نشانه شناسی حکمرانی و اقتصاد سرمایه داری در موج چهارم انقلاب فناورانه
محل انتشار: دوفصلنامه آیین حکمرانی، دوره: 3، شماره: 5
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_AEIN-3-5_002
تاریخ نمایه سازی: 23 فروردین 1405
چکیده مقاله:
تحول در ابزار تولید، ماهیت و ساختار اقتصاد سرمایه داری را تحت تاثیر قرار می دهد. اقتصاد سرمایه داری در قرن بیست ویکم، تحت تاثیر موج سوم و چهارم انقلاب فناورانه قرار گرفته است. تغییر در زیربنای اقتصادی، به معنای فناوری و پیوند آن با ابزار تولید تاثیر خود در زندگی اجتماعی، اقتصادی، الگوی کنش ارتباطی شهروندان و ماهیت دولت را به جا می گذارد. در این فرایند، زمینه برای ارتقای سطح و میزان نقش یابی قدرت های بزرگ در کنترل محیط پیرامونی به وجود آمده و معادله قدرت وستفالیایی را تحت تاثیر قرار می دهد. هوش مصنوعی، نه تنها شکل بندی اقتصاد سرمایه داری را دگرگون می کند، بلکه شیوه و هنجارهای حکمرانی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. جمع گرایی در زمره نشانه های تحول در حکمرانی به شمار می آید. در دهه سوم قرن بیست ویکم، نشانه هایی از جنگ جدید قدرت در روابط جامعه، ساخت سیاسی و اقتصاد جهانی به وجود آمده است. حکمرانی در موج چهارم انقلاب فناورانه، مبتنی بر «معادله اشتراک فراگیر» است. در این شرایط، زمینه برای اشتراک گذاری ایده ها، اهداف، مطلوبیت ها و انتظارات گروه های شهروندی به وجود می آید. باتوجه به تحول در شکل بندی ابزار تولید اقتصادی، می توان این پرسش را مطرح کرد که «موج چهارم انقلاب تکنولوژیک دارای چه ویژگی هایی بوده و چه تاثیری بر حکمرانی، اقتصاد سرمایه داری و الگوی قدرت بازیگران در محیط پیرامونی به جا می گذارد؟». فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که «موج چهارم انقلاب تکنولوژیک، منجر به تغییرات ساختاری و فرایندی در اقتصاد، سیاست و الگوی کنش ارتباطی بازیگران شده است. مفروضات مقاله، بیانگر آن است که اولا، شکل جدید حکمرانی، ماهیت فناورانه دارد؛ ثانیا، فناوری موج چهارم، تاثیر خود را بر اقتصاد فردی، خانوادگی و جهانی به جا می گذارد؛ ثالثا، نهادهای جدیدی برای کنترل سازوکارهای اقتصاد، فرهنگ و نظم جهانی به وجود می آید؛ رابعا، رقابت جهانی بازیگران به گونه تدریجی از پیچیدگی و تنوع بیشتری برخوردار می شود». در تنظیم مقاله، از رهیافت و چهارچوب نظری جامعه شبکه ای و عصر اطلاعات کاستلز استفاده می شود. در این نظریه، هرگونه تحول ابزار تولید، تاثیر خود را بر اقتصاد، سیاست و مدیریت امور عمومی دولت ها و سایر بازیگران در اقتصاد و سیاست جهانی به جا می گذارد. روش شناسی مقاله مبتنی بر «تحلیل داده ها و تحلیل فرایندها» خواهد بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عباس مصلی نژاد
استاد ممتاز گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، جمهوری اسلامی ایران