی است، سازگار نیست. یافته بنیادین این است که بدون چارچوب های نظارتی قوی که از منافع عمومی محافظت کرده و ارزش های غیراقتصادی را در اولویت قرار دهند، خصوصی سازی به تهدیدی جدی برای همان میراثی تبدیل می شود که ادعای نجات آن را دارد. این مقاله با حمایت از مدل های جایگزین و جامعه محور برای مدیریت میراث که بتوانند بهتر بین پایداری اقتصادی و یکپارچگی فرهنگی تعادل برقرار کنند، به پایان می رسد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ملیکا فدوی
دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
محمدتقی پیربابائی
استاد گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران