اثر رهبری تکنولوژیک بر خودکارآمدی شغلی و روش تدریس معلمان
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 23 فروردین 1405
چکیده مقاله:
چکیده
مقدمه: در جهانی دانش بنیان برتری کشورها از لحاظ فناوری، اجتماعی و اقتصادی، بر مبنای برتری در زمینه تولید علم مشخص می شود. تولیدات علمی باعث بهره اقتصادی و اجتماعی می شود و پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیک، تولید علمی را تقویت خواهد کرد. اما در این زنجیره، حلقه اول تولید علم است. در این رهگذر مدارس نقش بسیار قابل توجهی دارند. در راس مدارس مدیران و رهبران آموزشی تکنولوژیکی به عنوان راهبران عرصه آموزش مورد توجه محققان و برنامه ریزان در خط مشی گذاری های خرد و کلان هستند و خودکارآمدی شغلی و حرفه ای به موازات تدریس اثربخش معلمان تحت تاثیر این رهبران قرار دارد. مدرسه کانون بزرگ پیشرفت در هر ملتی است که رهبران با سبک های متفاوت در هرسو به وسعت آن یاری می رسانند و رهبران تکنولوژیکی که در عرصه فناوری درخشان هستند می توانند کاستی های تدریس و خودکارآمدی حرفه ای معلمان را پوشش دهند.
مواد وروش ها: این پژوهش به مطالعه اثر رهبری تکنولوژیک برخودکارآمدی شغلی و روش تدریس معلمان زن مدارس ابتدایی منطقه ۵ تهران پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری اطلاعات میدانی و از نظر روش پژوهش همبستگی از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری معلمان زن مدارس ابتدایی منطقه ۵ تهران هستند .حجم نمونه ۲۹۳نفر از معلمان زن مدارس ابتدایی منطقه ۵ تهران و از جدول مورگان استفاده شد. روش نمونه گیری به شکل تصادفی ساده بود. ابزار پژوهش پرسشنامه، پرسشنامه خودکارآمدی شغلی (ریگز و نایت،۱۹۹۴)، روش تدریس توسط (گراشا و ریچمن، ۱۹۹۶) و رهبری تکنولوژیک (ونگ و تنگ، ۲۰۱۴) بود. از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Spss , Amos استفاده شد.
نتایج و یافته ها: به علت اینکه کلیه آماره های به دست آمده برای سوالات پژوهش دارای مقدار چولگی و کشیدگی در دامنه ۲+ تا ۲- می باشند بنابراین، می توان گفت که همه سوالات پژوهش برای هر سه متغیر دارای توزیع نرمال می باشند و موقعیت چولگی و کشیدگی نسبت به هم به گونه ای است که شکل توزیع تقریبا متقارن می باشد. فرضیه اول به بررسی تاثیر رهبری تکنولوژیک بر خودکارآمدی شغلی معلمان پرداخته بود، با توجه به اینکه سطح معناداری بین متغیرها کمتر از ۵% است و همچنین آماره t آزمون نیز بیشتر از ۹۶/۱ می باشد تایید شده است. فرضیه دوم پژوهش نیز که به بررسی تاثیر رهبری تکنولوژیک بر روش تدریس معلمان پرداخته بود نیز با توجه به اینکه هم مقدار آماره آزمون آن بیشتر از ۹۶/۱ است و هم مقدار سطح معناداری آن کمتر از ۵% است تایید شده است. به همین ترتیب فرضه سوم مبنی بر تاثیر خودکارآمدی شغلی بر روش تدریس معلمان با توجه به مقادیر آماه آزمون و سطح معناداری آن مورد تایید واقع شده است. نتایج نشان داد رهبری تکنولوژیک بر خودکارآمدی شغلی معلمان تاثیر دارد. رهبری تکنولوژیک بر روش تدریس معلمان تاثیر دارد. خودکارآمدی شغلی بر روش تدریس معلمان تاثیر دارد.
بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد نوآوری های تکنولوژیکی در رهبری آموزشی تاثیر انقلابی بر دانش آموزان دارد. واضح است که تغییرات در محیط های یادگیری، رویه های تصمیم گیری، مدل های یادگیری و تکنیک های ارتباطی از سوی رهبران که همچنان از پتانسیل فناوری استفاده می کنند، منجر به محیط یادگیری جذاب تر، فراگیرتر و سازنده تر برای دانش آموزان می شود. به علاوه، محیط تکنولوژیکی می تواند باعث شود که معلمان مهارت های بیشتری کسب کنند. تقویت مهارت های رهبری آموزشی مدیران مدارس، به ویژه در حمایت از نوآوری های آموزشی، می تواند نقش کلیدی در ارتقاء خودکارآمدی معلمان ایفا کند و سبک رهبری آموزشی نقش اساسی در ایجاد انگیزه و کاهش استرس کاری معلمان ایفا می کند. ادغام فناوری با روش های تدریس موثر نیز می تواند یادگیری، تعامل و بهره وری آموزشی دانش آموزان را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. معلمانی که خودکارآمدی بالایی دارند، تمایل بیشتری به اجرای رویکردهای نوآورانه و دانش آموزمحور (مانند یادگیری مشارکتی، آموزش متمایز و فعالیت های مبتنی بر مسئله) دارند. آن ها در تنظیم درس ها برای برآوردن نیازهای دانش آموزان و بررسی فناوری ها و تکنیک های آموزشی جدید انعطاف پذیر هستند. بنابراین، خودکارآمدی نه تنها برای رضایت معلم، بلکه برای استفاده موثر از روش های تدریس متنوع و تطبیقی که به نیازهای همه دانش آموزان پاسخ می دهند، ضروری است. رهبری تکنولوژیک و تاثیر آن بر فرهنگ یادگیری و خودکار آمدی شغلی می تواند تاثیرگذار باشد و باعث بهره وری آموزشی شود. از طرفی مولفه های دستمزد، ترفیع و مدیریت می تواند خودکارآمدی معلمان را پیش بینی کند. معلمانی که خودکارآمدی بالایی دارند، بیشتر احتمال دارد که روش های تدریس متنوع و دانش آموزمحور مانند آموزش متمایز بر پایه تکنولوژی، یادگیری فعال و فعالیت های مشارکتی را آزمایش کنند. آن ها تمایل دارند استراتژی های خود را برای برآورده کردن نیازهای یادگیری متنوع دانش آموزان تطبیق دهند، نه اینکه صرفا به روش های سنتی و معلم محور تکیه کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
گروه مدیریت آموزشی،واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
دانشیار گروه مدیریت آموزشی، دانشکده مدیریت و اقتصاد،واحد علوم و تحقیقات ،دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران، ایران