حکمرانی قرآنی و نظریه مشارکت سیاسی؛ الگوی واکارگزارانه(حداکثری مشروط)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_AEIN-3-5_009

تاریخ نمایه سازی: 23 فروردین 1405

چکیده مقاله:

پرسش اصلی مقاله ان است که در حکمرانی قرآنی چه رهیافتی از مشارکت سیاسی، رهیافت مطلوب است. فرضیه پژوهش، برپایه روش تفسیرموضوعی و چارچوب نظری مشارکت سیاسی واکارگزارانه که آن را حداکثری مشروط نام می نهد برآن است که در دولت دینی، مشارکت سیاسی و رقابت درون رژیم سیاسی نه علیه یا صرفا برای آن است و در میان رهیافت های مشارکت سیاسی واگذارانه و کارگزارانه؛ رهیافت مطلوب قرآن به رهیافتی که می توان وا-کارگزارانه و «حداکثری مشروط» نامید نزدیک تر است که ازنظر شرعی در حدوث و بقای دولت دینی شرطیت دارد. آیات دال بر مشروطگی(واگذاری) مشارکت سیاسی، آیات اولوالامر، آیه امامت، آیه اولویت، و آیات دال بر ابلاغ قوانین الهی است. آیات دال بر حداکثری(کارگزارانگی) مشارکت سیاسی نیز علاوه بر آیات شورا و بیعت آیات دیگری مانند آیات وفای به عقد، امربه معروف و نهی ازمنکر، خطابات عمومی قرآن، خلافت و امانت و... است که مورد نسبت سنجی با مشارکت سیاسی واکارگزارانه قرارگرفته اند. بر این پایه مشارکت مطلوب، مشارکتی است که به صورت جزءالعله دارای اصالت است اما مشروط و مقید به برخی شروط و شرایط پیشینی است. بر این اساس حجیت عقدسیاسی میان حاکم و مردم، الزام نهادشورا در عرصه عمومی،مشارکت سیاسی فعال به مثابه امربه معروف و نهی ازمنکر و دخالت در تعیین‎سرنوشت، حق انتخاب گری و گزینش عمومی مردم، خلافت نوعیه مشککه از خداوند در راستای حق مشارکت، و حق وانهادن حکومت به شایستگان به مثابه امانت از ارکان رهیافت مشارکت سیاسی «حداکثری مشروط»(واکارگزارانه) است. این نظریه، در دودسته آیات یعنی آیات شورا و آیات بیعت به طور صریح با برخی دیدگاه های دیگر تفسیری، دارای تفاوت هایی است. در مرحله انتخاب رهبر با وجود پذیرش نص و نصب الهی اما برای مشارکت سیاسی مردم موضوعیت نیز قائل است. براساس هم مشورت امری لازم است و هم التزام به مشورت و نتیجه ای که از مشورت برمی خیزد بالاجمال امری ضرور است. رهیافت مطلوب پژوهش، بیعت را ماهیتا نیمه تاسیسی می انگارد. بر این پایه در عصرغیبت، نص و حقانیت رهبری فقیه، بالقوه است که برای تبدل به فعلیت، بیعت را می طلبد. تحویل و تقلیل کلمات حضرت به جدل نیز حتی اگر امری درست باشد نشان دهنده آن است که آن حضرت درعمل این گونه رفتار کرده اند و به گونه دیگری رفتار ننموده اند و در استدلال همگانی این رویه را تجویزنموده و حجیت بخشیده اند. ضمن آن که این مساله در غیرمعصوم به مراتب قوی تر است.

کلیدواژه ها:

مشارکت سیاسی ، حکمرانی قرآنی ، تفسیرسیاسی قرآن ، مشارکت سیاسی حداکثری مشروط(واکارگزارانه) ، کلام سیاسی ، شورا ، بیعت

نویسندگان

علی آقاجانی

استادیار علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه