برساخت اجتماعی مرزنشینی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزی سردشت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 78

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JBPD-1-4_005

تاریخ نمایه سازی: 5 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

هدف: مرزنشینی به عنوان یکی از پدیده های پیچیده فضایی–اجتماعی، همواره در ادبیات توسعه با دوگانه «فرصت–تهدید» تحلیل شده است. در نگاه آرمانی، مرز می تواند بستر تعاملات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای پیوند مناطق پیرامونی با جریان های توسعه باشد؛ با این حال، تجربه زیسته بسیاری از جوامع مرزی در ایران نشان می دهد که مرز نه تنها به فرصت توسعه تبدیل نشده، بلکه خود به سازوکاری فعال در بازتولید فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی بدل شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان مرزی سردشت، در پی بازسازی و تفسیر معنای مرزنشینی به عنوان بستر عدم توسعه از منظر خود مرزنشینان است و می کوشد نشان دهد که چگونه سیاست ها، ساختارها و نظام های معنایی مسلط، مرز را از یک ظرفیت بالقوه به تله ای ساختاری برای توسعه تبدیل کرده اند.هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه زیسته مرزنشینان سردشت و واکاوی چگونگی برساخت اجتماعی مرزنشینی در پیوند با فرآیندهای توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور مشخص، تحقیق در پی پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه موقعیت مرزی، در تعامل با سیاست های مرکزگرا و نگاه امنیتی، به تخریب ساختارهای معیشتی، فرسایش سرمایه انسانی و شکل گیری نظام های معنایی مبتنی بر طرد، نابرابری و «ما–آن ها» منجر شده است. در این راستا، پژوهش تلاش دارد فراتر از تبیین های صرفا ساختاری یا اقتصادی، به لایه های تفسیری، هویتی و فرهنگی مرزنشینی بپردازد و نقش کنشگران محلی را در معنا بخشی به تجربه مرزی برجسته سازد.روش: این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری و با تکیه بر رهیافت برساخت گرایی اجتماعی انجام شده و از روش کیفی قوم نگاری بهره گرفته است. انتخاب روش قوم نگاری، به دلیل تاکید آن بر فهم عمیق معانی، تجربه ها و زیست جهان کنشگران اجتماعی، امکان دسترسی به لایه های پنهان و زمینه مند پدیده مرزنشینی را فراهم کرده است. میدان پژوهش، مناطق مرزی شهرستان سردشت بوده و داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته و یادداشت برداری میدانی گردآوری شده اند. جامعه مشارکت کنندگان شامل ۱۸ نفر از مطلعین محلی (از جمله دهیاران، معلمان، کسبه، اعضای شوراها، فعالان مرزی و افراد درگیر در فعالیت های معیشتی مرز) است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و شبکه ای انتخاب شده اند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با رویکرد تحلیل قوم نگارانه در چهار مرحله ساماندهی، کدگذاری اولیه، توسعه مقوله ها و استخراج مضامین محوری تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از راهبردهایی چون مشاهده طولانی مدت، مثلث سازی داده ها، کنترل توسط اعضا و مستندسازی دقیق مسیر تحلیل استفاده شده است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مرزنشینان سردشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مقایسه با مناطق مرکزی کشور به مثابه وضعیتی نابرابر، محروم و محصول تبعیض ساختاری و سیاست های مرکزگرا تفسیر می کنند. در سطح معیشتی، مرز به جای ایجاد اشتغال پایدار، به گسترش «اقتصاد لحظه ای» و فعالیت های ناپایدار و پرریسک مانند کولبری انجامیده است. این نوع معیشت، نه تنها امنیت اقتصادی را تامین نمی کند، بلکه با تخریب کرامت انسانی، افزایش آسیب های جسمی و روانی و وابستگی دائمی به شرایط متغیر مرزی همراه است. هم زمان، ظرفیت های بومی منطقه در حوزه هایی چون کشاورزی، باغداری و گردشگری، به دلیل فقدان زیرساخت، سرمایه گذاری و حمایت نهادی، تضعیف یا بلااستفاده مانده اند.در سطح اجتماعی، نتایج حاکی از فرسایش شدید سرمایه انسانی و اجتماعی است. مهاجرت گسترده نیروی کار و نخبگان، کاهش انگیزه تحصیل، تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش فردگرایی، از پیامدهای مستقیم انسداد فرصت های پایدار در منطقه محسوب می شوند. جایگزینی ریش سفیدان و مرجعیت های محلی با افراد نوکیسه و رانتی، به بحران مشروعیت و بی اعتمادی اجتماعی دامن زده و توان جامعه برای کنش جمعی و مطالبه گری را تضعیف کرده است. افزون بر این، تجربه تاریخی جنگ، ناامنی و فشارهای معیشتی، به فرسودگی روانی، پرخاشگری و تنش در روابط اجتماعی و خانوادگی انجامیده است.در بعد شناختی و فرهنگی، مرزنشینان از فقر معرفتی، ضعف نظام آموزشی و سلطه نگاه امنیتی بر سیاست گذاری ها سخن می گویند. این وضعیت، به شکل گیری احساس بی تاثیری، بی تفاوتی و سلب اعتماد نسبت به نهادهای دولتی منجر شده است. هم زمان، مرزنشینان با معنا بخشی دوباره به تجربه های محرومیت و حاشیه بودن، نوعی تمایز نمادین میان «ما»ی مرزنشین و «آن ها»ی مرکزنشین ایجاد می کنند. در این فرآیند، مرز از یک خط جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی هویتی، فرهنگی و سیاسی بدل می شود که بازنمایی «دیگری بودن» و طردشدگی را تقویت می کند.نتیجه: در مجموع، نتایج پژوهش نشان می دهد که مرزنشینی در سردشت، در فقدان سیاست گذاری بومی، عدالت فضایی و رویکرد توسعه محور، به سازوکاری پایدار برای بازتولید توسعه نیافتگی تبدیل شده است. مرز، نه تنها پیامد توسعه نیافتگی، بلکه خود بخشی از علت آن است؛ زیرا در تعامل با ساختارهای مرکزگرا، اقتصاد غیرمولد، فرسایش سرمایه انسانی و نظام های معنایی طردکننده، چرخه ای معیوب از فقر، نابرابری و انفعال اجتماعی را بازتولید می کند. نتیجه گیری پژوهش بر ضرورت تغییر پارادایم حکمرانی در مناطق مرزی تاکید دارد؛ به گونه ای که با عبور از نگاه صرفا امنیتی، بر توانمندسازی جوامع محلی، مشارکت مرزنشینان در تصمیم گیری، تقویت زیرساخت های معیشتی پایدار و بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و اقتصادی بومی تمرکز شود. تنها در چنین چارچوبی می توان مرز را از بستر عدم توسعه به عرصه ای برای توسعه پایدار و فراگیر تبدیل کرد.

نویسندگان

افشار کبیری

دانشیار، گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

امید رحمن نژاد

کارشناسی ارشد جامعه شناسی، گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • ReferencesAhmadiPour, Z., HafezNia, M. R., & MohammadPour, A. (۲۰۰۸). Economic ...
  • Arami, S., & Azam Azadeh, M. (۲۰۲۴). Migration as value ...
  • Daneshmehr, H., & Hedayat, O. (۲۰۲۱). Borderlands and the marginalization ...
  • Daneshmehr, H., & Mahmoudi, A. (۲۰۲۳). Narrative analysis of the ...
  • Daneshmehr, H., Khaleghpanah, K., & Hedayat, O. (۲۰۲۰). Border-oriented development ...
  • Fauzi, H. (۲۰۱۲). Border economy: Issues and problems faced by ...
  • Flick, U. (۲۰۰۸). An introduction to qualitative research. (H. Jalili, ...
  • Fotouhi, S., & Fazel, N. E. (۲۰۱۹). Lived experiences of ...
  • Ghadarzadeh, O., Mohammadpour, A., & Ghaderi, O. (۲۰۱۱). Constructing the ...
  • Kabiri, A. (۲۰۲۴). A sociological analysis of the phenomenon of ...
  • Leebouapao, L., S. Phonesaly, S. Phetsamone, D. Souphith, and N. ...
  • Mohammadpour, A. (۲۰۱۰). Anti-method: Logic and design in qualitative methodology ...
  • Mohammadpour, A., AhmadiPour, Z., & Badii, M. (۲۰۰۶). The role ...
  • Movahedi, R., & Samian, M. (۲۰۱۸). Investigation of factors affecting ...
  • Newman, D. (۲۰۰۶). Boundaries. In J. Agnew, K. Mitchell, & ...
  • Rasouli, M., Piri, E., Saeidpour, S., & Mahmoudnejad, R. (۲۰۱۹). ...
  • Saeidi, A. A., Esmailzad, K., & Abdollahpour, J. (۲۰۰۹). Sociological ...
  • Zakaee, M. S., & Nouri, A. (۲۰۱۵). Living in border ...
  • Ziari, K., Asharqabadi, F., & Fathi, H. (۲۰۱۰). Geopolitical challenges ...
  • نمایش کامل مراجع