تعلیم و تربیت مبتنی بر شایستگی در ایران: مبانی نظری، چالش های اجرایی، و راهکارهای اصلاحی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 68
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IRCEMET07_427
تاریخ نمایه سازی: 10 اردیبهشت 1405
چکیده مقاله:
آموزش مبتنی بر شایستگی در سال های اخیر به عنوان یکی از رویکردهای مهم تحول در نظام های آموزشی مطرح شده است. این رویکرد تلاش دارد یادگیری را از سطح انتقال محتوا و حفظ اطلاعات فراتر برده و آن را به سمت یادگیری عمیق، کاربردی و مبتنی بر عملکرد واقعی هدایت کند. شایستگی مفهومی چندبعدی است که دانش، مهارت، نگرش و توانایی به کارگیری آنها در موقعیت های واقعی را دربر می گیرد. در این نگاه، شایستگی ها ظرفیت هایی هستند که بخشی از آنها در عمل شکوفا شده و بخش زیادی همچنان بالقوه باقی مانده اند و نیازمند فرصت های آموزشی و محیطی برای رشد و تعالی هستند. این برداشت با دیدگاه های روان شناختی و آموزشی هم خوانی دارد که بر اهمیت تجربه، تعامل و بالفعل شدن توانایی های بالقوه تاکید می کنند. تحلیل منابع داخلی و بین المللی نشان می دهد که اجرای آموزش مبتنی بر شایستگی علاوه بر ظرفیت های قابل توجه، با چالش های جدی نیز روبه رو است. نخست، نبود تعریف واحد و دقیق از شایستگی موجب شده است که برداشت های متفاوتی از این مفهوم وجود داشته باشد و همین امر طراحی برنامه های درسی و ابزارهای سنجش را دشوار کرده است. دوم، سنجش شایستگی ها به دلیل ماهیت پیچیده و چندبعدی آنها سخت است و نمی توان صرفا با آزمون های سنتی و امتحان محور به ارزیابی دقیق دست یافت. سوم، اجرای این رویکرد در ایران نیازمند تغییرات بنیادین در برنامه ریزی درسی و ایجاد زیرساخت های لازم است؛ در حالی که نظام آموزشی کشور همچنان بر محفوظات و دانش نظری تاکید دارد و کمتر به پرورش توانایی های واقعی دانش آموزان توجه می کند. چهارم، فاصله آموزش با دنیای واقعی به وضوح در نرخ بالای بیکاری فارغ التحصیلان نمایان است؛ نشانه ای از آنکه مهارت ها و شایستگی های مورد نیاز بازار کار در نظام آموزشی به درستی تقویت نمی شوند. مطالعات داخلی بر ضرورت حرکت از محتوامحوری به سمت یادگیری معنادار و کاربردی تاکید دارند و نشان می دهند که بدون بازنگری جدی در برنامه های درسی، آموزش مبتنی بر شایستگی در ایران به طور کامل محقق نخواهد شد. در سطح جهانی نیز چارچوب های بین المللی بر توسعه شایستگی هایی مانند تفکر انتقادی، حل مسئله، همکاری، خلاقیت، سواد دیجیتال و یادگیری مادام العمر تاکید کرده اند. این شایستگی ها نه تنها برای موفقیت فردی بلکه برای مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار ضروری هستند. در کنار این مبانی نظری، مطالعات موردی در ایران نیز نشان داده اند که شکاف جدی بین آموزش دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار کار وجود دارد و فارغ التحصیلان اغلب فاقد مهارت های لازم برای اشتغال هستند. این امر ضرورت بازنگری در برنامه های درسی و توجه به آموزش مبتنی بر شایستگی را دوچندان می کند. بر اساس تحلیل منابع و برداشت حاصل از مطالعه، می توان چند نکته کلیدی را به عنوان جمع بندی بیان کرد: نخست، شایستگی ها ظرفیت های انسانی هستند که بخشی از آنها بالفعل شده و بخش زیادی بالقوه باقی مانده اند؛ این ظرفیت ها در صورت وجود شرایط مناسب می توانند شکوفا شوند و تعالی یابند. دوم، سنجش شایستگی ها به دلیل ماهیت پیچیده آنها دشوار است و نیازمند ابزارهای نوین و چندلایه است. سوم، اجرای آموزش مبتنی بر شایستگی در ایران نیازمند تغییرات بنیادین در برنامه ریزی درسی، توانمندسازی معلمان و ایجاد زیرساخت های آموزشی است. چهارم، فاصله آموزش با دنیای واقعی و بازار کار یکی از مهم ترین چالش هاست که در نرخ بالای بیکاری فارغ التحصیلان آشکار می شود. بنابراین، حرکت به سوی آموزش مبتنی بر شایستگی مستلزم بازنگری جدی در برنامه های درسی ملی، طراحی راهنماهای اجرایی، توسعه ابزارهای سنجش عملکردی و برگزاری دوره های توانمندسازی حرفه ای برای معلمان است. تنها در این صورت می توان به هدف نهایی دست یافت: شایسته تعلیم دهیم، شایسته به کار بگیریم و به طور شایسته رشد کنیم.
کلیدواژه ها:
آموزش مبتنی بر شایستگی ، برنامه درسی شایستگی محور ، ارزشیابی عملکردی ، یادگیری معنادار ، شایستگی های قرن بیست و یکم
نویسندگان
فرزانه پاکدامن
استاد دانشگاه فرهنگیان، دکتری برنامه ریزی درسی، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
فاطمه آب پرور
دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی مرکز شهید باهر تهران، تهران، ایران