بررسی اشعار منصور اوجی از منظر پدیدارشناسی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLP15_028

تاریخ نمایه سازی: 28 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

در فضای شعری منصور اوجی جهان نه به عنوان مفهومی انتزاعی، بلکه همچون پدیده ای محسوس و زنده ظاهر می شود. پدیدارشناسی در اینجا به مثابه شیوه ای برای زیستن در جهان و مواجهه بی واسطه با اشیا به کار می رود. اوجی شاعر طبیعت و انس گرفته با عناصر، جهان را از لاک مفاهیم بیرون می کشد و آن را در هیئتی آشکار و حاضر پیش روی خواننده می نهد. اشیا در شعر او نه نمادهایی برای معانی دیگر، بلکه خود آن اشیا هستند که در اوج سادگی و هم زمان پیچیدگی وجود خود آشکار می شوند. زبان اوجی زبانی است که هم می کوشد تا حد امکان از بار تفسیری و انتزاعی بکاهد و به توصیف صرف پدیده ها نزدیک شود. این توصیف، اما روایتی سرد و علمی نیست؛ بلکه به حیرتی است که از مواجهه مستقیم با ذات رخدادها بر می خیزد. در شعر اوجی باران پیش از هر چیز باران است و باد باد. اما این «بودن» ساده چنان در عمق احساس شاعر ریشه دوانده که توصیف، آن جهانی کامل را می گشاید. تکرار و تمرکز بر لحظه های عادی و روزمره نشان از نگاه خالصانه پدیدارشناسانه دارد. اوجی این لحظات را از جریان زمان جدا نمی کند بلکه آنها را در بستر جاری زندگی می بیند و در عین حال به هر یک شکلی از ابدیت می بخشد. این همان بازگشت به خود چیزها است. زمان در شعر او غالبا زمان حال است. علاوه بر این رابطه من شعری با جهان رابطه ای مبتنی بر همدلی و هم بودن است. شاعر خود را در برابر طبیعت قرار نمی دهد تا آن را تحلیل کند، بلکه درون آن قرار می گیرد و با آن هم آواز می شود. اینجاست که مرز میان مشاهده گر و مشاهده شونده محو می شود و وحدتی وجودی شکل می گیرد. این وحدت، هسته اصلی تجربه پدیدارش شناختی در شعر اوجی است. شاعر چیزی را به جهان اضافه نمی کند، بلکه تنها آن را آنگونه که بر او آشکار شده باز می گوید. این بازگفتن با زبانی صیقل خورده بی حاشیه و متمرکز بر جوهره پدیده ها همراه است. در نهایت شعر منصور اوجی را می توان تلاشی مداوم برای زیستن در اکنون و دیدن جهان فارغ از پیش فرض های فلسفی یا ایدئولوژیک دانست. شعر او دعوتی است به تماشا؛ تماشای دنیایی که لحظه به لحظه در جلوی چشمان ما متجلی است اما ما از دیدن ساده آن غافلیم.

نویسندگان

بهاره تیموری

کارشناس زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان و دبیر زبان و ادبیات فارسی، شهر بوشهر، استان بوشهر

سولماز مظفری

دکتری زبان و ادبیات فارسی بخش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان